stack
stack - پشته
noun - اسم
UK :
US :
توده ای مرتب از چیزها
a chimney
یک دودکش
برای ساختن چیزها به یک توده منظم، یا تشکیل یک توده منظم
چیدن انبوه چیزهای مرتب روی چیزی
ذخیره موقت اطلاعات در رایانه
برای قرار دادن چیزها در توده های منظم
to put a group of people or vehicles or other things in a particular order as they wait to do something
قرار دادن گروهی از افراد، وسایل نقلیه یا چیزهای دیگر در یک نظم خاص در حالی که منتظر انجام کاری هستند
انبوهی از چیزها که یکی روی دیگری چیده شده اند
مقدار زیادی
a set of shelves in a library that are positioned close together so that a lot of books can be stored on them
مجموعه ای از قفسه ها در یک کتابخانه که نزدیک به هم قرار گرفته اند تا بتوان تعداد زیادی کتاب را در آنها ذخیره کرد.
گروهی از هواپیماها در حال چرخش بر فراز فرودگاه در ارتفاعات مختلف منتظر مجوز فرود هستند
a way of storing data (= information) on a computer so that the last piece of data to be stored is the first one to be found by the computer
روشی برای ذخیره داده ها (= اطلاعات) در رایانه به طوری که آخرین قطعه داده ای که ذخیره می شود اولین داده ای باشد که توسط رایانه پیدا می شود.
a tall piece of rock sticking out of the sea near the coast formed by the action of the waves against the rock on the coast
یک تکه سنگ بلند که از دریا در نزدیکی ساحل بیرون زده است، که در اثر برخورد امواج بر روی صخره در ساحل ایجاد شده است.
یک تصادف رانندگی، به ویژه تصادفی که باعث آسیب شود
برای مرتب کردن چیزها در یک توده منظم
چیزی را با اشیا پر کردن
دور زدن بر فراز فرودگاه در انتظار مجوز فرود یا وادار کردن هواپیما به این کار
In a library (= a building with a collection of books and study materials), the stacks are the area where books are stored
در یک کتابخانه (= ساختمانی با مجموعه ای از کتاب ها و مواد مطالعه)، پشته ها محل نگهداری کتاب ها هستند.
چیدن چیزها به صورت توده ای یکی روی دیگری
برای کار در سوپرمارکت و قرار دادن محصولات در قفسه ها
انبوهی از چیزی مانند حروف
a method of storing information on a computer in which the most recent item is found or dealt with before other items
روشی برای ذخیره سازی اطلاعات در رایانه ای که در آن آخرین مورد قبل از سایر موارد پیدا شده یا با آنها برخورد می شود
سلام کردم و روی دسته ای از جعبه های جیره C نشستم.
یک دسته از بروشورهای فروش
پشته ای از نسخه ها در ورودی آزمایشگاه هنر انباشته شده بود.
هر پشته را با یک چوب بامبو بچسبانید تا عدل ها را در جای خود نگه دارید.
مانیون موتور را خاموش کرد، پشته پاکت هایش را برداشت و ماشین را قفل کرد.
He built up neat stacks in order of priority slipped rubber bands around them dropped them in his briefcase.
او پشته های منظمی را به ترتیب اولویت درست کرد، نوارهای لاستیکی را دور آنها لغزید، آنها را در کیفش انداخت.
Next Heath argues, CPU-specific issues like register stacks and context switching need to be standardised.
در مرحله بعد، هیث استدلال می کند، مسائل خاص CPU مانند پشته های ثبت و سوئیچینگ زمینه باید استاندارد شود.
کنار بطری ها یک دسته بلند از لیوان های پلاستیکی بود.
پس از رفتن او، او بیپروا به پشته جعبههایی که او گذاشته بود خیره شد.
یک دسته کتاب
سینی خود را به پشته اضافه کرد.
پشته های پول
پشته ای از نامه های باز نشده در خانه منتظر شماست.
من انبوه کار دارم
کتاب های مورد نیاز شما باید از پشته ها آورده شوند.
او برای ما یک دسته پنکیک که با شربت پوشانده شده بود آورد.
یک پشته بلند از کانتینرها آماده بارگیری در کشتی بود.
او از میان پشته دی وی دی های موجود در قفسه یک کارتون را انتخاب کرد.
نگران نباشید، ما انبوهی از زمان داریم.
بهترین راه برای یافتن کتاب در پشته چیست؟
کار من این بود که کتاب ها را در پشته ها جایگزین کنم.
پشته ها در طبقات 5-7 کتابخانه هستند.
یکی از کارکنان ما را به گشت و گذار در پشته ها برد.
از پشت میز بپرسید که آیا می خواهید کتابی را ببینید که در پشته است.
قبل از فرود آمدن، بیش از یک ساعت در پشته بودیم.
The Twelve Apostles is the name of a series of limestone stacks protruding dramatically from the sea.
دوازده رسول نام مجموعه ای از پشته های سنگ آهک است که به طور چشمگیری از دریا بیرون زده اند.
وقتی چند نفر آخر سالن را ترک کردند، سرایدار شروع به چیدن (بالا) صندلی ها کرد.
من شغلی پیدا کردم که قفسه ها را در یک سوپرمارکت روی هم چیده بودم.
لطفا ماشین ظرفشویی را روی هم قرار می دهید و روشن می کنید؟
The airline uses thousands of tonnes of fuel a year when its planes are stacking above Heathrow and Gatwick.
این ایرلاین زمانی که هواپیماهایش در بالای هیترو و گاتویک قرار می گیرند، سالانه هزاران تن سوخت مصرف می کند.
زمانی که خرابی رادار در سراسر کشور مشکلاتی ایجاد کرد، هواپیماها در LAX روی هم قرار گرفتند.
ما ساعت ها روی هم ایستاده بودیم و منتظر فرود بودیم.
یک دسته پنکیک
stacks of newspapers
پشته های روزنامه
من کتاب را در پشته ها پیدا کردم، اما در جای اشتباهی قرار داشت.
کیف ها به طور مرتب وسط اتاق چیده شده بودند.
او یک کار پاره وقت دارد که قفسه ها را در سوپرفروشگاه محلی روی هم می چیند.
من امروز بعدازظهر یک دسته از فاکتورها را برای پردازش دارم.
این امکان وجود دارد که در پشته یک آیتم را جستجو کنید و بفهمید که چقدر از بالا فاصله دارد.
ditch
گودال
مقدار کمی
تعداد انگشت شماری
ace
آس
dab
ضربه زدن
سایه
طعم
بیت
peanuts
بادام زمینی
nip
نیش زدن
dram
درام
tad
بچه
lick
لیسیدن
glimmer
با روشنایی ضعیف تابیدن
speck
لکه. خال
strain
نژاد
دست زدن به
خط
streak
پاشیدن
sprinkle
بدجنسی
scruple
اشاره
hint
نقطه
قلنبه سلنبه
mouthful
کنه
mite
smidgeon
smidgeon
پی گیری
کوچک
smidgen
نیشگون گرفتن
pinch
سوء ظن
suspicion
sprinkling
