entity
entity - وجود، موجودیت
noun - اسم
UK :
US :
چیزی که به صورت یک واحد و کامل وجود دارد
برای صحبت در مورد هر کسب و کاری که یک واحد واحد از نقطه نظر حقوقی یا مالی است استفاده می شود
the principle that a business is separate from the people who own it so that they do not have to use their own money to pay the company’s debts
این اصل که یک تجارت از افرادی که مالک آن هستند جدا است، به طوری که آنها مجبور نیستند از پول خود برای پرداخت بدهی های شرکت استفاده کنند.
چیزی که جدا از چیزهای دیگر وجود دارد و وجود مستقل خود را دارد
سازمان یا کسب و کاری که موجودیت حقوقی و مالی جداگانه خود را دارد
گریه به اندازه هر ترشح چرکی یک بیماری است.
The Senate subcommittee, like too many government entities, asked the wrong questions and provided no answers.
کمیته فرعی سنا، مانند بسیاری از نهادهای دولتی، سؤالات اشتباهی پرسید و هیچ پاسخی ارائه نکرد.
Therefore according to the Gurdjieff system what we call ourselves is just an imaginary entity, or an illusion.
بنابراین، طبق سیستم گورجیف، آنچه خود را می نامیم، فقط یک موجود خیالی یا یک توهم است.
شهرها موجودیت های مستقلی نیستند - آنها ملاحظات ملی و منطقه ای را منعکس می کنند.
دو ناحیه مدرسه اشخاص حقوقی مجزا هستند.
در این محیط، تمام تکامل، از جمله تکامل موجودات تولیدی، تکامل همزمان است.
The Institute's main concern is that the new entities should be expressly subject to national legislation governing the activity undertaken.
نگرانی اصلی موسسه این است که نهادهای جدید صراحتاً تابع قوانین ملی حاکم بر فعالیت های انجام شده باشند.
The separate documents will enable the specification of entities, attributes, relationships, events and Operations.
اسناد جداگانه، مشخصات موجودیت ها، ویژگی ها، روابط، رویدادها و عملیات را امکان پذیر می کند.
Washington the home town and Washington the historic landmark are physically the same but logistically, legally and pragmatically separate entities.
واشنگتن شهر زادگاه و واشنگتن نقطه عطف تاریخی از نظر فیزیکی یکسان هستند، اما از نظر لجستیکی، قانونی و عملی، نهادهای جداگانه ای هستند.
این واحد بخشی از یک بخش بزرگتر شده است و دیگر به عنوان یک نهاد جداگانه وجود ندارد.
این کشورها دیگر نمی توانند به عنوان یک موجودیت واحد در نظر گرفته شوند.
هیپ هاپ اکنون یک نهاد تجاری بزرگ است (= یک تجارت است، نه فقط یک نوع موسیقی).
یک شرکت یک شخصیت حقوقی جداگانه است و شما را از مسئولیت شخصی در قبال بدهی های خود محافظت می کند.
کلیسا و امپراتوری در یک موجودیت واحد ادغام شدند.
این دو شرکت برای تشکیل یک نهاد جدید با هم ترکیب می شوند.
هر یک از شرکت های تابعه شرکت به عنوان یک نهاد واحد در نظر گرفته می شود.
موزه ها از نزدیک با هم کار می کنند، اما اشخاص حقوقی مجزا هستند.
وی شمال کشور را یک مجموعه فرهنگی مجزا می دانست.
Although the two buildings are in separate locations, the museum they are part of is a single entity.
اگرچه این دو ساختمان در مکان های جداگانه ای قرار دارند، موزه ای که آنها بخشی از آن هستند یک موجودیت واحد است.
نزدیک به 90 نهاد، عمدتاً شرکت های خصوصی، طلا را در شمش ضرب می کنند.
a commercial/corporate entity
یک نهاد تجاری/شرکتی
a private/public entity
یک نهاد خصوصی/عمومی
a small/large entity
یک موجود کوچک/بزرگ
an independent/separate/single entity
یک موجودیت مستقل / مجزا / واحد
بودن
چیز
شخصی
هدف - شی
بدن
ماده
organism
ارگانیسم
مقاله
وجود داشتن
quantity
تعداد
commodity
کالا
موجود
existent
فردیت
individuality
عدد صحیح
integer
شخص
حضور
واقعیت
چیزی
ens
ens
موضوع
مورد
مواد
تنها
تک تن
singleton
امرار معاش
قطعه ای از ماده
subsistence
شکل زندگی
چیز واقعی
زندگی