setback
setback - عقب گرد
noun - اسم
UK :
US :
مشکلی که پیشرفت را به تاخیر می اندازد یا مانع می شود یا اوضاع را بدتر از آنچه که بود می کند
something that delays the progress or development of a plan activity etc or makes things worse than they were before
چیزی که پیشرفت یا توسعه یک برنامه، فعالیت و غیره را به تاخیر می اندازد یا اوضاع را بدتر از قبل می کند
چیزی که اتفاق می افتد و باعث به تاخیر انداختن یا جلوگیری از توسعه یک فرآیند می شود
چیزی که باعث تاخیر یا توقف پیشرفت می شود
اتفاقی که می افتد و باعث تاخیر می شود یا از ادامه روند جلوگیری می کند
کاهش قیمت در بازار سهام یا مالی
منینگ در نبرد خود با اعتیاد به الکل شکست خورد.
البته ناامیدی ها و شکست هایی نیز وجود داشت.
Northern's biggest setback came with the loss of midfield maestro Deryck Fox with pulled stomach muscles.
بزرگترین شکست شمالی با از دست دادن استاد خط میانی دریک فاکس با عضلات شکم کشیده شد.
او به دلیل تعدادی از شکست های تجاری افسرده شده بود.
عرفات از بحران ها، شکست ها و چالش های پیش روی رهبری خود جان سالم به در برده است.
But even so the oil-producing countries do not hold all the aces, and they still risk future setbacks.
اما با وجود این، کشورهای تولیدکننده نفت همه گام ها را در اختیار ندارند و همچنان در خطر شکست های آینده هستند.
این تصمیم یک شکست قانونی برای شرکت فولاد است.
حکم قاضی کوک یک شکست بزرگ برای فعالان حقوق مدنی خواهد بود.
تصمیم دادگاه یک شکست بزرگ برای بردلی بود.
مذاکرات صلح با شکستهای پی در پی مواجه شده است.
Like any organization we had our setbacks.
مثل هر سازمانی، ما هم عقبنشینیهایی داشتیم.
در پی این شکست اخیر، حتی 2 درصد هم اکنون خوش بینانه به نظر می رسد.
این دو باخت یک شکست جدی برای امیدهای پلی آف این تیم است.
در عوض، این عقبنشینی باعث کاهش طغیانها در سایر سرزمینها شده است.
این عقب نشینی نشان دهنده بی اعتمادی عمیق بین دو طرف است.
این تیم با مصدومیت بهترین بازیکن خود دچار یک شکست بزرگ شد.
شکست مذاکرات نشان دهنده یک عقب گرد موقت در روند صلح است.
با هیچ شکست زودهنگامی ناامید نشوید.
این یک شکست بزرگ در مبارزه برای تغییر سیستم عدالت کیفری ما است.
یک شکست بیشتر برای صنعت زغال سنگ
یک شکست جدی در شانس او برای انتخاب مجدد
سالی پس از عمل جراحی خود به خوبی بهبود یافته بود، اما دیروز یک شکست را تجربه کرد/تحمل شد.
یک عقب گرد جزئی/موقت در برنامه های ما وجود داشته است.
دموکرات ها در انتخابات دیروز شکست جدی خوردند و هر سه کرسی مورد رقابت را از دست دادند.
او دیروز در تلاش برای تصاحب سهام در شرکت تلفن همراه دچار شکست شد.
قانون جدید شکست اپراتورهای کابلی کوچکتر بود که به فکر فروش به شرکت های دیگر بودند.
a major/serious setback
یک شکست بزرگ/جدی
این تصمیم آخرین مورد از یک سری شکست برای صنعت است.
گروه سفارش پستی با کاهش 17p به 366.5p مواجه شد.
Small companies are less likely to be diversified so setbacks in a single sector are more likely to wipe them out.
شرکتهای کوچک کمتر متنوع میشوند، بنابراین عقبنشینی در یک بخش بیشتر احتمال دارد که آنها را از بین ببرد.
hitch
تکان دادن
بررسی
glitch
قطعی
فوت کردن، دمیدن
disappointment
ناامیدی
reverse
معکوس
upset
ناراحت
reversal
واژگونی
تاخیر انداختن
در زدن
complication
عوارض
موضوع
misfortune
بد شانسی
mishap
بدبختی
مسئله
whammy
غمگین
شکست
دشواری
hiccup
سکسکه
hindrance
مانع
impediment
سپری شدن
lapse
انسداد
obstruction
رد کردن
rebuff
پشتی
backset
حمام
bath
پایین
آزاردهنده
bummer
ویران شدن
comedown
فویل
foil
توقف
holdup
دستاورد
پیشرفت
مزیت - فایده - سود - منفعت
کمک
معاونت
blessing
برکت
boon
ببخشید
boost
تقویت
breakthrough
قناعت
contentment
اعزام
expedition
پیشبرد
furtherance
صلح
موفقیت
قدم به جلو
توسعه
پیش رفتن
بهبود
advancement
پیشروی
افزایش
نوآوری
headway
اصلاح
enhancement
کسب کردن
innovation
جهش
refinement
اختراع
بالا آمدن
leap
یافته
invention
پیدا کردن
انقلاب
