authentic
authentic - معتبر
adjective - صفت
UK :
US :
به روش سنتی یا اصلی انجام شده یا ساخته شده است
یک نقاشی، سند، کتاب و غیره که معتبر است توسط شخص خاصی ثابت شده است
based on facts
بر اساس واقعیت ها
برای توصیف نسخه ای استفاده می شود که مشابه یا به خوبی نسخه اصلی است
اگر چیزی معتبر باشد، واقعی، واقعی یا همان چیزی است که مردم می گویند
بودن آن چیزی که ادعا می شود؛ اصل
گزارشی معتبر از حادثه
چیزی که من را متعجب و متحیر کرد این بود که چقدر معتبر و در نتیجه چقدر پرچرب بود.
None of the New College group are chain-smoking or drinking coffee but there is still an authentic atmosphere.
هیچ یک از گروه نیو کالج به صورت زنجیره ای سیگار نمی کشند یا قهوه می نوشند، اما هنوز فضایی معتبر وجود دارد.
It's a combination of authentic Cantonese tastes and textures.
این ترکیبی از طعم ها و بافت های کانتونی معتبر است.
The builders are not using any nails in the construction in an effort to build an authentic cultural centre.
سازندگان برای ساختن یک مرکز فرهنگی معتبر از هیچ میخ در ساخت و ساز استفاده نمی کنند.
DiMaggio was an authentic folk hero.
دی ماجیو یک قهرمان فولکلور معتبر بود.
a friendly restaurant offering authentic Greek food
یک رستوران دوستانه با غذاهای اصیل یونانی
Korg seem to have done the impossible and produced a totally digital processor with some absolutely authentic guitar sounds.
به نظر می رسد Korg کار غیرممکنی را انجام داده و یک پردازنده کاملا دیجیتالی با صدای گیتار کاملا معتبر تولید کرده است.
یک دستور غذای اصیل ایتالیایی برای کانلونی
آنها موسیقی را با سازهای معتبر قرون وسطایی می نوازند.
That collection by itself was more important than all the authentic Modigliani drawings published during my father's life-time.
آن مجموعه به خودی خود مهمتر از تمام نقاشی های معتبر مودیلیانی بود که در زمان حیات پدرم منتشر شد.
رقصندگان از طرح های اصیل بومی آمریکا استفاده می کردند.
Like the ring of the bell there is an authentic note which differentiates these sentiments from emotionalism or sentimentality.
مانند زنگ زنگ یک یادداشت معتبر وجود دارد که این احساسات را از احساسات گرایی یا احساسات گرایی متمایز می کند.
امروزه کودکان نیز می توانند مهمانی های چای دورهمی معتبر خود را برگزار کنند.
an authentic plaster statue by Michelangelo
یک مجسمه گچی معتبر از میکل آنژ
an authentic Texas Rangers uniform
یک لباس رسمی تگزاس رنجرز
نمی دونم نقاشی معتبره یا نه
گزارشی معتبر از زندگی در صحرا
صدای اصیل سیاهپوستان جوان آمریکایی
مدلی معتبر از شهر باستانی
با یک گالن اصیل اسپانیایی به ساحل معروف پاپاگایو بروید.
اسناد به اندازه کافی معتبر به نظر می رسند.
an authentic Picasso
یک پیکاسوی معتبر
an authentic 1920s dress
یک لباس اصیل دهه 1920
authentic Italian food
غذاهای اصیل ایتالیایی
او آنجا بود و دید که چه اتفاقی افتاده است، بنابراین او تنها حساب معتبر است.
an authentic Goya drawing
یک نقاشی گویا معتبر
چگونه می توانیم از صحت امضا مطمئن شویم؟
Sylvia’s serves authentic soul food.
سیلویا غذای روح اصیل سرو می کند.
مقامات صحت ادعای او را زیر سوال بردند.
genuine
اصل
واقعی
درست است، واقعی
مشروع
اصلی
گواهی شده
certified
احراز هویت
authenticated
مجاز
معتبر
valid
باحسن نیت
veritable
رسمی
bonafide
بلامنازع
قابل تایید
undisputed
حلال
bona fide
گواهی شده است
certifiable
صادقانه
lawful
قانونی
attested
با ایمان
کوشر
legit
قابل اعتماد
faithful
دینکم
kosher
زنده
trusty
خالص
dinkum
درست
برحق
استرلینگ
مطمئن
rightful
واقعی به زندگی
sterling
true-to-life
fake
جعلی
نادرست
counterfeit
تقلبی
imitation
تقلید
phoneyUK
phoneyUK
phonyUS
phonyUS
spurious
غیر معتبر
unauthentic
غیر اصیل
ungenuine
جعل شده است
falsified
اصیل
ingenuine
مسخره کردن
mock
غیر واقعی
unreal
ساختگی
bogus
بی اعتبار
invalid
شبه
pseudo
انگلستان غیر مجاز
unauthorisedUK
ایالات متحده غیر مجاز
unauthorizedUS
مشکوک
untrue
شام
doubtful
فرض می شود
sham
مفروض
شیاف
suppositious
مصنوعی
supposititious
غیر قابل اعتماد
synthetic
جعل شده
untrustworthy
نامشروع
factitious
غیر صادقانه
feigned
illegitimate
insincere
faked
