peak
peak - اوج
noun - اسم
UK :
US :
زمانی که چیزی یا کسی بهترین، بزرگترین، بالاترین، موفق ترین و غیره است
نوک تیز یک کوه
یک کوه
قسمتی که نقطه ای را در بالای سطح یا بالای چیزی تشکیل می دهد
قسمت منحنی صاف کلاهک که جلوی چشمان شما بیرون می آید
برای رسیدن به بالاترین نقطه یا سطح
برای صحبت در مورد بهترین، بالاترین، یا بالاترین سطح یا مقدار چیزی استفاده می شود
the peak time or period is when the greatest number of people are doing the same thing using the same service etc
زمان یا دوره اوج زمانی است که بیشترین تعداد افراد همان کار را انجام می دهند، از همان سرویس استفاده می کنند و غیره
زمانی که قیمت ها، سهام و غیره به بالاترین حد یا سطح خود رسیده اند
بالاترین سطح و غیره چیزی می رسد
the time when the greatest number of people in a country are doing the same thing using the same service etc
زمانی که بیشترین تعداد افراد در یک کشور همان کار را انجام می دهند، از خدمات مشابهی استفاده می کنند و غیره
بالاترین، قوی ترین یا بهترین نقطه، ارزش یا سطح مهارت
نوک تیز کوه یا خود کوه
قسمت منحنی مسطح کلاه که بالای چشمان شخصی که آن را پوشیده است می رود
زمان اوج زمانی است که بیشتر مردم از کاری استفاده می کنند یا انجام می دهند
سطوح یا نرخ های اوج زمانی هستند که در بالاترین حد خود هستند
used to describe something that has become so popular and common that it is no longer fashionable or people start to dislike it
برای توصیف چیزی استفاده می شود که آنقدر محبوب و رایج شده است که دیگر مد نیست یا مردم شروع به بیزاری از آن می کنند
برای رسیدن به بالاترین، قوی ترین یا بهترین نقطه، ارزش یا سطح مهارت
برای رسیدن به بالاترین نقطه، ارزش یا سطح
دوره ای که طی آن چیزی به بالاترین سطح، قیمت، نرخ و غیره می رسد.
مربوط به بالاترین سطح، قیمت، نرخ و غیره که چیزی به آن می رسد
مربوط به دوره زمانی است که در طی آن افراد بیشتری نسبت به هر دوره دیگری از یک سرویس یا سیستم استفاده می کنند
relating to a period of time during which more people are using a service or system than during any other period
برای رسیدن به بالاترین سطح، قیمت، نرخ و غیره
ارقام تولید شده در کنفرانس جهانی انرژی نشان داد که تولید نفت و گاز باید بین سال های 1985 تا 2000 به اوج خود برسد.
Figures produced at a World Energy Conference showed that oil and gas production should reach a peak between 1985 and 2000.
دامنه ها و قله ها آنقدر پر از درختان کاج تیره بود که از دور کوه ها در واقع سیاه به نظر می رسیدند.
The slopes and peaks were so heavily wooded with dark pines that from a distance the mountains actually looked black.
آوریل، سپتامبر و اکتبر ماه های اوج برای جاه طلبی های شما هستند.
در ساعات اوج مصرف، زمانی که آشپزها و صندوقدارهای اضافی مشغول به کار هستند، به فست فودها بروید.
قله های پوشیده از برف آلپ
the Alps' snow-covered peaks
ما هیچ تفاوت معنیداری در حداکثر غلظت بیلی روبین سرم بین گروهها پیدا نکردیم.
We found no significant difference in peak recorded serum bilirubin concentrations between the groups.
داوجونز در 10215 واحد بسته شد که حدود 10 درصد نسبت به اوج خود کاهش داشت
ترافیک بین ساعت 8 تا 9 صبح به اوج خود می رسد.
اوج و فرود زندگی زناشویی
او در اوج حرفه خود است.
تعداد اعضای باشگاه از 600 نفر در سال 2006 کاهش یافته است.
یک قله کوه
snow-capped/jagged peaks
قله های پوشیده از برف / ناهموار
کوهنوردان در نیمه راه قله کمپ زدند.
به قله های صخره ای که بالای سرمان بلند شده بودند نگاه کردیم.
سفیده های تخم مرغ را با همزن بزنید تا به اندازه های سفت شود.
موهایش را به شکل قله شانه کرد.
Her performance is just past its peak.
عملکرد او به اوج خود رسیده است.
Production is rising back towards its 2008 peak.
تولید به سمت اوج خود در سال 2008 در حال افزایش است.
بحران اکنون به اوج خود رسیده بود.
نمودار دو اوج قیمت بسیار تیز را نشان می دهد.
هجوم گردشگران به اوج تابستانی خود رسیده است.
کوه مک کینلی بلندترین قله در آمریکای شمالی است.
آواز پرندگان در فصل جفت گیری بهار به اوج خود می رسد.
هنگام تماشای فیلم های ترسناک باید از پشت کوسن نگاه کنم.
نگاهی پنهانی به ساعتش انداخت.
او راکت خود را به شدت شکست.
او میدانست که این سخنان برنده، غرور دوستش را برمیانگیزد.
قیمت ها در ماه اوت به اوج خود می رسد.
سفیده ها را با همزن بزنید تا سفت شوند تا به شکل سفت در بیایند.
ما شاهد پیروزی یک ورزشکار در اوج آمادگی و حرفه اش بودیم.
یکی از سخت ترین قله ها برای صعود است.
ازدحام ترافیک در دوره های اوج (= زمانی که شلوغ ترین است) واقعاً بد است.
گرانترین تبلیغات در زمان اوج بازدید (= کسانی که بیشترین تماشاگر را دارند) است.
در اوج (= شلوغ ترین) فصل به آنجا نروید - هوا گرم و شلوغ خواهد بود.
حداکثر نرخ برق
من فکر می کنم به اوج ریش رسیده ایم (= ریش مد بود، اما الان خیلی ها آن را دارند).
آمارهای رسمی نشان می دهد که بیکاری در ماه نوامبر به اوج خود رسیده است.
culmination
اوج گیری
zenith
اوج
ارتفاع
pinnacle
اجلاس - همایش
acme
acme
راس
apex
به اوج رسیدن
apogee
بالا
climax
نصف النهار
تاج پادشاهی
meridian
برتری
crown
به کمال رساندن
ascendancy
خلاصه
consummation
برجسته
epitome
سنگ بنا
تاج
capstone
بزرگترین
crescendo
سر
crest
nonpareil
ظهر
کمال
heyday
نخست
nonpareil
بیشترین
noon
رنگ صورتی
noontime
برتر
perfection
نقطه اوج
maximum
superlative
پایین
nadir
سمت القدم
pits
چاله ها
all-time low
پایین ترین زمان
lowest point
پایین ترین نقطه
نقطه پایین
کف سنگ
پایه
پا
depths
اعماق
worst
بدترین
کف
minimum
کمترین
lowest level
پایین ترین سطح
lowest
پایین ترین
کم
عمق
پستی
lowness
در زیر
underneath
از طریق
trough
پایین ترین جزر
lowest ebb
ته سنگ
rock-bottom
زیرین - سطح پایین
underside
حضیض
perigee
حمام
bathos
ضد اوج
anticlimax
عقب
rear
کوچکترین
slightest
سطح پایین
حداقل
bare minimum