wells
wells - چاه ها
N/A - N/A
UK :
US :
به روشی خوب، به یک استاندارد بالا یا رضایت بخش
بسیار زیاد، تا حد زیادی یا به طور کامل
برای تأکید بر برخی حروف اضافه استفاده می شود
برای تأکید بر برخی صفت ها استفاده می شود
خیلی
با دلیل خوب
بعلاوه)
سالم؛ بیمار نیست
used to introduce something you are going to say often to show surprise doubt slight disagreement, or anger or to continue a story
برای معرفی چیزی که قرار است بگویید، اغلب برای نشان دادن تعجب، شک، اختلاف جزئی، یا عصبانیت، یا برای ادامه داستان استفاده می شود.
یک سوراخ عمیق در زمین که می توانید از آن آب، نفت یا گاز بگیرید
(از مایع) روی سطح چیزی ظاهر شدن یا آهسته از جایی بیرون آمدن
سالم
به نحوی خوب؛ به یک استاندارد بالا یا رضایت بخش
تا حد زیادی؛ زیاد یا کاملا
Well با برخی حروف اضافه و قید برای تاکید استفاده می شود
Well با چند صفت برای تاکید استفاده می شود
یک سوراخ عمیق در زمین که از آن می توان آب، نفت یا گاز به دست آورد
(از یک مایع) به روی سطح یا به نظر آمدن
used to introduce something you are about to say or to connect one statement with the next or to show doubt or disagreement, annoyance, surprise or understanding
برای معرفی چیزی که می خواهید بگویید، یا برای ارتباط دادن یک جمله با گزاره بعدی، یا برای نشان دادن شک یا مخالفت، دلخوری، تعجب یا درک استفاده می شود.
یک حفره عمیق در زمین که می توانید از آن آب بگیرید
→ چاه نفت
مستند هر دو طرف مشکل را به خوبی نشان داد.
این کنسرت به اندازه کافی خوب تبلیغ شد اما فروش بلیت ضعیف بود.
یک کت و شلوار خوش تراش
یک شغل با درآمد خوب
نکات او به خوبی بیان شد (= به روشی خوب یا هوشمندانه بیان شد).
نکته ایشان در مورد لزوم کاهش ضایعات به خوبی گرفته شد (= نقد خوبی پذیرفته شد).
They took two hours to discuss the plans and considered it time well spent (= it had been a useful discussion).
آنها دو ساعت وقت گذاشتند تا در مورد برنامه ها بحث کنند و زمان را به خوبی صرف کردند (= بحث مفیدی بود).
من نمی توانم آن را به خوبی ماری انجام دهم.
خمیر را خوب ورز دهید، سپس آن را به چهار قسمت تقسیم کنید.
او به خوبی میتوانست تصور کند که قولش چقدر برایش هزینه دارد.
من نمی توانم اتوبوس را بگیرم - همانطور که می دانید بعد از نیمه شب هیچ اتوبوسی وجود ندارد.
او پیانو را به اندازه کافی خوب می نوازد (= در حد استاندارد رضایت بخش).
نتایج بسیار بالاتر یا کمتر از آنچه ما انتظار داشتیم است.
به خوبی از لبه صخره فاصله بگیرید.
قیمت آن بیش از 100 پوند است.
به خوبی از درها فاصله بگیرید!
پلیس به خوبی از وضعیت آگاه است.
این موزه ارزش بازدید را دارد.
برخی از ماشینها بیشتر شبیه اسباببازیهای پلاستیکی و ارزان قیمت هستند - اینها را به حال خود رها کنید.
فیلم خوب بود
مراقب آن دو باشید - آنها خیلی سخت هستند (= قوی و مایل به استفاده از خشونت).
او ممکن است بهترین کسی باشد که می تواند بپرسد.
من نمی توانم به خوبی (= قابل قبول نیست) پیشنهاد سخاوتمندانه آنها را رد کنم.
امیلی - و اسکات را نیز دعوت کنید.
من می خواهم اندرو را و همچنین مارتین را ملاقات کنم.
او اخیراً حالش خیلی خوب نیست.
وقتی از مدرسه به خانه آمد واقعاً ظاهر خوبی نداشت.
متاسفم که مریض هستی - امیدوارم زود خوب بشی.
کارت دریافت چاه فرستادند.
خب حالا چیکار کنیم؟
خوب حالا/پس، چگونه می خواهیم کارها را ترتیب دهیم؟
reservoir
مخزن
بهار
geyser
چشمه ابگرم
fountain
آبنما
spa
آبگرم
fount
چشمه
منبع
جریان
خوب
wellspring
چشمه چاه
aquifer
آبخوان
baths
حمام ها
bubbler
حباب ساز
gush
فوران
چشمه آب گرم
hydrolysate
هیدرولیز کنید
spout
فواره زدن اب
spray
افشانه
sulphur spring
چشمه گوگرد
thermal spring
چشمه حرارتی
خوب سر
artesian well
چاه آرتزین
watering place
محل آبیاری
منبع آب
چشمه طبیعی
جت
font
فونت
fountainhead
سر چشمه
ویژگی آب
gusher
چاه خودجوش
wellhead
سر چاه
ebbs
جزر و مد
sinks
غرق می شود
recedes
عقب نشینی می کند
retreats
کنار می کشد
withdraws
به عقب جریان می یابد
flows back