scrap
scrap - باطله
noun - اسم
UK :
US :
یک تکه کاغذ کوچک، پارچه و غیره
materials or objects that are no longer used for the purpose they were made for but can be used again in another way
مواد یا اشیایی که دیگر برای هدفی که برای آن ساخته شده اند مورد استفاده قرار نمی گیرند، اما می توانند دوباره به روش دیگری مورد استفاده قرار گیرند
مقدار کمی اطلاعات، حقیقت و غیره
یک دعوا یا مشاجره کوتاه
تصمیم بگیرید که از یک طرح یا سیستم استفاده نکنید زیرا عملی نیست
برای خلاص شدن از شر یک ماشین قدیمی، وسیله نقلیه و غیره و استفاده از قطعات آن به طریق دیگری
برای یک دعوای کوتاه
materials or objects that can no longer be used for the purpose they were made for but that can be used again in another way
مواد یا اشیایی که دیگر نمیتوانند برای هدفی که برای آن ساخته شدهاند استفاده شوند، اما میتوانند دوباره به روش دیگری مورد استفاده قرار گیرند
برای خلاص شدن از شر یک ماشین قدیمی، وسیله نقلیه و غیره
با یک سیستم یا برنامه ادامه ندهید
برای خلاص شدن از شر چیزی که دیگر مفید یا مورد نیاز نیست، اغلب از قطعات آن به روش های جدید استفاده می شود
دعوا یا دعوا کردن
ماشین ها و ماشین های قدیمی یا قطعات فلزی و غیره که الان مورد نیاز نیستند اما قطعاتی دارند که می توان از آنها برای ساخت چیزهای دیگر استفاده کرد.
old cars and machines or pieces of metal etc. that are not now needed but have parts that can be used to make other things
یک قطعه کوچک از چیزی یا مقدار کمی اطلاعات
تکه های کوچک غذایی که خورده نشده اند و معمولا دور ریخته می شوند
دعوا یا مشاجره، مخصوصاً یک دعوای سریع و پر سر و صدا در مورد چیزی غیر مهم
خلاص شدن از شر چیزی که دیگر مفید یا خواسته نیست
مواد قدیمی یا استفاده شده، به ویژه فلزی که در یک مکان جمع آوری شده است، اغلب به منظور درمان به طوری که بتوان دوباره از آن استفاده کرد
old or used material esp. metal that has been collected in one place often in order to be treated so that it can be used again
یک قطعه کوچک و اغلب نامنظم از چیزی، یا مقدار کمی از چیزی
تصمیم بگیرید که فعالیت یا برنامه ای را ادامه ندهید
خلاص شدن از شر چیزی که دیگر مفید یا مورد نیاز نیست، مخصوصاً برای اینکه بتوان از قطعات آن استفاده کرد
to get rid of something that is no longer useful or wanted, especially so that its parts can be used
مواد قدیمی مخصوصا فلز که قابل فروش و استفاده مجدد است
ضایعات در زمین بازی یک اتفاق بسیار مکرر است.
کمپرها ماشین قدیمی خود را به یک فروشنده ضایعات فروختند.
طبیعی است که برادران و خواهران چند ضایعات داشته باشند. این بخشی از بزرگ شدن است.
اما داو یک کتاب کامل را بر اساس چند تکه چوب منتشر کرد.
پرندگان باقی مانده غذا را می خوردند.
سادی تا زمانی که میتوانست به سطلها حمله میکرد - شاید رژیم غذایی خرگوشهایش باید تکمیل میشد.
Sadie would raid the bins for scraps when she could - perhaps her diet of rabbits needed to be supplemented.
پس از تصرف حمل و نقل لندن، آنها در 9 مه 1934 برای قراضه به کوهنز فروخته شدند.
این لحاف با عشق از تکه های مواد ساخته شده بود.
او شماره تلفن او را روی یک تکه کاغذ خط زد.
scraps of information
تکه های اطلاعات
او فقط یک تکه چیز (= کوچک و نازک) بود.
برخی از زنان تکه های پارچه در موهای خود بسته بودند.
تفاوتی ایجاد نخواهد کرد.
هیچ مدرکی برای حمایت از ادعای او وجود ندارد.
منظره ای بی ثمر و بدون پوشش گیاهی
او آخرین تکه های غذا را می خورد.
ضایعات را به سگ بدهید.
ماشین را به قراضه فروختیم (= تا هر قطعه خوب دوباره استفاده شود).
scrap metal
اهن قراضه
فروشنده قراضه (= شخصی که قراضه خرید و فروش می کند)
او همیشه در مدرسه درگیر ضایعات بود.
خوک ها از ضایعات غذا تغذیه می شوند.
آخرین تکه های غذا را از بشقابش برداشت.
ارزش ضایعات این خودرو حدود 200 دلار است.
درها را از یک تاجر ضایعات گرفتم.
او با پسر همسایه کمی حرف داشت.
او به نظر می رسد که او در یک قراضه بوده است.
آنها در حال بررسی حذف مالیات و افزایش پول از راه های دیگر هستند.
ما برنامه هایمان برای سفر به فرانسه را کنار گذاشتیم.
صدها سلاح هسته ای از بین رفته است.
scrap iron/metal
ضایعات آهن / فلز
ما ماشین قدیمی خود را به قراضه فروختیم.
آیا یک تکه کاغذ دارید که بتوانم روی آن بنویسم؟
من هر تکه اطلاعاتی را که در این زمینه پیدا کرده ام خوانده ام.
هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد او مرتکب جرم شده است.
ما تمام ضایعات خود را به گربه خود می دهیم.
چند تا بچه تو خیابون یه قراضه میخوردن.
بیش از 60 درصد از کل گرجستان خواهان حفظ پرچم فعلی هستند و تنها 29 درصد خواهان لغو آن هستند.
او به سرقت لوله های مسی متهم شد که سپس به عنوان آهن قراضه فروخت.
بیت
particle
ذره
speck
لکه. خال
crumb
خرده نان
غلات
atom
اتم
fragment
قطعه
morsel
لقمه
shred
خرد کردن
پی گیری
کنه
mite
سرکشی
scruple
یوتا
iota
عنوان
tittle
نقطه
jot
کوچک
smidgen
سوسن
scintilla
اونس
snippet
اشاره
وایت
ounce
رها کردن
hint
مولکول
whit
دست زدن به
کمی
molecule
فلک
برش
modicum
بچه
fleck
گرانول
sliver
tad
granule
