breakout
breakout - شکست
noun - اسم
UK :
US :
فرار از یک زندان، به خصوص زندانی که شامل تعداد زیادی زندانی است
a very successful product especially one that comes after a company has produced some less successful ones
یک محصول بسیار موفق، به ویژه محصولی که پس از تولید برخی از محصولات کمتر موفق توسط یک شرکت به وجود می آید
اطلاعات دقیق تر با اشاره به بخشی از مجموعه ای از شکل ها
افزایش ناگهانی
فرار خشونت آمیز، به ویژه توسط یک گروه، از زندان
used to describe someone or something that suddenly becomes very well known or successful in a particular type of activity or an achievement that helps them do this
برای توصیف کسی یا چیزی که به طور ناگهانی در نوع خاصی از فعالیت بسیار شناخته شده یا موفق می شود یا دستاوردی که به آنها کمک می کند این کار را توصیف کند استفاده می شود.
used in connection with smaller groups that separate from a meeting to discuss a particular issue before returning to the main meeting
قبل از بازگشت به جلسه اصلی، در ارتباط با گروه های کوچکتر که از یک جلسه برای بحث در مورد یک موضوع خاص جدا می شوند استفاده می شود
an increase especially a sudden one
افزایش، به خصوص یک افزایش ناگهانی
→ breakdown
→ درهم شکستن
very successful especially when compared to something else
بسیار موفق، به خصوص زمانی که با چیز دیگری مقایسه می شود
مربوط به جلسه یک یا چند گروه کوچک که بخشی از یک گروه بزرگتر هستند
So I opened the door and snapped on the lights, which made the place look like Stalag 17 during a breakout.
بنابراین در را باز کردم و چراغها را روشن کردم، که باعث شد در هنگام شکست، مکان شبیه Stalag 17 شود.
سپس آن وضعیت پایدار ناپایدار میشود: کسی پیشنهاد میکند که شکست بخورد.
هر دو کشور از خشونت، بی نظمی و فرار از زندان رنج برده اند.
For decorations like fluting close grained hardwoods must be used like box or pear, to avoid breakout and fluffy edges.
برای تزیینات مانند فلوتینگ باید از چوب های سخت دانه نزدیک مانند جعبه یا گلابی استفاده کرد تا از لبه های کرکی و شکستگی جلوگیری شود.
Note was taken that Ned had failed to advise the twelfth floor of Barley's drunken breakout after his return from Leningrad.
توجه داشته باشید که ند پس از بازگشت از لنینگراد نتوانسته بود طبقه دوازدهم مستی بارلی را راهنمایی کند.
More than 20 died in a camp fire in 1992, and 50 police were injured during a mass breakout in 1996.
بیش از 20 نفر در آتش سوزی کمپ در سال 1992 جان خود را از دست دادند و 50 پلیس در جریان یک انفجار دسته جمعی در سال 1996 مجروح شدند.
دیروز یک حمله گسترده از زندان مرکز شهر رخ داد.
آیا در شب تلاش دیگری برای فرار دسته جمعی صورت گرفته بود که همه آنها مجازات می شدند؟
فرمانداران زندان امروز برای بحث در مورد راه های جلوگیری از بروز حملات مشابه در آینده ملاقات کردند.
این امر به ویژه در صورتی مهم است که پوست شما مستعد ایجاد جوش در ناحیه T باشد.
فرار دسته جمعی از یک زندان عالی امنیتی
یک حمله گسترده از یکی از زندان های امنیتی آلمان رخ داده است.
او ستاره برتر جام جهانی زنان امسال بود.
این کتاب برجسته یکی از اصیل ترین نویسندگان نسل خود بود.
a breakout session/meeting
یک جلسه/جلسه فراکسیون
With little change in the stock market the long-hoped-for breakout still appears to be a few weeks away.
با تغییرات اندک در بازار سهام، به نظر میرسد که چند هفته دیگر به شکستی که مدتها به آن امید میرفتیم، باقی بماند.
ما امیدواریم که در اواخر سال جاری شاهد یک شکست بزرگ در سود باشیم.
آنها سال 2008 را به عنوان سالی برای شرکت های فناوری اروپایی توصیف کردند.
مدیر عامل در صبح سخنرانی کرد و بعدازظهر جلسات پراکنده دنبال شد.
The conference centre has eight break-out rooms.
مرکز کنفرانس دارای هشت اتاق استراحت است.
در رفتن
getaway
فرار
زنگ تفريح
bunk
تختخواب
پرواز
lam
لام
rout
شکست
لیز خوردن
absconding
فرار کردن
decampment
چادر زدایی
escapement
gaolbreakUK
escaping
جیلبریک US
gaolbreakUK
فرار از زندان
jailbreakUS
گریختن
در حال اجرا
خروج
عزیمت، خروج
exodus
کناره گیری
departure
عقب نشینی
decamping
ناپدید شدن
exit
در حال فرار
abdication
شکستن
retreat
گریز
disappearance
رهایی
fleeing
بیرون آوردن
break-out
پیچ
evasion
رهایی، رستگاری
liberation
extrication
bolt
deliverance
ورود
coming
آینده
ایستاده
staying
ماندن
waiting
در انتظار
ظاهر
advent
ظهور
