races

base info - اطلاعات اولیه

races - نژادها

N/A - N/A

reɪs

UK :

reɪs

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [races] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Do you know who won/lost the race?


    آیا می دانید چه کسی در مسابقه پیروز/بازنده شد؟

  • Let's have a swimming race.


    بیایید یک مسابقه شنا داشته باشیم.

  • They're taking part in a race to the top of Mont Blanc.


    آنها در مسابقه ای برای رسیدن به قله مون بلان شرکت می کنند.

  • Kieran and Andrew are in a race for promotion.


    کایران و اندرو در حال رقابت برای ارتقاء هستند.

  • Three newspapers are involved in a race to publish the story.


    سه روزنامه درگیر رقابت برای انتشار این داستان هستند.

  • Another candidate has now entered the presidential race (= the attempt to be elected as president).


    اکنون نامزد دیگری وارد رقابت ریاست جمهوری (= تلاش برای انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور) شده است.

  • Finishing this project by December is going to be a race against time/the clock (= an attempt to finish fast within a time limit).


    پایان دادن به این پروژه تا دسامبر، مسابقه ای با زمان/ساعت (= تلاش برای پایان سریع در یک محدودیت زمانی) خواهد بود.

  • He often has a day at the races.


    او اغلب یک روز در مسابقات دارد.

  • People of many different races were living side by side.


    مردم از نژادهای مختلف در کنار هم زندگی می کردند.

  • Discrimination on grounds of race will not be tolerated.


    تبعیض بر اساس نژاد قابل تحمل نخواهد بود.

  • What they don't realize is that these issues transcend (= rise above) race. Anyone can be affected.


    چیزی که آنها متوجه نمی شوند این است که این مسائل فراتر از نژاد است. هر کسی ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.

  • The British are an island race.


    انگلیسی ها نژاد جزیره ای هستند.

  • He has been racing for over ten years.


    او بیش از ده سال است که مسابقه می دهد.

  • I used to race (against) him when we were boys.


    من زمانی که پسر بودیم با او مسابقه می دادم.

  • He's racing three of his dogs on Saturday.


    او شنبه با سه سگش مسابقه می دهد.

  • He raced down the street.


    او در خیابان دوید.

  • The ambulance raced (= quickly took) the injured to a nearby hospital.


    آمبولانس به سرعت مجروحان را به بیمارستان نزدیک برد (= به سرعت برد).

  • The summer seems to have raced by (= passed very quickly).


    به نظر می رسد تابستان (= خیلی سریع گذشت).

  • He raced the car engine (= made it work faster than it needed to) as he sat impatiently at the traffic lights.


    در حالی که با بی حوصلگی پشت چراغ راهنمایی نشسته بود، با موتور ماشین مسابقه داد (= باعث شد سریعتر از آنچه لازم بود کار کند).


  • یک مسابقه اسب دوانی

  • She won the 100-meter race in 11.06 seconds.


    او در مسابقه 100 متر در 11.06 ثانیه پیروز شد.

  • It was a race against time to get the project finished by Friday’s deadline.


    این یک مسابقه با زمان بود تا پروژه تا آخرین مهلت روز جمعه به پایان برسد.

  • The governor of California plans to enter the presidential race.


    فرماندار کالیفرنیا قصد دارد وارد رقابت های ریاست جمهوری شود.


  • تبعیض نژادی خلاف قانون است.

  • He’s been racing (cars) for over ten years.


    او بیش از ده سال است که در حال مسابقه (ماشین) است.

  • The boys came racing across the playground.


    پسربچه ها با مسابقه وارد زمین بازی شدند.

  • Last summer seemed to race by.


    تابستان گذشته به نظر می رسید که در حال رقابت است.

synonyms - مترادف
  • derby


    شهرآورد


  • نژاد


  • مسابقه


  • همخوانی داشتن


  • رقابت


  • مسابقات


  • رویداد

  • clash


    برخورد


  • قهرمانی

  • head-to-head


    سر به سر

  • sporting event


    رویداد ورزشی


  • بازی

  • bout


    مبارزه

  • duel


    دوئل

  • tourney


    تورنمنت

  • fixture


    ثابت

  • face-off


    رویارویی


  • ملاقات


  • آزمایش


  • مبارزه کردن

  • matchup


    تطبیق


  • نبرد


  • قرعه کشی ها

  • sweepstakes


    جارو کردن

  • sweep-stake


    توپ بازی


  • نهایی


  • شکاف


  • سگ جنگی

  • dogfight


    بازی کردن

  • playdown


    حرارت


antonyms - متضاد
  • parents


    والدین

لغت پیشنهادی

bruited

لغت پیشنهادی

pluses

لغت پیشنهادی

caviar