exhibit
exhibit - نمایشگاه
verb - فعل
UK :
US :
برای نشان دادن چیزی در یک مکان عمومی تا مردم بتوانند آن را ببینند
به وضوح یک کیفیت، احساس یا توانایی خاص را نشان دهد
چیزی، مثلاً یک نقاشی، که در یک مکان عمومی گذاشته می شود تا مردم بتوانند آن را ببینند
شیئی که در دادگاه برای اثبات مجرم بودن یا نبودن کسی نشان داده می شود
an exhibition
نمایشگاه
قرار دادن چیزی در یک مکان عمومی مانند نمایشگاه تجاری تا مردم بتوانند بروند و آن را ببینند
چیزی که در یک مکان عمومی مانند نمایشگاه تجاری به نمایش گذاشته شده است
یک تصویر، نقاشی یا نموداری که در یک سخنرانی برای کمک به ارائه اطلاعات به کسی استفاده می شود
an object piece of clothing etc that is used in a court of law to try to prove that someone is guilty or not guilty
یک شیء، تکه لباس و غیره که در دادگاه برای اثبات مجرم بودن یا بی گناهی شخصی استفاده می شود.
the American word for exhibition
کلمه آمریکایی برای نمایشگاه
برای نشان دادن چیزی به صورت عمومی
شیئی که در موزه به عموم نشان داده می شود و غیره.
مجموعه ای از اشیاء که در موزه به نمایش عموم گذاشته می شود و غیره.
چیزی که در محاکمه به عنوان دلیل (= دلیل بر صحت چیزی) استفاده می شود
برای نشان دادن چیزی در انظار عمومی برای رقابت، فروش یا سرگرمی
برای نشان دادن چیزی، به ویژه یک کیفیت، با رفتار شما
یک شی یا مجموعه ای از چیزهایی که به صورت عمومی نشان داده می شود تا مردم از آن لذت ببرند یا درباره آن بیاموزند
قانون یک نمایشگاه آیتمی است که به عنوان مدرک (= مدرک) در یک محاکمه استفاده می شود.
برای نمایش عمومی چیزی در مکانی مانند موزه یا نمایشگاه تجاری
اگر کسی یا چیزی کیفیتی را از خود نشان دهد، نشان می دهد که آن کیفیت را دارد
شیئی که در مکانی مانند موزه یا نمایشگاه تجاری به عموم نشان داده می شود
یک شی، عکس و غیره که در دادگاه نشان داده می شود زیرا اطلاعاتی در مورد جرم می دهد
کیهانهای اورفیک برای به تصویر کشیدن انسانها و همچنین دنیایی که در آن زندگی میکنند، نگرانی نشان میدهند.
برخی از بیماران رفتار پرخاشگرانه و خشونت آمیز از خود نشان می دهند.
واضح است که آرتای حداقل یک ویژگی جهش یافته را به نمایش گذاشته است.
این مجسمه برای اولین بار در نمایشگاه ملی کانادا به نمایش گذاشته شد.
We have seen that in capitalist societies, different classes exhibit differences in social characteristics, such as values and patterns of behaviour.
دیدهایم که در جوامع سرمایهداری، طبقات مختلف تفاوتهایی در ویژگیهای اجتماعی، مانند ارزشها و الگوهای رفتاری از خود نشان میدهند.
Contrary to systems that could be under-stood by old-fashioned reductionism, these dynamic systems exhibited emergent behavior.
برخلاف سیستمهایی که با تقلیلگرایی قدیمی قابل درک بودند، این سیستمهای پویا رفتار نوظهوری از خود نشان دادند.
Anyone who exhibits extreme anxiety in the face of potential danger is unlikely to become an effective military leader.
هر کسی که در مواجهه با خطر بالقوه اضطراب شدیدی از خود نشان دهد، بعید است که به یک رهبر نظامی مؤثر تبدیل شود.
He exhibited high intelligence had an exceptional memory but was unpopular and solitary because he hated games.
او هوش بالایی از خود نشان می داد، حافظه ای استثنایی داشت، اما به دلیل نفرت از بازی، محبوب و منزوی بود.
با من، او هیچ یک از آن خجالتی را که عصر قبل در شرکت بایرون به نمایش گذاشته بود، نداشت.
آنها طرح های جدید خود را در نمایشگاه های تجاری به نمایش خواهند گذاشت.
در طول عمر این هنرمند تنها یک نقاشی به نمایش گذاشته شد.
او در آرزوی فرصتی بود تا آثارش را به صورت عمومی به نمایش بگذارد.
او مرتباً در گالری های هنری محلی نمایشگاه می گذارد.
بیمار علائم خستگی و از دست دادن حافظه را نشان داد.
این سه رمان اعتماد به نفس فزاینده ای را در استفاده نویسنده از زبان نشان می دهند.
He frequently exhibits at the art gallery.
او اغلب در گالری هنری نمایشگاه می گذارد.
در تابستان، آکادمی چندین چاپ را به نمایش می گذارد که به ندرت دیده می شود.
او با توجه به گستاخی او، خودکنترلی زیادی از خود نشان داد.
The museum has a fascinating collection of exhibits ranging from Iron Age pottery to Inuit clothing.
این موزه مجموعه ای جذاب از نمایشگاه های مختلف از سفال های عصر آهن گرفته تا لباس های اینویت دارد.
بیایید بریم نمایشگاه دایناسورهای جدید را ببینیم.
آیا نمایشگاه C همان سلاحی است که شما می گویید استفاده شده است؟
این گالری نقاشی ها و آبرنگ های او را به نمایش می گذارد.
او قضاوت ضعیفی از خود نشان داد.
نمایشگاههای موزه از سفالهای عصر آهن تا لباسهای اسکیمویی را شامل میشود.
او آثار هنری خود را در سراسر جهان به نمایش گذاشته است.
جایزه 20000 پوندی به او کمک کرد تا در نمایشگاه مد پاریس به نمایش بگذارد.
Did he exhibit any leadership talents?
آیا او استعداد رهبری از خود نشان داد؟
art exhibits
نمایشگاه های هنری
نمایشگاه
نمایش دادن
نشان می دهد
exposition
ارائه
نسخه ی نمایشی
expo
ویترین
نشان دادن
demo
تماشایی
showcase
تظاهرات
showing
تصویر
spectacle
دوسالانه
رژه
illustration
گذشته نگر
biennale
مشاهده
parade
نصب
retrospective
کارایی
viewing
افشا
mounting
نمایش عمومی
نمایشگاه تجاری
revelation
نمایشگاه جهانی
مسابقه
قرارداد
پخش می شود
pageant
نمایشگاه شهرستان
تجلی
airing
زیاده خواهی
کارناوال
manifestation
نمایندگی
extravaganza
carnival