nest
nest - لانه
noun - اسم
UK :
US :
مکانی که پرنده برای تخم گذاری و زندگی در آن ساخته یا انتخاب کرده است
مکانی که در آن حشرات یا حیوانات کوچک زندگی می کنند
برای ساختن یا استفاده از یک لانه
to organize information especially in a computer program so that some of the information is recognized as separate but is included or contained in a larger part of the information
برای سازماندهی اطلاعات، به ویژه در یک برنامه کامپیوتری، به طوری که برخی از اطلاعات به صورت جداگانه تشخیص داده شود، اما در بخش بزرگتری از اطلاعات گنجانده شده یا موجود باشد.
a structure built by birds or insects to leave their eggs in to develop and by some other animals to give birth or live in
ساختاری که توسط پرندگان یا حشرات ساخته شده است تا تخم های خود را در آن رها کنند تا رشد کنند و توسط برخی حیوانات دیگر برای تولد یا زندگی در آن ساخته شده است.
یک خانه راحت
مکانی که در آن چیزی ناخوشایند یا ناخواسته ایجاد شده است
a set of things that are similar but different in size and have been designed to fit inside each other
مجموعه ای از چیزهایی که مشابه هستند اما از نظر اندازه متفاوت هستند و طوری طراحی شده اند که در داخل یکدیگر قرار بگیرند
برای ساختن یک لانه، یا زندگی در یک لانه
برای قرار دادن یک شی در داخل جسم دیگر، یا به این ترتیب در داخل قرار می گیرند
قرار دادن یک اطلاعات، متن و غیره در داخل دیگری یا در سطح پایین تری در یک سیستم
یک سازه یا مکان دیگری که در آن موجودات، به ویژه. پرندگان، به دنیا بیاورند یا تخم های خود را رها کنند تا رشد کنند
به اندازه لانه افعی ها خوشایند است.
لانه متروکه قدیمی را بررسی کردم.
چندین گونه پروانه در مرحله کاترپیلار خود در داخل لانه مورچه ها زندگی می کنند.
Then ants would crawl through the cracks in the floor and build a big nest in the middle of the bedroom.
سپس مورچه ها از شکاف های کف می خزدند و یک لانه بزرگ در وسط اتاق خواب می ساختند.
Individuals could invest in stocks and bonds themselves creating their own retirement nest eggs.
افراد می توانند خودشان در سهام و اوراق قرضه سرمایه گذاری کنند و تخم های لانه بازنشستگی خود را ایجاد کنند.
روستاها دست نخورده هستند و معمولاً در اطراف کلیسایی قرون وسطایی با لانه لک لک در بالای آن ساخته می شوند.
ماده در داخل لانه می نشیند در حالی که نر به جمع آوری مواد لانه می رود.
For as long as they had known each other it had been their nest, their retreat, their beautiful private world.
تا زمانی که یکدیگر را می شناختند، این لانه، خلوتگاه و دنیای خصوصی زیبای آنها بود.
گنجشک ها لانه ای از شاخه ها و علف های خشک می سازند
a wasps’ nest
لانه زنبور
لانه موش
اگر مار در داخل لانه اش مزاحمتی ایجاد کند حمله می کند.
لانه دزدان
ترک لانه (= ترک خانه پدر و مادرت)
لانه ای از میزها
فرزندانش لانه را پر کرده اند.
نامه او به روزنامه ها لانه هورنت های واقعی را برانگیخت.
این منطقه از قانون یک لانه مادیان واقعی است.
زمانی که مادر از لانه دور بود، یک موش تخم مرغ را گرفت.
ماده تمام وقت خود را در لانه می گذراند.
بستر چندین ماده مختلف اغلب یک لانه را اشغال می کند.
نر و ماده به نوبت روی لانه می نشینند.
نر از آهنگ برای جذب یک ماده به محل لانه خود استفاده می کند.
تا زمان بیرون آمدن تخم ها باید از مزاحمت لانه خودداری کنید.
a bird's nest
یک لانه پرنده
a wasps'/hornets' nest
لانه زنبورها/هورنت ها
a rat's nest
فاخته ها به خاطر تخم گذاری در لانه پرندگان دیگر معروف هستند.
تمساح ها لانه های خود را از علف های نزدیک لبه آب می سازند.
یک روز بچه ها بزرگ می شوند و لانه را ترک می کنند.
دیپلمات ها به این دلیل به خانه فرستاده شده اند که سفارت آنها به لانه جاسوسی تبدیل شده است.
من یک لانه میز برای اتاق نشیمن می خواهم.
ما در حال حاضر چند پرستو داریم که در پشت بام خود لانه می کنند.
ساختمان های مزرعه محل های لانه سازی ایده آل برای جغدهای انبار هستند.
میزهای قهوه تو در تو
nested coffee tables
عروسک هایی که درون یکدیگر لانه می کنند
هر سند یک عنصر ریشه دارد و همه عناصر باید درون عناصر دیگر تودرتو باشند.
اسناد متنی اغلب شامل مناطق تودرتو مانند لیست های درون لیست ها یا رویه های درون رویه ها هستند.
Text documents often comprise nested regions like lists within lists or procedures within procedures.
پرستوها در درخت سیب ما لانه می سازند.