gaps
gaps - شکاف ها
N/A - N/A
UK :
US :
فضای خالی یا روزنه ای در وسط چیزی یا بین دو چیز
in baseball an area of ground betwen two outfielders (= players who stand in the part of the field that is the longest distance away from the player who tries to hit the ball)
در بیسبال، ناحیه ای از زمین بین دو بازیکن بیرون زمین (= بازیکنانی که در قسمتی از زمین ایستاده اند که بیشترین فاصله را با بازیکنی دارد که می خواهد به توپ ضربه بزند)
in ice hockey, the amount of space between a player who is controlling the puck and a defending player
در هاکی روی یخ، مقدار فاصله بین بازیکنی که توپ را کنترل می کند و بازیکن مدافع
فرصتی برای محصول یا خدماتی که قبلاً وجود ندارد
a difference between two things
تفاوت بین دو چیز
مدت زمانی که صرف انجام کاری متفاوت می شود
شکاف می تواند دوره ای باشد که در آن چیزی اتفاق نمی افتد
شکاف نیز می تواند چیزی کم باشد
شکاف نیز می تواند تفاوت بین افراد باشد
a difference between two numbers, amounts, or levels
تفاوت بین دو عدد، مقدار یا سطح
چیزی که در یک موقعیت گم شده است
دوره ای که در آن چیزی اتفاق نمی افتد
تفاوت بین افراد یا موقعیت آنها
an opportunity to sell a product or service because a need or demand for it exists but no one is supplying it
فرصتی برای فروش یک محصول یا خدمات زیرا نیاز یا تقاضا برای آن وجود دارد اما کسی آن را تامین نمی کند
تا تفاوت بین دو چیز کوچکتر شود
بچه ها از شکافی که در دیوار بود فشار دادند.
او بین دندان های جلویی خود فاصله کمی دارد.
او توپ را به شکاف مرکز راست هدایت کرد.
If you are a defender, it helps to keep the gap small so as to limit the places your opponent can go.
اگر مدافع هستید، کمک می کند که فاصله را کم نگه دارید تا جایی که حریف می تواند برود محدود شود.
مک کال از فاصله زیاد به نفع خود استفاده کرد و شوت قدرتمندی را ایجاد کرد.
شکافی در بازار مجله وجود دارد که باید پر شود.
شکاف بین فقیر و غنی همچنان در حال افزایش است (= بیشتر می شود).
پس از پنج سال وقفه، جنیفر تصمیم گرفت تمام وقت به سر کار برگردد.
با افزایش سرعت، شکاف بین آنها را بست.
او بین دندان های جلویش فاصله دارد.
پس از پنج سال وقفه، خوانیتا تصمیم گرفت به طور تمام وقت به کار خود بازگردد.
برخی از افراد برای پر کردن خلأهای تحصیلی خود مطالعه می کنند.
او در تلاش بود تا شکاف بین بزرگان و جوانان، طبقه متوسط و فقیر را پر کند.
پیش بینی ها شکاف بودجه ای نزدیک به 17 میلیارد دلار در سال آینده را پیش بینی می کنند.
There is a $40 million shortfall in emergency aid and the EU is increasing its donation to close the gap.
40 میلیون دلار کسری در کمک های اضطراری وجود دارد و اتحادیه اروپا کمک های مالی خود را افزایش می دهد تا این شکاف را کاهش دهد.
هدف این لایحه رفع شکاف های موجود در قوانین موجود در مورد تقلب است.
New federal projections for job openings this decade show a growing gap in the training and education required for workers.
پیش بینی های جدید فدرال برای فرصت های شغلی در این دهه نشان دهنده شکاف رو به رشد در آموزش و آموزش مورد نیاز برای کارگران است.
اکثراً شکاف بین پایان تحصیل و شروع کار را یک چیز مثبت می دانند.
شکاف بین فقیر و غنی همیشه در حال افزایش است.
پاداش های بیش از حد فقط باعث افزایش شکاف بین مدیران اجرایی و سایر کارکنان شده است.
ما شکاف جنسیتی ریاضی و علوم در آموزش دختران را تقریباً از بین برده ایم.
او با مشاهده شکافی در بازار تصمیم گرفت یک سرویس نگهداری لباس راه اندازی کند.
تامین مالی به کندی انجام شد و شهر برای پر کردن شکاف، اوراق قرضه ای را امضا کرد.
این برنامه به خانواده های کارگر کمک می کند شکاف بین درآمد و اجاره بها را پر کنند.
spacing
فاصله گذاری
ترتیب
layout
چیدمان
positioning
تثبیت موقعیت
طرح
فضا
spaces
فضاها
ends
به پایان می رسد
closings
بسته شدن
closures
