bias
bias - جانبداری
noun - اسم
UK :
US :
جانبدارانه
بی طرفانه
جانبداری
نظری در مورد خوب یا بد بودن یک فرد، گروه یا ایده که بر نحوه برخورد شما با آن تأثیر می گذارد
یک مهارت یا علاقه طبیعی به یک نوع چیز
تأثیر ناعادلانه بر نگرش ها، انتخاب ها یا تصمیمات
in MARKET RESEARCH errors in results, usually caused by working with a group of people who are not typical of the group you want to know about or by asking confusing questions
در تحقیقات بازار، خطاهایی در نتایج، معمولاً ناشی از کار با گروهی از افرادی است که در گروهی که میخواهید بدانید، یا با پرسیدن سؤالات گیج کننده ایجاد میشود.
the action of supporting or opposing a particular person or thing in an unfair way because of allowing personal opinions to influence your judgment
اقدام حمایت یا مخالفت با شخص یا چیز خاصی به روشی ناعادلانه، به دلیل اجازه دادن به نظرات شخصی برای تأثیرگذاری بر قضاوت شما
واقعیت ترجیح دادن یک موضوع یا چیز خاص
جهتی با زاویه در سراسر رشته های مواد بافته شده
باعث سوگیری کسی یا چیزی شود
یک نظر شخصی ناعادلانه که بر قضاوت شما تأثیر می گذارد
این واقعیت که اجازه می دهید نظرات شخصی به روشی ناعادلانه بر قضاوت شما تأثیر بگذارد
حقیقت ترجیح دادن کسی یا چیزی
این واقعیت که اطلاعات به دلیل روشی که در جمع آوری یا ارائه آن استفاده می شود صحیح نیست
the fact of prices, etc. increasing or decreasing
افزایش یا کاهش قیمت ها و غیره
مالکیت و سوگیری رسانه ها موضوعی است که همچنان مورد توجه تحلیلگران بوده است.
These courses are independent free from commercial bias and partners are encouraged to attend.
این دوره ها مستقل و عاری از تعصبات تجاری هستند و شرکای آن تشویق می شوند در آن شرکت کنند.
چیزی که راس را نگران می کرد یک سوگیری خطرناک بود.
محافظه کاران می گویند که مطبوعات سوگیری لیبرالی دارند.
برخی از اسناد نمونه های فوق العاده ای از سوگیری ارائه می دهند.
Surprisingly perceptions of bias never had a significant impact on usefulness-ratings.
با کمال تعجب، ادراک سوگیری هرگز تأثیر قابل توجهی بر رتبه بندی سودمندی نداشت.
Comment on this study proposal discussing any possible sources of bias likely to be encountered, as well as such problems as non-response.
در مورد این پیشنهاد مطالعه نظر دهید، در مورد هر گونه منبع احتمالی سوگیری که احتمالاً با آن مواجه می شوید، و همچنین مشکلاتی مانند عدم پاسخگویی صحبت کنید.
علوم اجتماعی در این مرحله سوگیری معکوس داشت.
خودسری، سوء نیت یا سوگیری نمونه هایی از ملاحظات نادرست هستند.
accusations of political bias in news programmes (= that reports are unfair and show favour to one political party)
اتهام سوگیری سیاسی در برنامه های خبری (= ناعادلانه بودن گزارش ها و نشان دادن لطف به یک حزب سیاسی)
کارفرمایان باید همه نامزدها را بی طرفانه و بدون تعصب در نظر بگیرند.
برخی از موسسات هنوز هم تعصب شدیدی علیه زنان دارند.
این مقاله به بررسی سوگیری جنسیتی در مدارس ما می پردازد.
این دوره دارای یک سوگیری عملی قوی است.
Leila had a marked scientific bias.
لیلا تعصب علمی مشخصی داشت.
در دانشگاه های بریتانیا تعصب نسبت به علم محض وجود داشت.
اگر نرخ پاسخ پایین باشد، خطر سوگیری در یافته ها بیشتر خواهد بود.
دامن بر روی بایاس بریده شده است.
یک نوار تعصب
تعصب اغلب از طریق جمله بندی سؤالات رخ می دهد.
