watermark

base info - اطلاعات اولیه

watermark - واترمارک

noun - اسم

/ˈwɔːtərmɑːrk/

UK :

/ˈwɔːtəmɑːk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [watermark] در گوگل
description - توضیح

  • طرح ویژه ای که روی کاغذ، به ویژه اسکناس ها قرار داده شده است، که تنها زمانی قابل مشاهده است که آن را در مقابل نور نگه دارید

  • a special mark contained in electronic documents, pictures, music etc that is used to stop people from copying them


    یک علامت ویژه موجود در اسناد الکترونیکی، تصاویر، موسیقی و غیره که برای جلوگیری از کپی کردن آنها استفاده می شود


  • طرحی که روی کاغذ قرار داده شده است که وقتی آن را روی نور نگه می‌دارید می‌توانید آن را ببینید

  • an electronic device in text pictures, music etc in DIGITAL form showing where they came from. Watermarks can be used to fight against illegal copying


    یک دستگاه الکترونیکی در متن، عکس، موسیقی و غیره به شکل دیجیتال، که نشان می دهد از کجا آمده اند. از واترمارک ها می توان برای مبارزه با کپی غیرقانونی استفاده کرد


  • علامتی که در برخی از انواع کاغذ در حین تولید آن ایجاد می شود که تنها در صورت نگه داشتن آن در برابر نور قابل مشاهده است

  • a mark showing the highest or lowest level that a river or the sea reaches


    علامتی که بالاترین یا پایین ترین سطحی را که یک رودخانه یا دریا به آن می رسد نشان می دهد

  • a mark made on some types of paper especially paper money that is only seen if it is held against the light and that is used to stop illegal copies being made


    علامتی که روی برخی از انواع کاغذ مخصوصاً پول کاغذی ایجاد می شود که فقط در صورت نگه داشتن آن در مقابل نور دیده می شود و برای جلوگیری از کپی های غیرقانونی استفاده می شود.

  • a pattern that is added to photographs, films, and sound files to show who owns the information


    الگویی که به عکس‌ها، فیلم‌ها و فایل‌های صوتی اضافه می‌شود تا نشان دهد چه کسی مالک اطلاعات است


  • تصویر پشت متن اصلی یک سند کامپیوتری، به عنوان مثال، در اسناد رسمی شرکت یا در اسنادی که هنگام سخنرانی استفاده می شود


  • سطح یا ارزش خاصی برای یک سرمایه گذاری که برای اندازه گیری عملکرد آن استفاده می شود

  • the highest level reached by an investment in a particular period


    بالاترین سطحی که سرمایه گذاری در یک دوره خاص به آن می رسد


  • برای افزودن واترمارک به کاغذ یا سند کامپیوتری

  • I am distinguished not by my appearance but by a watermark.


    من نه با ظاهرم، بلکه با یک واترمارک متمایز هستم.

  • By moving the portrait to the left engravers made more room for a watermark.


    با حرکت پرتره به سمت چپ، حکاکی ها فضای بیشتری را برای واترمارک ایجاد کردند.

  • There is a watermark on this $50 bill.


    روی این اسکناس 50 دلاری یک واترمارک وجود دارد.

  • The Windows driver provides a wide range of facilities, including laying down watermarks and printing multiple pages per sheet.


    درایور ویندوز طیف وسیعی از امکانات، از جمله قرار دادن واترمارک و چاپ چندین صفحه در هر برگ را فراهم می کند.

  • And not just any old envelope, but a special luxury brand with a griffin watermark.


    و نه هر پاکت قدیمی، بلکه یک برند لوکس خاص با یک واترمارک گریفین.

  • Penal Policy in a Changing Society stands as the high watermark of what later became known as the treatment model.


    خط مشی کیفری در جامعه در حال تغییر به عنوان علامت برجسته آنچه که بعداً به عنوان مدل درمان شناخته شد است.

  • This contains an invisible watermark ... detectable only to electronic tills and cash dispensers.The company says it should be impossible to copy.


    این شامل یک واترمارک نامرئی است... که فقط برای ماشین‌های پول الکترونیکی و دستگاه‌های پول نقد قابل تشخیص است. این شرکت می‌گوید کپی کردن آن غیرممکن است.

  • Each print is illustrated and there is an appendix on watermarks.


    هر چاپ مصور است و یک ضمیمه روی واترمارک وجود دارد.

example - مثال
  • The books have anti-piracy watermarks on the first page.


    کتاب ها دارای واترمارک ضد دزدی دریایی در صفحه اول هستند.

  • digital/electronic watermark


    واترمارک دیجیتال/الکترونیکی

  • The software encodes a watermark within the DVD copy that can be traced back to the owners of the software.


    این نرم افزار یک واترمارک را در داخل کپی DVD کدگذاری می کند که می توان آن را به صاحبان نرم افزار ردیابی کرد.

  • A watermark is more transparent than a background and is often used as a way to display company logos during a presentation.


    واترمارک شفاف‌تر از پس‌زمینه است و اغلب به عنوان راهی برای نمایش لوگوی شرکت در طول ارائه استفاده می‌شود.

  • Fund managers need to have a watermark to reach in each analysed investment spell.


    مدیران صندوق باید در هر طلسم سرمایه گذاری تجزیه و تحلیل شده، یک واترمارک برای رسیدن به آن داشته باشند.

  • Venture investments in start-up companies hit an all-time high in the San Diego region last year although it may prove to be a high watermark.


    سرمایه‌گذاری‌های مخاطره‌آمیز در شرکت‌های نوپا در سال گذشته در منطقه سن دیگو به بالاترین حد خود رسید، اگرچه ممکن است ثابت شود که علامت بالایی است.

  • Commercial image resellers often digitally watermark their images.


    فروشندگان تصاویر تجاری اغلب به صورت دیجیتالی تصاویر خود را واترمارک می کنند.

synonyms - مترادف

  • خط آب


  • خط بارگذاری

  • Plimsoll line


    خط Plimsoll

  • Plimsoll mark


    علامت پلیمزول

  • load waterline


    بارگذاری خط آب


  • حد قانونی

antonyms - متضاد

  • پایین

  • nadir


    سمت القدم


  • کف سنگ

لغت پیشنهادی

moot

لغت پیشنهادی

falsehood

لغت پیشنهادی

characteristics