bug
bug - حشره
noun - اسم
UK :
US :
بیماری که افراد به راحتی از یکدیگر مبتلا می شوند اما خیلی جدی نیست
یک حشره کوچک
نقص در سیستم دستورالعمل هایی که کامپیوتر را کار می کند
یک قطعه کوچک از تجهیزات الکترونیکی برای گوش دادن مخفیانه به مکالمات دیگران
علاقه شدید ناگهانی به انجام کاری
اذیت کردن کسی
to put a bug (=small piece of electronic equipment) somewhere secretly in order to listen to conversations
برای گوش دادن به مکالمات مخفیانه یک باگ (=تجهیزات الکترونیکی کوچک) را در جایی قرار دادن
بیتل (=نوع ماشین فولکس واگن کوچک)
یک حشره بسیار کوچک
یک بیماری که معمولاً جدی نیست و توسط باکتری یا ویروس ایجاد می شود
یک اشتباه یا مشکل در یک برنامه کامپیوتری
دستگاه بسیار کوچکی که روی تلفن ثابت شده یا در اتاقی مخفی شده است، که به شما امکان میدهد بدون اینکه بدانند به حرفهای مردم گوش دهید.
a very small device fixed on to a phone or hidden in a room that allows you to listen to what people are saying without them knowing
اشتیاق بسیار شدید برای چیزی
آزار دادن یا نگران کردن کسی
قرار دادن یا پنهان کردن دستگاه شنود در داخل چیزی
حشره
an insect
حشره نیز ارگانیسم کوچکی است که باعث بیماری می شود
یک اشتباه یا مشکل در نحوه کار چیزی
دستگاه کوچکی که به راحتی پنهان می شود و برای ضبط مکالمات افراد بدون اطلاع آنها استفاده می شود
اشتیاق شدید برای چیزی
مکرراً کسی را اذیت کردن
to annoy someone repeatedly
دستگاه شنود را در چیزی پنهان کردن
برخی از تراشهها دارای یک اشکال بودند که باعث خرابی مکرر رایانهها میشد.
یادگیری یک درس مقاومت در برابر وانکومایسین قبلاً یک هیولای کوچکتر از یک حشره ایجاد کرده است که تقریباً بی ضرر بوده است، انتروکوک.
Learning a lesson Resistance to vancomycin already has created a smaller monster of a bug that had been virtually harmless, enterococcus.
همچنین، نیتروژن مایع دارای دمای 196- درجه سانتیگراد است که برای یخ زدن خز از روی هر گونه حشره فرش مقاوم کافی است.
Also liquid nitrogen has a temperature of -196°C, which is enough to freeze the fur off any hardy carpet bug.
حشره جمع کننده اغلب زود نیش می زند.
این برنامه از برخی باگ های جزئی رنج می برد، اما همچنان بهتر از نسخه اول است.
یا یک Bio2 بزرگتر با حشرات و پرندگان و توت های بیشتر؟
گلدشتاین میگوید در واقع اکثر مشکلات برجسته در چند ماه گذشته برطرف شدهاند. رفع اشکال باقی مانده است.
In fact most outstanding problems were ironed out over the last couple of months, Goldstein says; bug fixing remains.
برخی از اشکال در برنامه به این معنی بود که وقتی یک نامه را تایپ کردم به جای آن یک عدد را وارد می کنم.
یک حشره روی بازوی شما می خزد.
a flu bug
یک حشره آنفولانزا
یک حشره معده در حال گردش است (= مردم آن را از یکدیگر می گیرند).
من یک اشکال را در دفتر برداشتم.
او با یک بیماری آنفولانزا از کار خارج شده است.
او توسط حشره سفر گاز گرفته شده است.
او قبلاً هرگز به تناسب اندام علاقه ای نداشت اما اکنون توسط حشره گزیده شده است.
نرم افزار پر از باگ است.
رایانه من در حال حاضر واقعاً کند است - باید نوعی باگ باشد.
آنها یک حشره را در اتاق هتل او کاشتند.
او از یک بیماری خونی نادر رنج می برد.
او پس از یک بیماری طولانی درگذشت.
یک اختلال نادر کبدی
عفونت گلو
یک بیماری قلبی
childhood ailments
بیماری های دوران کودکی
یک حشره معده
من هفته گذشته مشکل شکم/معده داشتم.
یک اشکال در اطراف وجود دارد (= بیماری که بسیاری از مردم به آن مبتلا می شوند).
یک باگ باعث از کار افتادن سیستم کامپیوتری این شرکت شد.
او توسط حشره قایقرانی گاز گرفته شده است.
او تمام صبح مرا آزار می دهد.
او مشکوک بود که گوشی او باگ شده است.
چند حشره ریز سفید برگ های گیاهان خانه ام را خورده بودند.
بیماری آنفولانزا در حال گسترش است و تقریباً همه بیمار هستند.
او گفت که آنها تمام اشکالات نرم افزار را از بین برده اند و ما امیدواریم که این درست باشد.
وقتی حدود 17 ساله بودم، باگ بازیگری گزیده شدم و شروع به امتحان کردن قطعات کردم.
وکیلم مرا به خاطر چیزهایی که ندارم مورد آزار و اذیت قرار می دهد.
آخرین به روز رسانی چندین باگ شناخته شده در اسکریپت را برطرف می کند.
لطفاً تمام گزارشات باگ را به بخش فناوری اطلاعات ارسال کنید.
insect
حشره
flea
کک
beastie
وحشی
minibeast
حیوان کوچک
mite
کنه
pest
آفت
vermin
حیوانات موذی
ant
مورچه
beetle
سوسک
cootie
کلوچه
gnat
پشه
gogga
گوگا
louse
شپش
midge
میخ
creepy-crawly
خزنده خزنده
parasite
انگل
arthropod
بندپایان
mosquito
پرواز
ارگانیسم
organism
هزار پا
centipede
پانکی
punkie
کرم شب تاب
firefly
موزی
mozzie
نمی بینم
no-see-um
موجود
تیک بزنید
tick
کرم ابریشم
caterpillar
هزارپا
millipede
nit
nit
سخت پوستان
crustacean
سلامتی
wellness
تندرستی
wellbeing
سالم بودن
soundness
تمامیت
healthiness
vigorUS
wholeness
استحکام - قدرت
wholesomeness
سرسبزی
vigorUS
پریشان بودن
تناسب اندام
verdure
نیرومندی
haleness
vigourUK
healthfulness
سرسختی
شهوت
robustness
شکوفه
vigourUK
وضعیت خوب
salubriousness
تریم خوب
salubrity
شکل خوب
hardiness
وضعیت بدنی خوب
lustiness
شادی
hardihood
راحتی
bloom
تسکین
well-being
good trim
happiness