category
category - دسته بندی
noun - اسم
UK :
US :
دسته بندی
طبقه بندی
گروهی از افراد یا چیزهایی که همه از یک نوع هستند
(in a system for dividing things according to appearance quality etc.) a type or a group of things having some features that are the same
(در سیستمی برای تقسیم اشیا بر اساس ظاهر، کیفیت و غیره) یک نوع یا گروهی از چیزها که دارای ویژگی های مشابه هستند.
گروه بندی افراد یا چیزها بر اساس نوع در هر ترتیب سیستماتیک
گروهی از افراد یا چیزهایی که ویژگی های مشابهی دارند
اما تامپسون برنده اسکار در بخش بهترین بازیگر زن شد.
Obviously all claims not requiring the appointment of Loss Adjusters can not be inspected but certain categories require closer investigation than others.
بدیهی است که تمام ادعاهایی که نیازی به تعیین تعدیل کننده ضرر ندارند، قابل بررسی نیستند، اما دسته بندی های خاص نیاز به بررسی دقیق تری نسبت به سایرین دارند.
مقامات مسکن که سیاست ها را اجرا می کنند واجد شرایط دریافت دسته های خاصی از بودجه پاداش خواهند بود.
شرکت های بیمه شش دسته اصلی رانندگان را شناسایی می کنند.
این برچسب ها همه متعلق به یک دسته هستند.
Women in low-status social categories are especially likely to experience this.
زنانی که در ردههای اجتماعی پایین قرار دارند، احتمالاً این را تجربه میکنند.
در برخی مناطق بیش از 50 درصد برنامه های کاربردی برنامه ریزی در این دسته بندی ها قرار می گیرند.
Karen Quinlan falls into this third category despite initial medical and popular views to the contrary.
کارن کوینلان علیرغم دیدگاه های اولیه پزشکی و عمومی که برعکس بود، در این دسته سوم قرار می گیرد.
رمان ها به سه دسته تاریخی، عاشقانه و جنایی تقسیم می شوند.
اینها نامزدهای هر دسته هستند.
او در رده سنی جوان شرکت کرد.
دانش آموزان بالای 25 سال در دسته بندی متفاوتی قرار می گیرند.
نتایج را می توان به سه دسته کلی تقسیم کرد.
تقسیم دانش آموزان به دسته های جداگانه مفید نیست.
این فیلم در دسته بندی خاصی قرار نمی گیرد.
می توانید نتایج را بر اساس دسته بندی فیلتر کنید.
این خط شامل بیش از 30 دسته محصول است.
فلوت ها دسته جداگانه ای از سازهای بادی را تشکیل می دهند.
مصرف کنندگان مواد مخدر داخل وریدی در گروه پرخطر هپاتیت C قرار دارند.
بیشتر رتبه های او در بالاترین رده قرار داشت.
شهرهای مورد بررسی به دو دسته کلی تقسیم می شوند.
یک دسته جداگانه برای کودکان وجود دارد.
ما یک دسته بندی ویژه برای کارگران پاره وقت ایجاد کرده ایم.
رده بالاتری از زندان
دسته بندی بر اساس منشاء قومی
بالاترین دسته تجاوز جنسی
طبق قانون دو دسته اصلی قتل وجود دارد.
این مورد در هیچ یک از دسته بندی های ما قرار نمی گیرد.
ما نمیتوانیم کل دستههای مردم را از قانون حذف کنیم.
مدارک متعلق به چه دسته موضوعی هستند؟
بسیاری از آنها در همین دسته قرار می گیرند.
سه دسته اقامتی وجود دارد - استاندارد، اجرایی و لوکس.
وزن کامیون های سبک کمتر از 5000 پوند است و در دسته ای قرار می گیرند که شامل مینی ون ها، پیکاپ ها و خودروهای کاربردی اسپرت می شود.
The light trucks weigh less than 5,000 pounds and are in a category that includes minivans, pickups, and sport utility vehicles.
من دسته بندی دقیق پرونده های او را تحسین می کنم.
کتاب ها بر اساس موضوع دسته بندی شده اند.
استفاده از چهار دسته مشتری برای اطمینان از موثر بودن پیام های بازاریابی است.
چهار مورد از شش دسته شغلی که بیشترین کارگران را در 10 سال گذشته به دست آورده اند، کمتر از میانگین دولتی حقوق می گیرند.
Four of the six job categories that gained the most workers in the last 10 years pay below the state average.
این لپ تاپ با کمی کمتر از پنج پوند، یکی از سبک ترین لپ تاپ ها در رده خود است.
کلاس
classification
طبقه بندی
نوع
grouping
گروه بندی
سر
heading
عنوان
سفارش
گروه
فهرست
تنظیم
bracket
براکت
تقسیم
مقطع تحصیلی
مرتب سازی
گونه ها
دسته بندی
categorization
بخش
خانواده
ژانر. دسته
genre
فهرست کردن
listing
رتبه
نام تجاری
نژاد
ساختن
breed
مدل
سبک
تنوع
قالب
جنس
genus
کل
entirety
تمامیت
aggregate
تجمیع
sum
مجموع
collectivity
جمعی
