subsidy
subsidy - یارانه
noun - اسم
UK :
US :
یارانه
یارانه داده می شود
یارانه دادن
money that is paid by a government or organization to make prices lower reduce the cost of producing goods etc
پولی که توسط یک دولت یا سازمان برای کاهش قیمت، کاهش هزینه تولید کالا و غیره پرداخت می شود
money that is paid by a government or organization to make something such as a particular food or product cheaper to buy use or produce
پولی که توسط یک دولت یا سازمان پرداخت می شود تا چیزی مانند یک غذا یا محصول خاص برای خرید، استفاده یا تولید ارزان تر شود.
پولی که به عنوان بخشی از هزینه چیزی برای کمک یا تشویق به وقوع آن داده می شود
پولی که توسط یک دولت یا یک سازمان برای کاهش هزینه های تولید غذا، یک محصول و غیره و کمک به پایین نگه داشتن قیمت ها داده می شود.
money given by a government or an organization to reduce the cost of producing food a product etc. and to help to keep prices low
این مقام کمیسیون اصرار داشت که این وام ها با بهره قابل بازپرداخت هستند و یارانه محسوب نمی شوند.
The Commission official insisted these loans were repayable with interest and did not constitute a subsidy.
اما کمک های مالی برای کمک به انتخاب یا شکست نامزدهای سیاسی از سال 1954 از دریافت چنین یارانه ای محروم شده است.
But donations to help elect or defeat political candidates have been denied such a subsidy since 1954.
یکی از نمایندگان پیشنهاد آقای گامر برای لغو یارانه های تولید کشاورزی را به رای بوقلمون ها برای کریسمس تشبیه کرد.
One delegate likened Mr Gummer's motion to abolish subsidies on agricultural production to turkeys voting for Christmas.
کشاورزان ایالات متحده برای مقابله با کاهش یارانه های کشاورزی مشکل دارند.
یارانه مزارع در سال گذشته بالغ بر 53 میلیارد دلار بود.
یارانه های فدرال برای کمک به کارفرمایان در پرداخت حق بیمه در دسترس خواهد بود.
گروههای مدرن آمریکایی بدون یارانههای سخاوتمندانهای که ارکسترهای اروپایی دریافت میکنند، تحت فشار فزایندهای برای نواختن قطعات محبوب هستند.
Lacking the generous subsidies that European orchestras receive modern American groups are under increasing pressure to play popular pieces.
یارانه های دولتی در قالب اطلاعیه های قانونی کاهش یافت در حالی که درآمد تیراژ و تبلیغات به طور چشمگیری افزایش یافت.
Government subsidies in the form of legal notices shrank while circulation and advertising income rose dramatically.
یارانه های مسکن، مکمل های غذایی و مراقبت های بهداشتی به سطوحی کاهش می یابد که دیگر نمی تواند درد را کاهش دهد.
Housing subsidies, food supplements, and health care will decline to levels that no longer can alleviate the pain.
کاهش ارزش و کاهش یارانه ها منجر به افزایش قیمت ها بین 100 تا 120 درصد شد.
با این حال، یارانه هنگفتی از کنگره به وال استریت بود.
این کارگروه نوعی یارانه را برای کمک به کسب و کارها توصیه کرده است تا راه اندازی اینترنت خود را راه اندازی کنند.
The taskforce has recommended some kind of subsidy to help businesses get their Internet start-ups off the ground.
آنها یک حومه شهر جدید را ساختند و تأمین مالی کردند و این کار را بدون یارانه عمومی انجام دادند.
کنگره ممکن است برخی از یارانه ها را به کشاورزان کاهش دهد.
بدون یارانه های دولتی، راه آهن نمی توانست دوام بیاورد.
و به مدت دو روز مقامات شورای عمومی در مورد امکان تمدید یارانه با دولت گفتگو کردند.
And for two days officials from the General Council discussed with the Government the possibility of extending the subsidy.
agricultural subsidies
یارانه های کشاورزی
برای کاهش سطح یارانه
یارانه های صادراتی 20 درصد کاهش یافته است.
شورای هنر یارانه کوچکی به آنها داد.
کمکی که دولت به این صنعت می کند در حد یارانه غیرمستقیم است.
اتحادیه اروپا سالانه میلیاردها دلار برای یارانه به کشاورزان هزینه می کند.
اعتراض به حذف یارانه کالاهای اساسی
یارانه دولتی برای تولیدکنندگان برنج
یارانه کالاها و خدمات اساسی
The company received a substantial government subsidy.
این شرکت یارانه قابل توجهی از دولت دریافت کرد.
The government is planning to abolish subsidies to farmers.
دولت قصد دارد یارانه کشاورزان را لغو کند.
export subsidies
یارانه های صادراتی
farm subsidies
یارانه های دولتی/عمومی/دولتی
government/public/state subsidies
یارانه های کشاورزی/صادرات/کشاورزی
agricultural/export/farm subsidies
ارائه/دریافت/دریافت یارانه
provide/receive/get a subsidy
این برنامه یارانه های سنتی را برای کالاهایی مانند گندم، ذرت و پنبه ارائه می کند.
به کسانی که دام دارند 50 درصد یارانه هزینه خوراک داده می شود.
قانون انرژی میلیاردها دلار یارانه برای صنایع هسته ای، نفت، گاز و زغال سنگ در نظر گرفته است.
The Energy Act provides billions of dollars in subsidies for the nuclear oil gas and coal industries.
دولت یارانه برق و بنزین را قطع کرده است.
The government has cut subsidies on electricity and petrol.
اعطا کردن
allowance
کمک هزینه
مشارکت
subvention
کمک
تخصیص
allocation
معاونت
allotment
وقف
حمایت کردن
endowment
هدیه
پشتیبان
احسان
backing
عطا کردن
benefaction
بورسیه
bestowal
اهدا
bursary
منابع مالی
donation
سرمایه گذاری
حاضر
حمایت
سالیانه
خیریه
sponsorship
استحقاق
annuity
دارایی، مالیه، سرمایه گذاری
appropriation
جزوه
تسکین
entitlement
صدقه
اهدایی
handout
alms
donative
stipend
forfeit
از دست دادن
hindrance
مانع
جراحت
ضرر - زیان
متوقف کردن
مالیات
obstruction
انسداد
blockage
صدمه
اعلام وصول
receipt
دلسردی
discouragement
تضاد
antagonism
فروتنی
harm
رد
humility
رقابت
disapproval
مخالفت
حمله کنند
انحراف
modesty
detraction
