entity

base info - اطلاعات اولیه

entity - وجود، موجودیت

noun - اسم

/ˈentəti/

UK :

/ˈentəti/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entity] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The unit has become part of a larger department and no longer exists as a separate entity.


    این واحد بخشی از یک بخش بزرگتر شده است و دیگر به عنوان یک نهاد جداگانه وجود ندارد.

  • These countries can no longer be viewed as a single entity.


    این کشورها دیگر نمی توانند به عنوان یک موجودیت واحد در نظر گرفته شوند.

  • Hip hop is a major commercial entity now (= it is a business not just a type of music).


    هیپ هاپ اکنون یک نهاد تجاری بزرگ است (= یک تجارت است، نه فقط یک نوع موسیقی).

  • A corporation is a separate legal entity and it shields you from personal liability for its debts.


    یک شرکت یک شخصیت حقوقی جداگانه است و شما را از مسئولیت شخصی در قبال بدهی های خود محافظت می کند.

  • Church and empire were fused in a single entity.


    کلیسا و امپراتوری در یک موجودیت واحد ادغام شدند.

  • The two companies will combine to form a new entity.


    این دو شرکت برای تشکیل یک نهاد جدید با هم ترکیب می شوند.

  • Each subsidiary of the company will be treated as a single entity.


    هر یک از شرکت های تابعه شرکت به عنوان یک نهاد واحد در نظر گرفته می شود.

  • The museums work closely together but are separate legal entities.


    موزه ها از نزدیک با هم کار می کنند، اما اشخاص حقوقی مجزا هستند.

  • He regarded the north of the country as a separate cultural entity.


    وی شمال کشور را یک مجموعه فرهنگی مجزا می دانست.

  • Although the two buildings are in separate locations, the museum they are part of is a single entity.


    اگرچه این دو ساختمان در مکان های جداگانه ای قرار دارند، موزه ای که آنها بخشی از آن هستند یک موجودیت واحد است.

  • Nearly 90 entities, mainly private companies, mint gold in bars.


    نزدیک به 90 نهاد، عمدتاً شرکت های خصوصی، طلا را در شمش ضرب می کنند.

  • a commercial/corporate entity


    یک نهاد تجاری/شرکتی

  • a private/public entity


    یک نهاد خصوصی/عمومی

  • a small/large entity


    یک موجود کوچک/بزرگ

  • an independent/separate/single entity


    یک موجودیت مستقل / مجزا / واحد

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • abstract


    خلاصه


  • مفهوم


  • اندیشه

  • inanimate


    بی جان


  • هیچ چی

  • nothingness


    هیچی


  • حیوان


  • هيچ كس


  • فانتزی


  • گیاه


  • فقر

  • nonentity


    عدم وجود

  • nonexistence


    ناشناخته


  • بطلان

  • nullity


لغت پیشنهادی

birdie

لغت پیشنهادی

memorial

لغت پیشنهادی

baptized