endurance
endurance - تحمل
noun - اسم
UK :
US :
توانایی ادامه دادن به انجام کاری دشوار یا دردناک در مدت زمان طولانی
توانایی ادامه دادن به انجام کاری دشوار، ناخوشایند یا دردناک برای مدت طولانی
used to describe sports or activities that demand the ability to make a lot of physical effort over a long period of time or people or animals who do these
برای توصیف ورزشها یا فعالیتهایی استفاده میشود که توانایی انجام تلاشهای فیزیکی زیادی را در مدت زمان طولانی میطلبد، یا افراد یا حیواناتی که این کارها را انجام میدهند.
توانایی ادامه دادن به انجام کاری برای مدت طولانی
نه به دلایل زیبا، بلکه برای انرژی و استقامت و تیز بودن.
مردم در طول سالهای طولانی جنگ شجاعت، صبر و استقامت زیادی از خود نشان دادند.
گرانت ادامه می دهد: این یک مورد تیراندازی جنوبی در برابر پرتاب شمالی و استقامت بود...
و قایقرانی برای ایجاد استقامت و استقامت ایده آل است.
شنا به افزایش قدرت و استقامت شما کمک می کند.
کریمر گفت، اما مقاومت برای تحریک تونینگ و استقامت است نه قدرت.
Most of us with children can understand the frustration of a parent driven beyond endurance, who hits out.
بسیاری از ما با فرزندان میتوانیم ناامیدی والدینی را که فراتر از تحمل است، درک کنیم.
در پایان تمامی زنان از نظر تغییرات استقامتی و قدرتی بررسی شدند.
اکتشافات پشت خطوط دشمن، آزمونی فوق العاده برای استقامت و اعصاب فرد بود.
عادی بودن نیز باید هدف ما باشد، اما استقامت اسپارتی در برابر درد راه حل نیست.
ورزش سه گانه آزمون نهایی استقامت است.
به محض اینکه محدودیتی برای استقامت خود تعیین کنید، گم شده اید.
He showed remarkable endurance throughout his illness.
او در طول بیماری استقامت قابل توجهی از خود نشان داد.
این رویداد هم استقامت جسمی و هم روحی را آزمایش می کند.
این کار آزمایشی برای قدرت استقامت آنها بود.
آنها بیش از حد تحمل تحقیر شدند.
این مهمانی بیشتر یک تست استقامتی بود تا یک لذت.
کار یدی سنگین نیاز به قدرت و استقامت دارد.
دویدن ماراتن از نظر بسیاری به عنوان آزمون نهایی استقامت تلقی می شود.
او در برابر درد استقامت زیادی از خود نشان داد.
او تقریباً در مرزهای تحمل خود بود.
شنا کردن کمی دورتر در هر جلسه استقامت ایجاد می کند.
The astronauts will undergo a series of trials to test their physical and mental endurance in space.
فضانوردان برای آزمایش استقامت فیزیکی و ذهنی خود در فضا، یک سری آزمایشات را پشت سر خواهند گذاشت.
آنها قادر به شاهکارهای شگفت انگیز استقامت هستند.
این رفتار فراتر از تحمل است.
دویدن ماراتن آزمونی برای استقامت انسان است.
درد بیش از تحمل بود.
Studies of elite sprinters reveal their leg muscles have more fast-twitch fibres, while marathon runners and other endurance athletes have more slow-twitch.
مطالعات انجام شده روی دونده های نخبه نشان می دهد که عضلات پای آنها دارای فیبرهای تند انقباض بیشتری است، در حالی که دوندگان ماراتن و سایر ورزشکاران استقامتی دارای الیاف کند انقباض بیشتری هستند.
For endurance runners, performance is mainly a question of how efficiently the body can take in and burn oxygen.
برای دوندگان استقامتی، عملکرد عمدتاً به این موضوع بستگی دارد که بدن تا چه حد می تواند اکسیژن دریافت کند و بسوزاند.
در ورزش های استقامتی، در واقع می توانید با افزایش سن پیشرفت کنید.
او شروع به بازدید از ورزشگاه کرد تا قدرت و استقامت خود را افزایش دهد.
durability
دوام
continuance
استمرار
continuation
ادامه
continuity
تداوم
persistence
ماندگاری
continuousness
پیوستگی
duration
مدت زمان
abidance
اقامت
constancy
ثبات
permanence
بی وقفه
ceaselessness
امرار معاش
تغییر ناپذیری
subsistence
طول عمر
changelessness
جاودانگی
lastingness
قدرت پایدار
longevity
طولانی شدن
immutability
افزونه
everlastingness
حفظ
lasting power
بقا
prolongation
بی پایانی
perpetuation
نگهداری
زوال ناپذیری
protraction
perpetuity
preservation
endlessness
steadiness
imperishability
durableness
cessation
توقف
بستن
discontinuance
قطع
discontinuity
ناپیوستگی
پایان
ending
پایان دادن
expiration
انقضاء
تمام کردن
stoppage
متوالی
surcease
خاتمه دادن
termination
متوقف کردن
مکث
halt
نتیجه
قطع شدن
discontinuation
دستگیری
بسته
closure
دست کشیدن
cease
خاموش شدن
shutdown
سپری شدن
lapse
زنگ تفريح
تعلیق
وقفه
suspension
اقامت کردن
cutoff
فاصله
arrestment
بررسی
interruption
بسته شدن
interval
closedown
closing