tie
tie - کراوات
verb - فعل
UK :
US :
برای چسباندن چیزها به هم یا نگه داشتن آنها در یک موقعیت خاص با استفاده از یک تکه نخ، طناب و غیره
بستن چیزی به اطراف، روی و غیره چیز دیگری و گره زدن انتهای آن به هم
برای ایجاد گره در یک تکه ریسمان، طناب و غیره، به عنوان مثال برای بستن کفش یا لباس های دیگر
اگر یک تکه لباس در مکانی خاص گره خورد، آن را با استفاده از کمربند، پاپیون و غیره در آنجا ببندید
if two players, teams etc tie or are tied in a game or competition they finish it with an equal number of points
اگر دو بازیکن، تیم و غیره در یک بازی یا مسابقه مساوی یا مساوی باشند، آن را با تعداد امتیاز مساوی به پایان میرسانند.
یک تکه پارچه بلند و باریک که به صورت گرهی به گردن بسته شده و مردان می پوشند
یک رابطه قوی بین افراد، گروه ها یا کشورها
the result of a game competition or election when two or more people or teams get the same number of points, votes etc
نتیجه یک بازی، مسابقه یا انتخابات زمانی که دو یا چند نفر یا تیم به تعداد امتیاز، رای و غیره یکسانی به دست آورند.
یک تکه نخ، سیم و غیره که برای بستن یا بستن چیزی مانند کیسه استفاده می شود
one game especially of football that is part of a larger competition
یک بازی، به خصوص فوتبال، که بخشی از یک رقابت بزرگتر است
something that means you must stay in one place job etc or prevents you from being free to do what you want
چیزی که به این معنی است که شما باید در یک مکان، شغل و غیره بمانید یا از آزادی شما برای انجام آنچه می خواهید جلوگیری می کند
یک قطعه چوب یا فلز سنگین که از مسیر راه آهن حمایت می کند
to fasten together two ends of a piece of string or other long thin material or to (cause to) hold together with a long thin piece of string material etc.
به هم چسباندن دو سر یک ریسمان یا مواد بلند و نازک دیگر، یا (باعث نگه داشتن) با یک تکه ریسمان نازک و بلند و غیره.
مجبور کردن کسی به ماندن در مکانی
برای ارتباط یا اتصال به
to finish at the same time or score the same number of points, etc. in a competition as someone or something else
به پایان رساندن در همان زمان یا کسب همان تعداد امتیاز و غیره در یک مسابقه با شخص یا چیز دیگری
a long thin piece of material that is worn under a shirt collar, especially by men, and tied in a knot at the front
یک قطعه بلند و نازک از مواد که زیر یقه پیراهن مخصوصاً توسط مردان پوشیده می شود و در قسمت جلو گره می زند.
هر ریسمان، پلاستیک، فلز و غیره که برای بستن یا نگه داشتن چیزی به کار می رود
احساسات دوستانه ای که مردم نسبت به افراد دیگر دارند یا ارتباطات خاص با مکان ها
موقعیتی که در آن دو یا چند نفر در یک زمان به پایان می رسند یا تعداد امتیازات یکسانی را کسب می کنند
to fasten together two pieces of string or other long thin material or to hold together with string rope etc.
دو تکه ریسمان یا مواد بلند و نازک دیگر را به هم بچسبانند یا با نخ، طناب و غیره به هم بچسبانند.
to finish at the same time or score the same number of points as someone or something else in a competition
به پایان رساندن در همان زمان یا به دست آوردن همان تعداد امتیاز با شخص یا چیز دیگری در یک مسابقه
a connection or relationship between people or a connection a person has with a place interest activity etc.
ارتباط یا رابطه بین افراد یا ارتباطی که شخص با مکان، علاقه، فعالیت و غیره دارد.
a long thin piece of material worn esp. by men which fits under a shirt collar, is tied in a knot, and hangs down the front of the shirt
یک قطعه بلند و نازک از مواد پوشیده شده به ویژه توسط مردان که زیر یقه پیراهن قرار می گیرد، گره می زند و جلوی پیراهن آویزان می شود.
