aggregate
aggregate - تجمیع
noun - اسم
UK :
US :
تجمیع
پس از جمع شدن تعداد زیادی از ارقام یا نقاط مختلف با هم جمع کل
ماسه یا سنگ های کوچکی که در ساخت بتن استفاده می شود
مجموع مقدار چیزی پس از جمع شدن تمام ارقام یا نقاط با هم است
وقتی با هم جمع شوند مقدار خاصی باشد
قرار دادن مقادیر مختلف، قطعات اطلاعات و غیره در کنار هم برای تشکیل یک گروه یا کل
کل پس از جمع شدن تعداد زیادی از بخش ها یا ارقام مختلف با هم
one of the measurements used when calculating the amount of money in an economy at a particular time
یکی از اندازه گیری هایی است که هنگام محاسبه مقدار پول در یک اقتصاد در یک زمان خاص استفاده می شود
کل و ترکیبی
چیزی که از جمع کردن چندین مقدار یا چیز با هم تشکیل می شود
سنگ های کوچک مورد استفاده در ساختمان
جمع
برای ترکیب در یک گروه یا کل
از جمع کردن چندین مقدار یا چیز با هم تشکیل می شود. جمع
برای گرد هم آوردن چیزهای مختلف
جمعی که با جمع کردن قیمت ها، مقادیر و غیره مختلف محاسبه می شود.
اندازه گیری مورد استفاده در محاسبه مقدار پول در یک اقتصاد در یک زمان خاص
در مجموع بعد از اینکه قیمت ها، مقادیر و ... مختلف با هم جمع شدند
برای ایجاد یک مقدار کل، قیمت و غیره با هم جمع می شوند.
برای به دست آوردن کل قیمت ها، مقادیر و غیره مختلف را اضافه کنید
برای ترکیب محصولات یا خدمات مختلف و فروش آنها با هم
It imposed fines totalling £328,500 on 105 solicitors, compared with 76 solicitors fined an aggregate of £216,000 the year before.
مجموعاً 328,500 پوند جریمه برای 105 وکیل اعمال کرد، در حالی که 76 وکیل مجموعاً 216,000 پوند در سال قبل جریمه شده بودند.
In quite dreadful weather conditions Cook put together rounds of 75-80-71-69 for an aggregate of 295.
در شرایط آب و هوایی کاملاً وحشتناک، کوک دورهای 75-80-71-69 را برای مجموع 295 جمع آوری کرد.
From this point of view society is an aggregate of such activities; social order is negotiated order.
از این منظر جامعه مجموعه ای از این گونه فعالیت هاست. نظم اجتماعی نظم مذاکره شده است.
The business population Businesses constitute the second major aggregate of the private sector.
جمعیت تجاری کسب و کارها دومین مجموع عمده بخش خصوصی را تشکیل می دهند.
From the combined results Thomas's group estimated an average particle size of 100 for the copper metal aggregates.
از نتایج ترکیبی، گروه توماس اندازه متوسط ذرات 100 را برای سنگدانه های فلزی مس تخمین زد.
آنها شب گذشته در سوانسی یک بر صفر شکست خوردند، اما در مجموع سه بر یک راه یافتند.
مطالعات فوق سعی در ارزیابی وجود تجمعات پلاکتی در گردش داشتند.
Water-based Stronghold smooth and Stronghold textured masonry paint reinforced with rock aggregate for extra durability.
رنگ سنگ تراشی صاف بر پایه آب Stronghold و بافت سنگی Stronghold، تقویت شده با سنگدانه برای دوام بیشتر.
رکورد مجموع 285 امتیاز
سه حزب کوچکتر در مجموع 25 درصد آرا را به دست آوردند.
کسب و کارها در مجموع بیشتر از هر زمان دیگری در بدهی قرار دارند.
آنها در مجموع 4-2 پیروز شدند.
آنها مجموعاً 3000 سهام شرکت را خریداری کردند.
دانه های برف توده های سست کریستال های یخ هستند.
Arsenal lost the second game but got through to the final on aggregate (= adding together the goals in both matches).
آرسنال در بازی دوم شکست خورد، اما در مجموع به فینال راه یافت (= جمع کردن گل های هر دو بازی).
حجم سنگدانه ها، سیمان و بتن مورد استفاده در بریتانیا در سال جاری افزایش خواهد یافت.
مجموع گردش مالی این هفت شرکت 5.2 میلیون پوند است.
این هفت شرکت در مجموع 10.2 میلیون دلار سود کسب کردند.
این خانواده در مجموع بیش از 2 میلیون سهم داشتند.
تجمیع شرکت ها در یک سازمان
این شرکت اخبار و اطلاعات را از تعدادی منابع در وب سایت خود جمع آوری می کند.
مجموع 18003 سهم از سهام ممتاز قابل تبدیل سری B موجود باقی خواهد ماند.
از اوج خود، عرضه پول کل 18.5 درصد کاهش یافته است.
حجم سنگدانه ها، سیمان و بتن مورد استفاده در بریتانیا امسال افزایش خواهد یافت.
In aggregate, the top 30 listed companies tend to get more money back from the government than they pay in tax.
در مجموع، 30 شرکت برتر فهرست شده تمایل به دریافت پول بیشتری از دولت نسبت به پرداخت مالیات دارند.
The report scores each health plan for dozens of individual measures, and makes state and regional aggregate data available to the media.
این گزارش هر طرح بهداشتی را برای دهها اقدام فردی امتیاز میدهد و دادههای کل ایالتی و منطقهای را در اختیار رسانهها قرار میدهد.
ارقام کلی برای یورو تفاوت های بزرگ بین کشورهای عضو را پنهان می کند.
Pre-tax profits fell 17% on falling aggregate sales.
سود قبل از کسر مالیات با کاهش فروش کل 17 درصد کاهش یافت.
The company did $15.6 million in business with the federal government last year according to data aggregated by OMB Watch.
بر اساس داده های جمع آوری شده توسط OMB Watch، این شرکت سال گذشته 15.6 میلیون دلار با دولت فدرال تجارت کرده است.
Mobile and satellite communications systems aggregate a range of services such as telephony, data transmission, and internet distribution.
سیستم های ارتباطات سیار و ماهواره ای طیف وسیعی از خدمات مانند تلفن، انتقال داده و توزیع اینترنت را جمع آوری می کنند.
مجموعه
جرم
assemblage
گروه
انباشت
accumulation
خوشه
میزان
توده
پشته
heap
دسته
bundle
تعداد
quantity
تراکم
agglomeration
ترکیبی
بدن
clump
کنگلومرا
فله
conglomeration
متفرقه
lump
آگلومره
bulk
هوچ پاچ
miscellany
مخلوط
agglomerate
تمرکز
hotchpotch
گروه تولیدی
بهم ریختن
ساختن
conglomerate
تجمع
jumble
تنظیم
build-up
دسته ای
مقدار زیادی
aggregation
batch
fraction
کسر
شخصی
یکی
بخش
subtotal
جمع فرعی
کل
قطعه
مقدار فردی
incompleteness
ناقص بودن
imperfectness
نامناسب بودن
unsoundness
نقص
imperfection
جانبداری
partiality
