encourage
encourage - تشويق كردن
verb - فعل
UK :
US :
تشویق
دلسردی
دلسرد
دلگرم کننده
دلسرد کننده
دلسرد کردن
---
---
جرأت یا اعتماد به نفس دادن به کسی برای انجام کاری
متقاعد کردن کسی برای انجام کاری
احتمال وجود، اتفاق افتادن یا توسعه چیزی را بیشتر کند
برای اینکه کسی احتمال انجام کاری را بیشتر کند یا احتمال وقوع چیزی را بیشتر کند
صحبت کردن یا رفتاری که به کسی اعتماد به نفس برای انجام کاری بدهد
to help someone to feel confident and able to do something or to give advice to someone to do something
کمک کردن به کسی که احساس اعتماد به نفس کند و بتواند کاری را انجام دهد یا به کسی توصیه کند که کاری را انجام دهد
اگر چیزی فعالیتی را تشویق می کند، از آن حمایت می کند یا احتمال آن را افزایش می دهد
Avoid spraying your plants with pesticides, grow plants that encourage beneficial insects such as carrots, parsley, parsnips and nettles.
از سمپاشی گیاهان خود با آفت کش ها خودداری کنید، گیاهانی را پرورش دهید که حشرات مفیدی مانند هویج، جعفری، جعفری و گزنه را تشویق می کنند.
اجرای این طرح بیمه بسیار سخت خواهد بود و تقلب را تشویق می کند.
او همیشه به دنبال راه هایی برای تشویق دانش آموزانش بود.
پدر و مادرش او را تشویق به آشپزی می کردند و حتی هفته ای دو بار به او پول می دادند که شام درست کند.
کنگره در حال بررسی معافیت های مالیاتی برای تشویق سرمایه گذاری است.
Her letters really encouraged me throughout my illness.
نامه های او واقعاً در تمام مدت بیماری من را تشویق می کرد.
پاتریشیا مرا تشویق کرد که برای این کار درخواست بدهم.
اگر دوستانم مرا تشویق به ادامه تلاش نمی کردند، هرگز برنده نمی شدم.
ما می خواهیم کودکان بیشتری را به استفاده از کتابخانه تشویق کنیم.
ماشین های سیگار در خیابان ها فقط نوجوانان بیشتری را به سیگار کشیدن تشویق می کند.
The popularity of organised tours visiting the Balearics and the interest of the locals has encouraged the club to expand.
محبوبیت تورهای سازمان یافته برای بازدید از بالئاریک و علاقه مردم محلی، باشگاه را تشویق به گسترش کرده است.
شرایط مرطوب رشد قارچ را تشویق می کند.
اما هیچ مدرکی نشان نمی دهد که او خطری را برای فرزندانش ترسانده است زیرا او آزادی آنها را تشویق می کند.
Likewise we recognize that pre-feminist homemakers were encouraged to stand by and lie beneath their men.
به همین ترتیب، میدانیم که خانهدارهای پیش از فمینیست تشویق میشدند که در کنار مردان خود بایستند و دراز بکشند.
The San Francisco angler with the signature floppy fishing cap encourages tyros not to be intimidated.
ماهی گیر سانفرانسیسکو با کلاه ماهیگیری فلاپی خاص، تیروها را تشویق می کند که مرعوب نشوند.
ما از استقبال مثبت مردم بسیار تشویق شدیم.
او بسیاری از نویسندگان و هنرمندان جوان را تشویق کرد.
پدر و مادرم همیشه مرا در انتخاب شغل تشویق کرده اند.
‘You're doing fine,’ he encouraged her.
او را تشویق کرد: حالت خوب است.
بانک ها فعالانه مردم را تشویق به قرض گرفتن پول می کردند.
همه را به شدت تشویق می کنم که بروند و این فیلم مهم را ببینند.
در این جلسات به شدت تشویق می شود که نظر خود را بیان کنید.
