bounces
bounces - پرش می کند
N/A - N/A
UK :
US :
(باعث) حرکت کردن یا دور شدن پس از برخورد با سطح
با انرژی و مشتاقانه حرکت کند
به دلیل عدم وجود پول در حساب بانکی (باعث چک به) پرداخت یا قبول نشدن
If an email that you send bounces or is bounced, it comes back to you because the address is wrong or there is a computer problem.
اگر ایمیلی که ارسال میکنید برگشت یا بازگردانده شد، به دلیل اشتباه بودن آدرس یا مشکل کامپیوتری به شما برمیگردد.
عمل جهش یا کیفیتی که باعث می شود چیزی قادر به جهش باشد
بهبود یا تغییر به سطح بالاتر، برای مثال در میزان محبوبیت یک سیاستمدار یا حزب
بالا رفتن یا دور شدن پس از برخورد با سطح، یا اینکه چیزی به این سمت حرکت کند
(of a check) to not be paid or accepted by a bank because of a lack of money in the account or to pay with a check for which there is not enough money in the account
(چک) به دلیل نداشتن وجه در حساب بانکی آن را نپرداخت یا نپذیرفت یا با چکی که پول کافی در حساب آن وجود ندارد پرداخت شود.
موقعیتی که چیزی مانند توپ پس از برخورد به سطح به سمت بالا یا دور میرود
کیفیت توانایی جهش
if a cheque bounces, or a bank bounces it the bank refuses to pay it because there is not enough money in the account
اگر چک برگشتی یا بانکی آن را پس زد، بانک از پرداخت آن خودداری می کند زیرا پول کافی در حساب وجود ندارد.
if an email that you send bounces or is bounced, it is returned to you because the address is wrong or there is a computer problem
اگر ایمیلی که ارسال میکنید برگشت یا بازگردانده شد، به دلیل اشتباه بودن آدرس یا وجود مشکل کامپیوتری به شما برگردانده میشود.
به طور ناگهانی افزایش یابد، اغلب پس از سقوط به پایین ترین سطح خود
افزایش ناگهانی ارزش، قیمت و غیره
توپ از تیرک دروازه به بیرون رفت و وارد دروازه شد.
او به سرعت توپ را دفع کرد.
هنگام راه رفتن کیفش به پهلوی او برگشت (= بالا و پایین رفت).
بچه ها با جهش (= بالا و پایین پریدن) تخت را شکسته بودند.
طفل (= آن را بالا و پایین کرد) بر زانو زد.
Television pictures from all over the world are bounced off satellites (= are sent to and returned from them).
تصاویر تلویزیونی از سرتاسر جهان به ماهوارهها برگشت داده میشوند (= به آنها ارسال میشوند و از آنها بازگردانده میشوند).
Tom bounced in smiling broadly.
تام به داخل برگشت و لبخند گسترده ای زد.
وقتی چکم برگشت باید جریمه ای پرداخت می کردم.
در کمال وحشت، بانک چک را پس داد.
در تنیس باید قبل از پرش دوم به توپ ضربه بزنید.
این شامپو به موهای شما پرپشت (= به طرز جذابی ضخیم به نظر می رسد) و درخشندگی می بخشد.
سخنرانی او در مجمع ممکن است باعث جهش او شده باشد.
شهر شاهد یک جهش در قتل بوده است.
توپ بسکتبال از لبه سبد پرید.
او بچه را روی زانویش پرتاب کرد.
شکل. تام به داخل اتاق پرید (= با شادی و انرژی راه رفت).
او قبلا چک های برگشتی را دریافت کرده است، اما هرگز با این حساب.
توپی که جهش خود را از دست داده است
بانک بلافاصله حساب را مسدود کرد و چک های معوق را پس گرفت.
پرداخت های یک میلیون دلاری در حال انجام بود، اما زمانی که سرمایه گذاران برای نقد کردن چک ها رفتند، برگشت کردند.
مشتریان ممکن است از اینکه دفاع از هرزنامه ها ایمیل قانونی آنها را باز می گرداند آزرده خاطر شوند.
Customers may be annoyed that spam defences bounce their legitimate e-mail.
گزارشی که از من خواسته بودند ارسال کنم برگشت خورد، زیرا آدرس ایمیل نامعتبر بود.
تحلیلگران می گویند که اقتصاد ایالات متحده رونق گرفته است.
سهام این گروه دیروز با رونمایی از نتایج شش ماهه خود 20 درصد افزایش یافت.
دلال ها از جهش قوی در وال استریت برای بالا بردن قیمت ها استفاده کردند.
این اطمینان در حال افزایش است که ما شاهد جهش در هزینه های مصرف کننده خواهیم بود.
بهبود امروز با جهش در بخش فناوری هدایت می شود.
با وجود بازگشت مجدد قیمت ها پس از فروش، حجم تجارت در فروشگاه ها در ماه اوت افزایش یافت.
rebounds
ریباند
ricochets
کمانه ها
recoils
پس زدن
kickbacks
رشوه
reflections
بازتاب ها
springs
فنر
returns
برمی گرداند
reverberations
طنین
echos
پژواک
comebacks
بازگشت ها
repercussions
عواقب
shows
نشان می دهد
broadcasts
پخش می کند
airs
هوا می گیرد
transmits
انتقال می دهد
televises
تلویزیون
beams
تیرها
relays
رله ها
disseminates
منتشر می کند
distributes
توزیع می کند
promulgates
را اعلام می کند
publicisesUK
عمومی بریتانیا
publicizesUS
ایالات متحده را عمومی می کند
publishes
گزارش ها
reports
گسترش می یابد
spreads
روی آنتن می گذارد
پادکست ها
podcasts