این روزنامه تعصب آشکاری نسبت به حزب محافظه کار دارد.
یک سوگیری سیستماتیک به نفع کارفرمایان در این کشور وجود دارد.
او مدعی است که رسانه های آمریکا سوگیری لیبرالی دارند.
در مطالب آموزشی ادعاهایی مبنی بر سوگیری جناح چپ وجود داشت.
برای هر یک از ما دشوار است که به موقعیتی بدون نوعی سوگیری فرهنگی نگاه کنیم.
شواهد زیادی مبنی بر تعصب جنسیتی در کلاس درس وجود دارد.
بسیاری از چوب های گلف سنگر تعصبات طبقاتی هستند.
ما اکنون سعی کرده ایم سوگیری را در گزارش اصلی خود اصلاح کنیم.
داده ها برای سوگیری های احتمالی بررسی شدند.
این سناتور رسانه ها را به تعصب متهم کرده است.
خبرنگاران باید بی طرف باشند و تعصب سیاسی نشان ندهند.
شواهد روشنی از تعصب شدید علیه او وجود داشت.
There has always been a slight bias in favour of/towards employing liberal arts graduates in the company.
همیشه یک سوگیری جزئی به نفع/به سمت استخدام فارغ التحصیلان هنرهای لیبرال در شرکت وجود داشته است.
Unconscious bias (= that the person with the bias is not aware of) can influence decisions in recruitment, promotion, and performance management.
سوگیری ناخودآگاه (= که فرد دارای سوگیری از آن آگاه نیست) می تواند بر تصمیمات در استخدام، ارتقاء و مدیریت عملکرد تأثیر بگذارد.
She showed a scientific bias at an early age.
او در سنین پایین تعصب علمی نشان داد.
The dresses in his new winter collection are all cut on the bias (= in a diagonal direction across the cloth).
لباسهای مجموعه زمستانی جدید او همگی بر روی بایاس (= در جهت مورب در سراسر پارچه) بریده شدهاند.
The judge ruled that the information should be withheld on the grounds that it would bias the jury against the accused.
قاضی حکم داد که این اطلاعات به این دلیل که موجب سوگیری هیئت منصفه علیه متهم می شود، خودداری شود.
آنها قول دادند که با تعصبات نژادی در مدرسه مبارزه کنند.
آیا پوشش خبری سوگیری یک خبرنگار را منعکس می کند؟
قاضی این اطلاعات را به این دلیل که باعث سوگیری هیئت منصفه می شود، پنهان کرد.
prejudice
تعصب
intolerance
عدم تحمل
favouritismUK
علاقه مندی انگلستان
partisanship
حزب گرایی
unfairness
بی انصافی
bigotry
شوونیسم
chauvinism
طرفداری ایالات متحده
favoritismUS
غیر عینی بودن
nonobjectivity
ترجیح
نابرابری
inequity
تبعیض
طرفدار ایالات متحده
favorUS
favourUK
favourUK
عدم آزادی
illiberality
تمایل گرایی
tendentiousness
بی عدالتی
inequality
تنگ نظری
injustice
پیش فرض
narrowmindedness
پیش شرط، تعصب
preconception
کج کردن
prepossession
یک طرفه بودن
tilt
چشم زرد
unjustness
پارتی پریس
narrow-mindedness
ترجیح ناعادلانه
one-sidedness
استاندارد دوگانه
jaundiced eye
جانبداری
parti pris
استعداد
unfair preference
partiality
predisposition
impartiality
بی طرفی
objectivity
عینیت
neutrality
تعادل
neutralism
برابری
unbiasedness
انصاف
عینی بودن
equality
عدم همسویی
fairness
عدالت
objectiveness
ذهن باز
equity
عدم تعصب
nonalignment
یکنواختی
justness
غیر حزبی
open-mindedness
منصف بودن
بی تعصبی
بی علاقگی
evenhandedness
یکدست بودن
nonpartisanship
شایسته سالاری
fair-mindedness
unprejudicedness
impartialness
unprejudice
equitableness
disinterest
even-handedness
meritocracy
parity