procedure
procedure - روش
noun - اسم
UK :
US :
روشی برای انجام کاری، به خصوص به روش صحیح یا معمول
یک درمان یا عمل پزشکی
روش رسمی یا پذیرفته شده برای انجام کاری، به ویژه کاری که اغلب انجام می شود
مجموعه ای از اعمال که روش رسمی یا پذیرفته شده برای انجام کاری است
یک عمل پزشکی
مجموعه ای از دستورالعمل ها در یک برنامه کامپیوتری که کار خاصی را انجام می دهد
دستور یا روش انجام کاری
مجموعه ای از اعمال که روش معمول یا رسمی برای انجام کاری است
Each teacher approaches a procedure in an individual way and has different areas of expertise and interest.
هر معلم به روشی فردی به رویه ای می پردازد و زمینه های تخصص و علاقه متفاوتی دارد.
If a procedure is prescribed for making the rule it must be followed, unless the procedure is directory rather than mandatory.
اگر رویه ای برای ایجاد قانون تجویز شده باشد، باید از آن پیروی شود، مگر اینکه این رویه دایرکتوری باشد تا اجباری.
پارسلز هفته گذشته برای ترمیم زانوی خود تحت عمل جراحی قرار گرفت.
همیشه روش صحیح استفاده از بالابرهای اسکی را رعایت کنید.
Alternatively, it may be possible and preferable, to establish procedures to incorporate terms by reference on the telephone.
روش دیگر، ممکن است، و ترجیحاً، ایجاد رویههایی برای گنجاندن شرایط از طریق مرجع در تلفن ایجاد شود.
رویههای آن اغلب خیلی خاص به نظر میرسید که ارزش شمع قفل کردن یک نفر را داشته باشد.
همچنین هورمون ها و سایر روش ها را پوشش می دهد.
Stewards spent hours rehearsing the proper procedure for marshalling the huge crowds expected in the stadium.
مهمانداران ساعت ها را صرف تمرین رویه مناسب برای جمع آوری جمعیت عظیمی کردند که در استادیوم انتظار می رفت.
بسیار مهم است که مراحل ایمنی مندرج در دفترچه راهنما را دنبال کنید.
بابت جستجوی بدن متاسفم. این فقط یک روش استاندارد است.
The court will not sanction the scheme if the requisite statutory procedures have not been complied with.
اگر مراحل قانونی لازم رعایت نشده باشد، دادگاه این طرح را تحریم نخواهد کرد.
مراحل افتتاح حساب بانکی چگونه است؟
من می خواهم پاسپورت جدید بگیرم اما روش کار را نمی دانم.
اصلاح رویه های رای گیری که دموکرات ها ادعا می کنند سال گذشته هزاران رای دهنده سیاه پوست را از حق رای محروم کرده است.
emergency/safety/disciplinary procedures
اقدامات اضطراری / ایمنی / انضباطی
شکایت کردن یک روش کاملا ساده است.
مدرسه در این مورد روال درستی را دنبال نکرد.
برای پیروی از روش معمول / استاندارد / مناسب
برای اطمینان از کیفیت بالا، همه محصولات از مراحل تست دقیق عبور می کنند.
روش ورود به شبکه شامل رمز عبور است.
هر شکایتی باید تحت رویه شکایات ما بررسی شود.
تمام آزمایش ها طبق روش های استاندارد انجام شد.
court/legal/parliamentary procedure
رویه دادگاه / حقوقی / پارلمانی
یک روش جراحی معمول
برای انجام / انجام یک روش
یک رویه ساده برای شکایت باید از همان ابتدا ایجاد شود.
تلاشی برای استاندارد کردن این روش انجام شد.
بانک ها شروع به بررسی رویه های اعتباری خود کردند.
خلبانان مراحل اضطراری را تکمیل کردند.
رویه های استانداردی برای اخراج کارکنان وجود دارد.
اگر با یک وکیل مشورت کنید، وصیت نامه یک روش ساده است.
او روند فراخوان یک مجمع عمومی ویژه را توضیح داد.
آنها روش های پیچیده را گیج کننده و گیج کننده یافتند.
این روش استاندارد پس از شکایت مشتری است.
او دیگر نمی توانست عمل های ظریفی مانند آنژیوپلاستی را انجام دهد.
زنانی که تحت این روش قرار می گیرند ممکن است نتوانند با شیر مادر تغذیه کنند.
invasive surgical procedures
روش های جراحی تهاجمی
محبوب ترین عمل زیبایی در کشور
این شرکت رویه های جدیدی برای رسیدگی به شکایات دارد.
شما باید همیشه رویه صحیح را دنبال کنید.
It's a routine/standard surgical procedure.
این یک روش جراحی معمولی/استاندارد است.
برای کسانی که در بالای لیست قرار دارند، ابتدا باید فراخوانی شوند.
وکلای مدافع اغلب نتایج آزمون را بر اساس دلایل رویه ای به چالش می کشند.
این شرکت رویه های جدیدی را برای رسیدگی به شکایات مشتریان معرفی کرده است.
کارکنان باید همیشه از روال صحیح پیروی کنند.
روند
روش
عمل
سیستم
فرمول
methodology
روش شناسی
protocol
پروتکل
استراتژی
رویکرد
دوره
proceeding
اقدام
programUS
programUS
روال
blueprint
نقشه
measures
معیارهای
سازوکار
طرح
تمرین
programmeUK
programmeUK
rules
قوانین
مراحل
steps
تاکتیک ها
tactics
اندازه گرفتن
مسیر
رژیم
برپایی
گام
regimen
تدبیر
setup
stratagem
جزء