subsidy

base info - اطلاعات اولیه

subsidy - یارانه

noun - اسم

/ˈsʌbsədi/

UK :

/ˈsʌbsədi/

US :

family - خانواده
subsidization
یارانه
subsidized
یارانه داده می شود
subsidize
یارانه دادن
google image
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subsidy] در گوگل
description - توضیح
  • money that is paid by a government or organization to make prices lower reduce the cost of producing goods etc


    پولی که توسط یک دولت یا سازمان برای کاهش قیمت، کاهش هزینه تولید کالا و غیره پرداخت می شود


  • پولی که توسط یک دولت یا سازمان پرداخت می شود تا چیزی مانند یک غذا یا محصول خاص برای خرید، استفاده یا تولید ارزان تر شود.


  • پولی که به عنوان بخشی از هزینه چیزی برای کمک یا تشویق به وقوع آن داده می شود


  • پولی که توسط یک دولت یا یک سازمان برای کاهش هزینه های تولید غذا، یک محصول و غیره و کمک به پایین نگه داشتن قیمت ها داده می شود.


  • این مقام کمیسیون اصرار داشت که این وام ها با بهره قابل بازپرداخت هستند و یارانه محسوب نمی شوند.

  • The Commission official insisted these loans were repayable with interest and did not constitute a subsidy.


    اما کمک های مالی برای کمک به انتخاب یا شکست نامزدهای سیاسی از سال 1954 از دریافت چنین یارانه ای محروم شده است.

  • But donations to help elect or defeat political candidates have been denied such a subsidy since 1954.


    یکی از نمایندگان پیشنهاد آقای گامر برای لغو یارانه های تولید کشاورزی را به رای بوقلمون ها برای کریسمس تشبیه کرد.

  • One delegate likened Mr Gummer's motion to abolish subsidies on agricultural production to turkeys voting for Christmas.


    کشاورزان ایالات متحده برای مقابله با کاهش یارانه های کشاورزی مشکل دارند.

  • US farmers are having trouble coping with the reductions in agricultural subsidies.


    یارانه مزارع در سال گذشته بالغ بر 53 میلیارد دلار بود.

  • Farm subsidies totaled $53 billion last year.


    یارانه های فدرال برای کمک به کارفرمایان در پرداخت حق بیمه در دسترس خواهد بود.

  • Federal subsidies would be available to help employers pay the insurance premiums.


    گروه‌های مدرن آمریکایی بدون یارانه‌های سخاوتمندانه‌ای که ارکسترهای اروپایی دریافت می‌کنند، تحت فشار فزاینده‌ای برای نواختن قطعات محبوب هستند.

  • Lacking the generous subsidies that European orchestras receive modern American groups are under increasing pressure to play popular pieces.


    یارانه های دولتی در قالب اطلاعیه های قانونی کاهش یافت در حالی که درآمد تیراژ و تبلیغات به طور چشمگیری افزایش یافت.

  • Government subsidies in the form of legal notices shrank while circulation and advertising income rose dramatically.


    یارانه های مسکن، مکمل های غذایی و مراقبت های بهداشتی به سطوحی کاهش می یابد که دیگر نمی تواند درد را کاهش دهد.

  • Housing subsidies, food supplements, and health care will decline to levels that no longer can alleviate the pain.


    کاهش ارزش و کاهش یارانه ها منجر به افزایش قیمت ها بین 100 تا 120 درصد شد.

  • The devaluation and the cuts in subsidies resulted in price rises of between 100 and 120 percent.


    با این حال، یارانه هنگفتی از کنگره به وال استریت بود.

  • Still it amounted to a massive subsidy to Wall Street from Congress.


    این کارگروه نوعی یارانه را برای کمک به کسب و کارها توصیه کرده است تا راه اندازی اینترنت خود را راه اندازی کنند.

  • The taskforce has recommended some kind of subsidy to help businesses get their Internet start-ups off the ground.


    آنها یک حومه شهر جدید را ساختند و تأمین مالی کردند و این کار را بدون یارانه عمومی انجام دادند.

  • They built and financed a whole new suburb, and they did it without a public subsidy.


    کنگره ممکن است برخی از یارانه ها را به کشاورزان کاهش دهد.

