assembly
assembly - مونتاژ
noun - اسم
UK :
US :
مجموعه
جمع آوری کنید
a group of people who are elected to make decisions or laws for a particular country area or organization
گروهی از مردم که برای تصمیم گیری یا تصمیم گیری برای یک کشور، منطقه یا سازمان خاص انتخاب می شوند
ملاقات با یک گروه از افراد برای یک هدف خاص
جلسه منظم همه معلمان و دانش آموزان یک مدرسه
فرآیند کنار هم قرار دادن اجزای یک چیزی
فرآیند کنار هم قرار دادن قطعات محصولات
گروهی از مردم که برای اتخاذ قوانین یا تصمیم گیری برای یک کشور یا منطقه خاص انتخاب می شوند
a group of people especially one that meets regularly for a particular purpose such as government or more generally the process of coming together or the state of being together
گروهی از مردم، به ویژه افرادی که به طور منظم برای هدفی خاص، مانند دولت، یا به طور کلی، روند گرد هم آمدن، یا وضعیت با هم بودن ملاقات می کنند.
یکی از دو بخشی از دولت که در بسیاری از ایالات ایالات متحده قوانین وضع می کند
a meeting in a school of several classes, usually at the beginning of the school day to give information or to say prayers together
جلسه ای در مدرسه ای متشکل از چند کلاس، معمولاً در ابتدای روز مدرسه، برای اطلاع رسانی یا خواندن نماز با هم
فرآیند کنار هم قرار دادن قطعات یک ماشین یا سازه
ساختار تولید شده توسط این فرآیند
گروهی از مردم، به ویژه یکی به طور منظم برای یک هدف خاص دور هم جمع می شد
در ایالات متحده، مجلس یکی از دو بخش دولت در بسیاری از ایالت ها است که قوانین را وضع می کند
An assembly in a school is a gathering of several classes for a group activity that is usually educational.
مجمع در مدرسه، گردهمایی چند کلاس برای یک فعالیت گروهی است که معمولاً آموزشی است.
the process of putting together the parts of a machine or structure or the thing produced by this process
فرآیند کنار هم قرار دادن قطعات یک ماشین یا سازه یا چیزی که توسط این فرآیند تولید می شود
گروهی از مردم که برای هدفی خاص، به ویژه برای حکومت، وضع قوانین، یا بحث در مورد مسائل سیاسی گرد هم می آیند
a group of people that meets for a particular purpose especially to govern, make laws, or discuss political questions
یکی از دو بخشی از دولت که در بسیاری از ایالت های ایالات متحده قوانین وضع می کند
اولین پرواز مونتاژ ایستگاه برای نوامبر برنامه ریزی شده بود.
کتی، و تونی کاربو، و مجلسی شاد از شخصیتهای برجسته با راه راههای پیندار و پیراهنهای آبی نشاستهای آنجا بودند.
Kathy was there and Tony Carbo, and a happy-looking assembly of dignitaries in pin-stripes and starched blue shirts.
قصد اولیه این بود که عملیات مونتاژ را به پیمانکاران فرعی واگذار کنیم.
این امکان را برای انتخاب همه مالکان بالای بیست و پنج سال از نمایندگان در مجامع محلی و استانی فراهم کرد.
This provided for the election by all landowners over the age of twenty-five of representatives to local and provincial assemblies.
به عنوان مثال، من شنیده ام که مجامع نمایندگی تعاونی های بزرگ، مدیر خود را انتخاب می کنند.
For instance I've heard of representative assemblies of large co-operatives choosing their own director.
جفریز برای مجلس ایالتی در ناحیه 22 نامزد می شود.
اغلب تغییرات کوچکی در مونتاژ و ساخت قطعات مشابه وجود داشت.
برخی از فروشگاه های اسباب بازی به مونتاژ کمک می کنند.
state/legislative/federal/local assemblies
مجامع ایالتی/قانونی/فدرال/محلی
قدرت به مجامع استانی و منطقه ای واگذار شده است.
مجلس ملی به تصویب این بودجه رای داده است.
the California Assembly
مجمع کالیفرنیا
مجمع عمومی سازمان ملل
assembly elections
انتخابات مجلس
an elected assembly
یک مجمع منتخب
آنها برای آزادی بیان و آزادی تجمع می جنگیدند.
او قرار بود در یک مجمع عمومی درباره این موضوع سخنرانی کند.
محل تجمع (= مکانی که از مردم خواسته شده است که با هم ملاقات کنند)
معاون در آن روز مجلس مدرسه (= رهبری) را می گرفت.
کنار هم قرار دادن قفسه کتاب باید یک کار مونتاژ ساده باشد.
یک کارخانه مونتاژ خودرو
مونتاژ صحیح قطعات
Some assembly is required.
مقداری مونتاژ لازم است.
کره جنوبی این هفته به مجلس ملی خود رای داد.
این اطلاعیه در جلسه صبحگاهی اعلام شد.
مجمع رای به تأخیر در این قانون داد تا امکان رایزنی بیشتر فراهم شود.
این شرکت بیست کارخانه مونتاژ در اروپا دارد.
این موضوعات در مجامع محلی مطرح شده است.
آنها خواستار حق برگزاری اجتماعات مسالمت آمیز بودند.
این کارخانه به مونتاژ و تست نهایی می پردازد.
هر روز صبح مجلس برگزار می کنیم.
هنگامی که زنگ آتش به صدا درآمد، ساختمان را ترک کرده و به محل مونتاژ خود بروید.
مبلمان طراحی شده برای مونتاژ خانه
کارگران در خط مونتاژ
فردا صبح در مونتاژ فلوت میزنم.
قوانین حاکم بر آزادی اجتماعات به تدریج کاهش یافت.
مقداری مونتاژ تجهیزات مورد نیاز است.
این حزب تنها 3 کرسی در مجلس ملی 51 کرسی دارد.
هر جمعه صبح یک مجلس کامل مدرسه برگزار می شود.
ساخت و ساز
fabrication
ساخت
ساختمان
manufacture
نعوظ
erection
تولید
قالب گیری انگلستان
mouldingUK
moldingUS
moldingUS
شکل دادن
shaping
راه اندازی
ساختن
تشکیل
ایجاد
ترکیب بندی
توسعه
making
کنار هم قرار دادن
مد کردن
forming
آهنگری
بالا بردن
putting together
استقرار
fashioning
قرار دادن
forging
ساختار
raising
فرمولاسیون
اختراع
putting up
پیدایش
ساختگی
formulation
ارتفاع
invention
آماده سازی
origination
contriving
elevation
dismantling
برچیدن
تخریب
ruin
خراب کردن
wrecking
ویران کردن
demolition
درهم شکستن
demolishment
خرد کردن
smashing
متلاشی شدن
crushing
حذف
disintegrating
elimination
