speculation

base info - اطلاعات اولیه

speculation - حدس و گمان

noun - اسم

/ˌspekjuˈleɪʃn/

UK :

/ˌspekjuˈleɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [speculation] در گوگل
description - توضیح
  • when you guess about the possible causes or effects of something without knowing all the facts, or the guesses that you make


    وقتی شما در مورد علل یا اثرات احتمالی چیزی حدس می زنید بدون اینکه همه حقایق یا حدس هایی که می کنید

  • when you try to make a large profit by buying goods, property shares etc and then selling them


    زمانی که سعی می کنید با خرید کالاها، اموال، سهام و غیره و سپس فروش آنها سود زیادی به دست آورید

  • the act of trying to make a profit by speculating


    عمل تلاش برای کسب سود از طریق سفته بازی

  • the act of guessing without knowing all the facts about something or the guesses that you make


    عمل حدس زدن بدون دانستن تمام حقایق در مورد چیزی، یا حدس هایی که می کنید


  • فعالیت حدس زدن پاسخ های ممکن برای یک سوال بدون داشتن اطلاعات کافی برای اطمینان

  • the act of speculating in order to make a profit


    عمل سفته بازی به منظور کسب سود


  • عمل حدس زدن پاسخ های احتمالی یک سوال بدون داشتن اطلاعات کافی برای اطمینان


  • خریدن چیزی به امید افزایش ارزش آن و سپس فروش به این قیمت بالاتر برای کسب سود

  • Share prices increased amid speculation that the Bank of England would cut interest rates.


    قیمت سهام در بحبوحه گمانه زنی ها مبنی بر کاهش نرخ بهره توسط بانک انگلستان افزایش یافت.

  • It is the second type of question which is aimed at arousing speculation about possible solutions.


    این دومین نوع سؤال است که با هدف ایجاد گمانه زنی در مورد راه حل های ممکن است.

  • In the last quarter there has been a rise in bond speculation.


    در سه ماهه گذشته، سفته بازی اوراق قرضه افزایش یافته است.

  • After a week of fevered speculation, John Major Britain's prime minister shuffled his cabinet.


    پس از یک هفته گمانه زنی های داغ، جان میجر، نخست وزیر بریتانیا، کابینه خود را تغییر داد.

  • The news fuelled speculation that the President's health had become significantly worse.


    این خبر به این گمانه زنی دامن زد که وضعیت سلامتی رئیس جمهور به میزان قابل توجهی بدتر شده است.

  • A further defeat for the government led to increasing speculation that the Prime Minister would resign.


    شکست بیشتر دولت منجر به افزایش گمانه زنی ها مبنی بر استعفای نخست وزیر شد.

  • Of course Fellini would reject such intellectual speculations.


    البته فلینی چنین گمانه زنی های فکری را رد می کند.

  • The success of the book was heightened by media speculation about who the characters were in real life.


    موفقیت این کتاب با حدس و گمان رسانه ها در مورد اینکه شخصیت ها در زندگی واقعی چه کسانی بودند، افزایش یافت.

  • Where all this leaves Napster has been the subject of much speculation.


    جایی که همه اینها از Napster خارج می شود، موضوع گمانه زنی های زیادی بوده است.

  • There has been a lot of speculation about the date of the next election.


    گمانه زنی های زیادی در مورد تاریخ برگزاری انتخابات بعدی وجود دارد.

  • Any suggestion of an imminent crash in property prices is pure speculation.


    هر گونه پیشنهادی مبنی بر سقوط قریب الوقوع قیمت ملک، حدس و گمان محض است.

  • It also rejected speculation that Button was trying to steal the plane.


    همچنین گمانه زنی ها مبنی بر اینکه باتن در حال تلاش برای سرقت هواپیما بوده را رد کرد.

  • This has given rise to speculation about the origins of such territorial units and the rationale behind the siting of cemeteries.


