apology
apology - عذرخواهی
noun - اسم
UK :
US :
چیزی که می گویید یا می نویسید تا نشان دهید که از انجام کاری اشتباه پشیمان هستید
a statement in which you defend something you believe in after it has been criticized by other people
بیانیه ای که در آن از چیزی که به آن اعتقاد دارید پس از اینکه توسط افراد دیگر مورد انتقاد قرار گرفت، دفاع می کنید
عملی برای گفتن اینکه به خاطر اشتباهی که انجام داده اید متاسفید
پیامی که مودبانه به کسی می گوید که نمی توانید در جلسه یا مهمانی او حضور داشته باشید
توضیح یا دفاع رسمی از یک باور یا سیستم، به ویژه باوری که محبوبیت ندارد
عملی برای گفتن اینکه متاسفید
عمل عذرخواهی یا پیامی که می گوید متاسفم
the act of telling the person in charge of a meeting that you are not able to come or the list of people who have done this
عمل گفتن به مسئول جلسه که نمی توانید بیایید یا لیست افرادی که این کار را انجام داده اند.
بلیک به اشتباه دستگیر شد و اکنون از پلیس عذرخواهی می کند.
The first time Stepmother Edna hit me I was convinced it was a mistake and waited dumbly for an apology.
اولین باری که نامادری ادنا به من ضربه زد، متقاعد شدم که این یک اشتباه است و احمقانه منتظر عذرخواهی بودم.
من هرگز فکر نمی کردم که او این شغل را پیدا کند. فک کنم یه عذرخواهی بهش بدهکارم
یادش رفته بود به آشپز بگوید که برای ما غذا ذخیره کند، اما عذرخواهی نکرد.
داستان پر از دروغ بود و روزنامه مجبور شد یک عذرخواهی چاپ کند.
تا زمانی که یک عذرخواهی در راه بود، اگر قرار بود با او تماس بگیرد، لعنت شد.
جاسپر پیشنهاد داد احتمالاً یک عذرخواهی در آن وجود داشته است.
یک عذرخواهی بد صمیمیت را از بین می برد.
در سراسر اتاق، لیندا عذرخواهی خود را تکرار می کرد، الیور در پس زمینه شناور بود.
گیتس گزارش را تحسین کرد، اما به خاطر سبک تهاجمی و شهرت نیروی خود عذرخواهی نکرد.
همانطور که او رفتار وحشتناک خود را تأمل می کرد، به طور ذهنی نامه ای عذرخواهی برای میزبانش نوشت.
لطفاً عذرخواهی ما را به دلیل طولانی شدن تحویل مطالب درخواستی خود بپذیرید.
نوادگان ارل عذرخواهی وارث همپدن را پذیرفتند.
بی بی سی در یک عذرخواهی کتبی اعتراف کرد که مردم را گمراه کرده اند.
to offer/make/demand/accept an apology
ارائه / درخواست / درخواست / پذیرش عذرخواهی
شما به خاطر حرفی که زدید به او عذرخواهی مدیونید.
مایلیم بابت تاخیر در پرواز امروز شما عذرخواهی کنیم.
نامه عذرخواهی دریافت کردیم.
The meeting started with apologies (= the names of people who said they could not go to the meeting).
جلسه با عذرخواهی آغاز شد (= اسامی افرادی که گفتند نمی توانند به جلسه بروند).
عذرخواهی کرد و زود رفت.
عذرخواهی صمیمانه من را بپذیرید.
او عذرخواهی من را رد کرد و گفت این کافی نیست.
جان عذرخواهی کرد و سپس به کتاب خود بازگشت.
از اینکه یک بار دیگر این موضوع را به اطلاع شما رساندم عذرخواهی نمی کنم.
اگر کسی ناراحت شده است، من صمیمانه عذرخواهی می کنم.
این یک اشتباه بود. عذرخواهی فراوان من
او با گستاخی و بدون عذرخواهی عقب نشینی کرد.
این روزنامه از وزیر عذرخواهی کرده است.
ما انتظار عذرخواهی کامل کتبی را داریم.
من باید از شما عذرخواهی کنم - می ترسم نامه شما را اشتباهی باز کنم.
He's demanding a full apology from the newspaper for making untrue allegations about his personal life.
او خواستار عذرخواهی کامل روزنامه به دلیل ادعاهای نادرست در مورد زندگی شخصی خود است.
آیا او اصلا برای کاری که انجام داده بود پشیمان بود؟ اوه او پر از عذرخواهی بود (= بسیار متاسفم).
او به شرکت شکایت کرد و آنها یک عذرخواهی کتبی برای او ارسال کردند.
من یک عذرخواهی به شما بدهکارم - می ترسم فراموش کرده باشم آن گزارش را ارسال کنم.
نامه عذرخواهی
نایب رئیس عذرخواهی خود را ارسال کرده است - او در حال حاضر در خارج از کشور است.
من باید از شما عذرخواهی کنم - نامه شما را اشتباهی باز کردم.
او به من یک عذرخواهی بدهکار است (= باید بگوید متاسفم).
با عرض پوزش (= متاسفم) که زودتر براتون ننوشتم.
عذرخواهی و بازپرداخت برای مشتری ارسال می شود.
هتل بابت اشتباه خود عذرخواهی کرده است.
لطفا عذرخواهی من را بپذیرید.
Ms Kamen sends her apologies.
خانم کامن عذرخواهی می کند.
ابتدا عذرخواهی در دستور کار است، سپس گزارش خزانه دار.
regret
پشیمان شدن. پشیمانی
پذیرش
confession
اعتراف
concession
امتیاز
acknowledgementUK
قدردانی انگلستان
acknowledgmentUS
تصدیق ایالات متحده
اعتراف به گناه
expression of regret
ابراز تاسف
mea culpa
mea culpa
درخواست بخشش
amende honorable
اصلاح کنید محترم
اعتراف به تخلف
one's regrets
حسرت های یک نفر
expression of remorse
ابراز پشیمانی
expression of remorsefulness
اعتراف به اشتباه
acknowledgment of guilt
اعطای گناه
acknowledgment of wrongdoing
امتیاز دادن به تخلف
concession of guilt
ببخشید
concession of wrongdoing
آپولز
confession of guilt
عمل پشیمانی
confession of wrongdoing
beg-pardon
apols