alarm
alarm - زنگ خطر. هشدار
noun - اسم
UK :
US :
قطعه ای از تجهیزات که صدای بلندی ایجاد می کند تا شما را از خطر آگاه کند
احساس ترس یا نگرانی زیرا ممکن است اتفاق بد یا خطرناکی رخ دهد
an alarm clock
یک ساعت زنگ دار
ایجاد احساس نگرانی یا ترس
هشدار خطر، معمولاً صدای بلند یا چراغ چشمک زن
دستگاهی که صدای بلندی برای هشدار در مورد خطر ایجاد می کند
an alarm clock
یک ساعت زنگدار
If an electronic device such as a watch or computer has an alarm, it can be set to make a noise at a particular time.
اگر دستگاه الکترونیکی مانند ساعت یا رایانه دارای زنگ هشدار باشد، می توان آن را طوری تنظیم کرد که در زمان خاصی صدا ایجاد کند.
نگرانی و ترس ناگهانی، به خصوص اینکه ممکن است اتفاق خطرناک یا ناخوشایندی رخ دهد
کسی را نگران یا بترساند
اضطراب و ترس ناگهانی، به ویژه که ممکن است اتفاق بسیار بد یا خطرناکی بیفتد
a warning signal such as a loud noise or flashing light that gets your immediate attention or a device that produces such a signal
یک سیگنال هشدار مانند صدای بلند یا چراغ چشمک زن که توجه فوری شما را به خود جلب می کند، یا دستگاهی که چنین سیگنالی را تولید می کند
برای احساس یا ایجاد اضطراب و ترس ناگهانی
وقتی به ذهنش خطور کرد که او در کودکش چه هدفی نشسته است، زنگ خطر در سرش به صدا درآمد.
چندین کشور تولیدکننده نفت نسبت به کاهش قیمت ها ابراز نگرانی کردند.
صدای زنگ آتش میآید و مانند پشهای مشتاق وارد گوشم میشود که نمیتوانم به آن دست پیدا کنم.
برخی از دختران با نگرانی جیغ کشیدند.
برخی از آنها تا به حال متوجه یخبندان دریایی شده بودند و با هشدار از جا پریده بودند.
عابر بانک دکمه هشدار را فشار داد.
فرد گودیر چنان شوکه شده بود که بیش از هشت ساعت قبل از به صدا درآوردن زنگ هشدار می گذشت.
هنگامی که ارقام فروش ژانویه گزارش شد، سه بزرگ به شدت زنگ خطر را به صدا درآوردند.
او تصمیم گرفت زنگ خطر را به صدا درآورد (= به مردم هشدار دهد که وضعیت خطرناک است).
همه درها را چکش زدم تا زنگ خطر را به صدا درآورم.
زمانی که زنگ خطر به صدا درآمد، مزاحمان فرار کرده بودند.
a burglar/fire/smoke alarm
دزدگیر/آتش سوزی/دود
گربه زنگ هشدار را به صدا درآورد (= باعث شد که زنگ بزند).
دزدگیر ماشین در نیمه های شب به صدا درآمد (= شروع به زنگ زدن کرد).
زنگ هشدار شخصی همراه خود داشته باشید.
یک سیستم هشدار نصب کنید و نحوه استفاده از آن را یاد بگیرید.
زنگ ساعت 7 به صدا درآمد.
زنگ ساعتم را روی 6.30 تنظیم کردم.
چیکار کردی؟» الی با نگرانی گریه کرد.
وقتی او آن شب برنگشت، احساس خطر فزایندهای داشتم.
دکتر گفت هیچ دلیلی برای هشدار وجود ندارد.
پیشنهاد دولت زنگ خطر را برای افراد کم درآمد به صدا در آورده است.
بسیاری از پرندگان برای هشدار در مورد خطر زنگ هشدار می دهند.
ناگهان زنگ خطر به صدا درآمد و همه مجبور شدند ساختمان را ترک کنند.
موریانه های سرباز با کوبیدن سرهای بزرگ خود بر روی دیوارهای گذرگاه زنگ خطر را به صدا در می آورند.
متأسفانه هر صدای کوچکی می تواند آلارم را خاموش کند.
لیزی زنگ خطر تجاوز جنسی را حمل می کرد اما در کیف دستی اش دور از دسترس بود.
الف) ترس از پرواز
هیچ ترسی از خود نشان نداد.
چشمانش از وحشت وحشی شده بود.
یک لحظه ناگهانی وحشت داشتم.
او از ترس فریاد زد.
به هشدار پدر و مادرش، او اعلام کرد که قصد دارد به دنیا سفر کند.
وقتی این خبر را به او گفتم، چهره او هیچ آلارمی نداشت.
بسیاری از مردم نسبت به این طرح ها ابراز نگرانی کرده اند.
سیاستهای معلم نگرانی والدین را برانگیخته است.
این حادثه هشدار جدی عمومی را ایجاد کرد.
این خبر با هشدار مواجه شده است.
There has been considerable alarm about the new proposals.
هشدار قابل توجهی در مورد پیشنهادات جدید وجود دارد.
علامت
siren
آژیر
tocsin
توکسین
زنگ
hooter
هوتر
زنگ زدن
گریه کردن
gong
گونگ
horn
شیپور
buzzer
سوت زدن
whistle
انفجار
blast
طبل
drum
فلاش
flash
میدی
Mayday
امضا کردن
زنگ هشدار
trumpet
سیگنال خطر
alarm bell
سیگنال هشدار
دستگاه هشدار دهنده
alarm signal
صدای هشدار
سیگنال پریشانی
پرچم قرمز
distress signal
چراغ قرمز
علامت بالا
هشدار
کلاکسون
alert
زنگ خطر آتش
SOS
klaxon
fire alarm
SOS
assurance
اطمینان
اعتماد به نفس
صلح
quietness
سکوت
repose
آرام گرفتن
امنیت