دلیل روشنی برای هزینه کردن پول عمومی برای تشویق شرکت در ورزش وجود دارد.
برای تشویق توسعه/سرمایه گذاری/رشد
دولت باید استفاده از انرژی های تجدیدپذیر را تشویق کند.
آنها ادعا می کنند که برخی از بازی های رایانه ای رفتار خشونت آمیز را در کودکان خردسال تشویق می کنند.
از موسیقی و نور برای تشویق خریداران به خرید بیشتر استفاده می شود.
She especially encouraged young scientists.
او به ویژه دانشمندان جوان را تشویق کرد.
ما از حمایت هایی که دریافت کردیم بسیار تشویق شدیم.
هدف از این کمپین تشویق جوانان به ترک سیگار است.
اقدامات جدید برای تشویق افراد بیشتری به دوچرخه سواری طراحی شده است.
The government must actively encourage investment in these areas.
دولت باید فعالانه سرمایه گذاری در این زمینه ها را تشویق کند.
ما یک فرهنگ شرکتی می خواهیم که از ایده ها استقبال کند و نوآوری را تشویق کند.
این سوالات برای تشویق بحث طراحی شده اند.
آیا تفنگ های اسباب بازی پرخاشگری را تشویق می کنند؟
برنامه هایی مانند این فقط کلیشه سازی را تشویق می کنند.
هدف از این معاهده تشویق همکاری بین کشورهای عضو است.
ما به دنبال راه هایی برای تشویق بازیافت هستیم.
صندلی ها به گونه ای تنظیم می شود که فاصله گذاری اجتماعی را تشویق کند.
ما در مدرسه تشویق به یادگیری زبان های خارجی شدیم.
شورا توسعه ملک را هم برای اشتغال و هم برای تفریح تشویق می کند.
They've always encouraged me in everything I've wanted to do.
آنها همیشه مرا در هر کاری که می خواستم انجام دهم تشویق کرده اند.
والدین ما همیشه ما را تشویق می کردند که سوال بپرسیم.
شهر باید اشتغال زایی را تشویق کند.
پدر و مادرم مرا تشویق و حمایت کردند.
Early results of the experiment were extremely encouraging.
نتایج اولیه آزمایش بسیار دلگرم کننده بود.
الهام بخشیدن
motivate
ایجاد انگیزه
embolden
جسور کردن
buoy
شناور
buoy up
شناور کردن
cheer
تشویق کردن
راندن
empower
قدرت دادن
incentify
تحریک
stimulate
تقویت
کف زدن
applaud
زنده کردن
enliven
گالوانیزه انگلستان
galvaniseUK
گالوانیزه ایالات متحده
galvanizeUS
EnvigorateUK
envigorateUK
نیروبخش ایالات متحده
invigorateUS
فشار دادن
اطمینان دادن
reassure
هم بزنید
spur
ساختن
مهار کردن
اجرا کنند
disinhibit
پر کردن
enforce
مستحکم کردن
fillip
خوب
fortify
جرأت دادن
goad
اشتیاق
hearten
الهام بخش
impassion
انزجار
inspirit
pique
discourage
دلسرد کردن
dishearten
ناامید کردن
uninspire
بی الهام کردن
debilitate
ناتوان
demoraliseUK
تضعیف روحیه انگلستان
demoralizeUS
ایالات متحده را تضعیف کرد
enfeeble
ضعیف
hamstring
همسترینگ
intimidate
ترساندن
psych out
روانی
disincline
بی میلی
dissuade
منصرف کردن
صدمه
inhibit
مهار کند
تکان دادن
suppress
سرکوب کردن
brake
ترمز
constrain
محدود کردن
curb
دلهره آور
daunt
عقب نگه دارید
مهار کردن
restrain
به هم زدن
agitate
آزار دادن
annoy
منفذ
bore
آرام
calm
مرده
deaden
افسرده
depress
بازداشتن
deter
کدر
dull
تنها گذاشتن