  • Congress may cut some subsidies to farmers.


    بدون یارانه های دولتی، راه آهن نمی توانست دوام بیاورد.

  • Without state subsidies, the railways couldn't survive.


    و به مدت دو روز مقامات شورای عمومی در مورد امکان تمدید یارانه با دولت گفتگو کردند.

  • And for two days officials from the General Council discussed with the Government the possibility of extending the subsidy.


example - مثال
  • agricultural subsidies


    یارانه های کشاورزی

  • to reduce the level of subsidy


    برای کاهش سطح یارانه

  • Export subsidies have been reduced by 20 per cent.


    یارانه های صادراتی 20 درصد کاهش یافته است.

  • The Arts Council granted them a small subsidy.


    شورای هنر یارانه کوچکی به آنها داد.

  • The help that the government gives the industry amounts to an indirect subsidy.


    کمکی که دولت به این صنعت می کند در حد یارانه غیرمستقیم است.

  • The EU spends billions on subsidies to farmers every year.


    اتحادیه اروپا سالانه میلیاردها دلار برای یارانه به کشاورزان هزینه می کند.

  • protests against the removal of subsidies on basic commodities


    اعتراض به حذف یارانه کالاهای اساسی

  • state subsidies for rice producers


    یارانه دولتی برای تولیدکنندگان برنج

  • subsidies on basic goods and services


    یارانه کالاها و خدمات اساسی

  • The company received a substantial government subsidy.


    این شرکت یارانه قابل توجهی از دولت دریافت کرد.

  • The government is planning to abolish subsidies to farmers.


    دولت قصد دارد یارانه کشاورزان را لغو کند.

  • export subsidies


    یارانه های صادراتی

  • farm subsidies


    یارانه های دولتی/عمومی/دولتی

  • government/public/state subsidies


    یارانه های کشاورزی/صادرات/کشاورزی

  • agricultural/export/farm subsidies


    ارائه/دریافت/دریافت یارانه

  • provide/receive/get a subsidy


    این برنامه یارانه های سنتی را برای کالاهایی مانند گندم، ذرت و پنبه ارائه می کند.

  • The program provides traditional subsidies for commodities like wheat, corn and cotton.


    به کسانی که دام دارند 50 درصد یارانه هزینه خوراک داده می شود.

  • Those with livestock are given subsidies of 50% on feed costs.


    قانون انرژی میلیاردها دلار یارانه برای صنایع هسته ای، نفت، گاز و زغال سنگ در نظر گرفته است.

  • The Energy Act provides billions of dollars in subsidies for the nuclear oil gas and coal industries.


    دولت یارانه برق و بنزین را قطع کرده است.

  • The government has cut subsidies on electricity and petrol.


synonyms - مترادف

  • اعطا کردن

  • allowance


    کمک هزینه


  • مشارکت

  • subvention


    کمک

  • aid


    تخصیص

  • allocation


    معاونت

  • allotment


    وقف


  • حمایت کردن

  • endowment


    هدیه


  • پشتیبان


  • احسان

  • backing


    عطا کردن

  • benefaction


    بورسیه

  • bestowal


    اهدا

  • bursary


    منابع مالی

  • donation


    سرمایه گذاری


  • حاضر


  • حمایت


  • سالیانه


  • خیریه

  • sponsorship


    استحقاق

  • annuity


    دارایی، مالیه، سرمایه گذاری

  • appropriation


    جزوه


  • تسکین

  • entitlement


    صدقه


  • اهدایی

  • handout



  • alms


  • donative


  • stipend


antonyms - متضاد
  • forfeit


    از دست دادن

  • hindrance


    مانع


  • جراحت


  • ضرر - زیان


  • متوقف کردن

  • tax


    مالیات

  • obstruction


    انسداد

  • blockage


    صدمه


  • اعلام وصول

  • receipt


    دلسردی

  • discouragement


    تضاد

  • antagonism


    فروتنی

  • harm


    رد

  • humility


    رقابت

  • disapproval


    مخالفت


  • حمله کنند


  • انحراف

  • modesty



  • detraction


لغت پیشنهادی

young

لغت پیشنهادی

abysmal

لغت پیشنهادی

calculate