nest

base info - اطلاعات اولیه

nest - لانه

noun - اسم

/nest/

UK :

/nest/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nest] در گوگل
description - توضیح
  • a place made or chosen by a bird to lay its eggs in and to live in


    مکانی که پرنده برای تخم گذاری و زندگی در آن ساخته یا انتخاب کرده است

  • a place where insects or small animals live


    مکانی که در آن حشرات یا حیوانات کوچک زندگی می کنند

  • to build or use a nest


    برای ساختن یا استفاده از یک لانه


  • برای سازماندهی اطلاعات، به ویژه در یک برنامه کامپیوتری، به طوری که برخی از اطلاعات به صورت جداگانه تشخیص داده شود، اما در بخش بزرگتری از اطلاعات گنجانده شده یا موجود باشد.

  • a structure built by birds or insects to leave their eggs in to develop and by some other animals to give birth or live in


    ساختاری که توسط پرندگان یا حشرات ساخته شده است تا تخم های خود را در آن رها کنند تا رشد کنند و توسط برخی حیوانات دیگر برای تولد یا زندگی در آن ساخته شده است.


  • یک خانه راحت

  • a place where something unpleasant or unwanted has developed


    مکانی که در آن چیزی ناخوشایند یا ناخواسته ایجاد شده است

  • a set of things that are similar but different in size and have been designed to fit inside each other


    مجموعه ای از چیزهایی که مشابه هستند اما از نظر اندازه متفاوت هستند و طوری طراحی شده اند که در داخل یکدیگر قرار بگیرند

  • to build a nest, or live in a nest


    برای ساختن یک لانه، یا زندگی در یک لانه


  • برای قرار دادن یک شی در داخل جسم دیگر، یا به این ترتیب در داخل قرار می گیرند


  • قرار دادن یک اطلاعات، متن و غیره در داخل دیگری یا در سطح پایین تری در یک سیستم

  • a structure or other place where creatures, esp. birds, give birth or leave their eggs to develop


    یک سازه یا مکان دیگری که در آن موجودات، به ویژه. پرندگان، به دنیا بیاورند یا تخم های خود را رها کنند تا رشد کنند

  • About as pleasant to come across as a nest of vipers.


    به اندازه لانه افعی ها خوشایند است.

  • I checked the old abandoned nest.


    لانه متروکه قدیمی را بررسی کردم.

  • Several butterfly species live out their caterpillar stage inside an ants' nest.


    چندین گونه پروانه در مرحله کاترپیلار خود در داخل لانه مورچه ها زندگی می کنند.

  • Then ants would crawl through the cracks in the floor and build a big nest in the middle of the bedroom.


    سپس مورچه ها از شکاف های کف می خزدند و یک لانه بزرگ در وسط اتاق خواب می ساختند.

  • Individuals could invest in stocks and bonds themselves creating their own retirement nest eggs.


    افراد می توانند خودشان در سهام و اوراق قرضه سرمایه گذاری کنند و تخم های لانه بازنشستگی خود را ایجاد کنند.

  • Villages are unspoilt, usually built around a medieval church with a stork's nest on top.


    روستاها دست نخورده هستند و معمولاً در اطراف کلیسایی قرون وسطایی با لانه لک لک در بالای آن ساخته می شوند.

  • The female sits inside the nest while the male goes off collecting nest material.


    ماده در داخل لانه می نشیند در حالی که نر به جمع آوری مواد لانه می رود.

  • For as long as they had known each other it had been their nest, their retreat, their beautiful private world.


    تا زمانی که یکدیگر را می شناختند، این لانه، خلوتگاه و دنیای خصوصی زیبای آنها بود.

example - مثال
  • sparrows building a nest of twigs and dry grass


    گنجشک ها لانه ای از شاخه ها و علف های خشک می سازند

  • a wasps’ nest


    لانه زنبور

  • a nest of mice


    لانه موش

  • The snake will attack if disturbed inside its nest.


    اگر مار در داخل لانه اش مزاحمتی ایجاد کند حمله می کند.

  • a nest of thieves


    لانه دزدان

  • to leave the nest (= leave your parents’ home)


    ترک لانه (= ترک خانه پدر و مادرت)

  • a nest of tables


    لانه ای از میزها

  • Her children have flown the nest.


    فرزندانش لانه را پر کرده اند.

  • His letter to the papers stirred up a real hornets' nest.


    نامه او به روزنامه ها لانه هورنت های واقعی را برانگیخت.

  • This area of the law is a veritable mare’s nest.


    این منطقه از قانون یک لانه مادیان واقعی است.

  • A rat took the egg while the mother was away from the nest.


    زمانی که مادر از لانه دور بود، یک موش تخم مرغ را گرفت.

  • The female spends all her time on the nest.


    ماده تمام وقت خود را در لانه می گذراند.

  • The litters of several different females often occupy the same nest.


    بستر چندین ماده مختلف اغلب یک لانه را اشغال می کند.

  • The male and female take turns to sit on the nest.


    نر و ماده به نوبت روی لانه می نشینند.

  • The male uses song to attract a female to his nest site.


    نر از آهنگ برای جذب یک ماده به محل لانه خود استفاده می کند.

  • You should avoid disturbing the nest until after the eggs are hatched.


    تا زمان بیرون آمدن تخم ها باید از مزاحمت لانه خودداری کنید.

  • a bird's nest


    یک لانه پرنده

  • a wasps'/hornets' nest


    لانه زنبورها/هورنت ها

  • a rat's nest


    فاخته ها به خاطر تخم گذاری در لانه پرندگان دیگر معروف هستند.

  • Cuckoos are famous for laying their eggs in the nests of other birds.


    تمساح ها لانه های خود را از علف های نزدیک لبه آب می سازند.

  • The alligators build their nests out of grass near the water's edge.


    یک روز بچه ها بزرگ می شوند و لانه را ترک می کنند.

  • One day the children grow up and leave the nest.


    دیپلمات ها به این دلیل به خانه فرستاده شده اند که سفارت آنها به لانه جاسوسی تبدیل شده است.

  • The diplomats have been sent home because their embassy has become a nest of spies.


    من یک لانه میز برای اتاق نشیمن می خواهم.

  • I'd like a nest of tables for the living room.


    ما در حال حاضر چند پرستو داریم که در پشت بام خود لانه می کنند.

  • We've got some swallows nesting in our roof at the moment.


    ساختمان های مزرعه محل های لانه سازی ایده آل برای جغدهای انبار هستند.

  • Farm buildings are ideal nesting sites for barn owls.


    میزهای قهوه تو در تو

  • nested coffee tables


    عروسک هایی که درون یکدیگر لانه می کنند

  • dolls that nest inside one another


    هر سند یک عنصر ریشه دارد و همه عناصر باید درون عناصر دیگر تودرتو باشند.

  • Each document has a root element and all elements must be nested within other elements.


    اسناد متنی اغلب شامل مناطق تودرتو مانند لیست های درون لیست ها یا رویه های درون رویه ها هستند.

  • Text documents often comprise nested regions like lists within lists or procedures within procedures.


    پرستوها در درخت سیب ما لانه می سازند.

  • Swallows are nesting in our apple tree.


synonyms - مترادف
  • roost


    خروس

  • aerie


    هوادار

  • eyrie


    چشمی

  • birdhouse


    خانه پرنده

  • nest box


    جعبه لانه

  • nesting box


    جعبه تودرتو

  • henhouse


    مرغدانی

  • roosting place


    محل غواصی

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

functionality

لغت پیشنهادی

bell

لغت پیشنهادی

refunded