کراوات نیز به هر تکه ریسمان، پلاستیک و غیره گفته می شود که برای نگه داشتن چیزی در کنار هم استفاده می شود
the fact of finishing at the same time or scoring the same number of points as someone or something else in a competition
این واقعیت که در یک زمان به پایان می رسد یا به همان تعداد امتیاز به عنوان یک فرد یا چیز دیگری در یک مسابقه به دست می آورد
دو چیز را به گونه ای به هم وصل کند که سایر امکانات را محدود کند
داشتن امتیاز یا سطح یکسان در یک بازی، مسابقه یا مقایسه، یا یکسان کردن امتیازات
a personal or financial connection or relationship between people organizations, countries, etc.
یک ارتباط یا رابطه شخصی یا مالی بین افراد، سازمان ها، کشورها و غیره.
a long thin piece of material that is worn under a shirt collar, especially by men, and tied in a knot at the front
یک قطعه نازک بلند از مواد که زیر یقه پیراهن مخصوصاً توسط مردان پوشیده می شود و در قسمت جلو گره می زند.
آیا می دانید چگونه پاپیون ببندید؟
روزنامه ها را در بسته ای بست.
مجبور شد دست های او را به هم ببندد.
او را با کابل به صندلی بستند.
وقتی دارم آشپزی می کنم موهایم را به پشت می بندم.
جعبه با نخ پلاستیکی بسته شده بود.
دستانش را از پشت بسته بودند.
بسته را ببندم یا چسب بزنم؟
او یک برچسب به چمدان بست.
هر چیزی که ممکن است منفجر شود بسته شده یا به داخل منتقل شده است.
برای بستن یک روبان
میشه کمکم کنید کراواتمو ببندم؟
طناب ها را مرتب ببندید.
آیا می توانید یک پاپیون ببندید؟
كفش (= بند كفش) را با گره دو بست.
بند کفش هایت را ببند!
گرهی به طناب زدم.
دامن از کمر بسته می شود.
افزایش حقوق با تورم مرتبط است.
آینده شرکت آنها به آینده ما گره خورده است.
خانه به کار گره خورده است، بنابراین وقتی من بازنشسته شوم باید نقل مکان کنیم.
با یک قرارداد بسته شود
من می خواهم کار کنم اما با بچه به خانه بسته ام.
Carers can be completely tied to their homes.
مراقبین را می توان به طور کامل به خانه های خود گره زد.
من نمی خواهم در یک زمان خاص به خانه بیایم.
انگلیس در دور اول با آلمان 2-2 مساوی کرد.
آنها برای رتبه دوم مساوی شدند.
امتیازات 3-3 مساوی است.
رای دیشب مساوی بود.
نخست وزیر بریتانیا آنقدر مستعد است که به ریسمان پیش بند واشنگتن بچسبد.
خیلی دلم می خواست می توانستم کمکی کنم اما دستانم بسته است.
وقتی سعی کردم سیستم حقوقی را برای آنها توضیح دهم، خودم را درگیر کردم.
بستن
truss
خرپا
tether
متصل کردن
fasten
مژه
lash
امن است
ضمیمه کردن
تکان دادن
hitch
غل و زنجیر
shackle
بند
strap
باند
زنجیر
اتصال
ثابت
fetter
کمربند
پیوستن
gird
لنگر انداختن
طناب
moor
زن و شوهر
گره
ارتباط دادن
knot
لنگر
چنگ زدن
anchor
گیره
cinch
پرچ
clinch
سفت کردن
rivet
گره بزن
splice
کراوات گراز
tighten
مقید کردن
hog-tie
untie
باز کردن
unbind
رایگان
شل
رهایی
جداگانه، مجزا
لغو کردن
undo
بدون گره
unfasten
جدا کردن
unhitch
قطع شدن
unknot
شل کردن
detach
باز کردن زنجیر
disconnect
طلاق
disjoin
عقب افتادن
loosen
برو جلو
unchain
رها کردن
از دست دادن
unlace
رفع مشکل
آزاد کردن
برداشتن
تقسیم کنید
متفرق شدن
unfix
لغو پیوند
unshackle
unfetter
disunite
unlink
uncouple
unloosen
unloose