    این موضوع گمانه‌زنی‌هایی را در مورد منشأ چنین واحدهای سرزمینی و منطق پشت مکان‌یابی گورستان‌ها ایجاد کرده است.

  • Reports that the couple are getting a divorce have been dismissed as wild speculation.


    گزارش ها مبنی بر طلاق این زوج به عنوان حدس و گمان وحشیانه رد شده است.

  • the wild speculation that surrounded Princess Diana's death


    حدس و گمان وحشیانه ای که مرگ پرنسس دایانا را احاطه کرد

  • Washington was buzzing with speculation that the senator would resign.


    واشنگتن از گمانه زنی ها مبنی بر استعفای سناتور سر و صدا می کرد.

example - مثال
  • His private life is the subject of much speculation.


    زندگی خصوصی او موضوع گمانه زنی های زیادی است.

  • There was widespread speculation that she was going to resign.


    گمانه زنی های گسترده ای مبنی بر استعفای او وجود داشت.

  • Today's announcement ends months of speculation about the company's future.


    اطلاعیه امروز به ماه ها گمانه زنی درباره آینده این شرکت پایان می دهد.

  • The president’s absence led to speculation over his health.


    غیبت رئیس جمهور منجر به گمانه زنی ها در مورد سلامتی وی شد.

  • She dismissed the newspaper reports as pure speculation.


    او گزارش های روزنامه را به عنوان حدس و گمان محض رد کرد.

  • Our speculations proved right.


    حدس و گمان های ما درست بود.

  • speculation in oil


    گمانه زنی در نفت

  • speculation against the euro


    سفته بازی در برابر یورو

  • speculation on the stock market


    سفته بازی در بازار سهام

  • He was dropped from the team amid speculation that he was sick.


    او در میان گمانه زنی ها مبنی بر بیمار بودنش از تیم کنار گذاشته شد.

  • Much speculation surrounds his role in the crisis.


    گمانه زنی های زیادی پیرامون نقش او در این بحران وجود دارد.

  • Speculation is mounting that a new tax will be introduced.


    گمانه زنی ها مبنی بر وضع مالیات جدید در حال افزایش است.

  • Speculation was rife as to who would be chosen as a successor.


    گمانه زنی ها در مورد اینکه چه کسی به عنوان جانشین انتخاب می شود زیاد بود.

  • Speculation was rife as to whom the prince might marry.


    گمانه زنی ها در مورد اینکه شاهزاده ممکن است با چه کسی ازدواج کند زیاد بود.

  • There has been a lot of speculation linking the defender with a move to Chelsea.


    گمانه زنی های زیادی مبنی بر انتقال این مدافع به چلسی وجود دارد.

  • There has been increasing speculation over the company's future.


    گمانه زنی ها در مورد آینده این شرکت افزایش یافته است.

  • There was wild speculation among the students as to the reason for cancelling the lecture.


    گمانه زنی های وحشیانه ای در بین دانشجویان در مورد دلیل لغو سخنرانی وجود داشت.

  • This is just speculation on my part.


    این فقط یک حدس و گمان از طرف من است.

  • This issue has attracted a great deal of speculation among economists.


    این موضوع گمانه زنی های زیادی را در بین اقتصاددانان به دنبال داشته است.

  • Whether or not he will get the job is mere speculation.


    اینکه آیا او این شغل را به دست خواهد آورد یا نه، تنها یک حدس و گمان است.

  • With a lack of credible answers, speculation is running rampant.


    با کمبود پاسخ های معتبر، گمانه زنی ها بیداد می کند.

  • amateur speculation based on questionable assumptions


    حدس و گمان آماتور بر اساس فرضیات مشکوک

  • Speculation was rife that he was having an affair.


    گمانه زنی ها مبنی بر داشتن رابطه نامشروع زیاد بود.

  • The visit fuelled speculation about a major arms deal between the two countries.


    این دیدار به گمانه زنی ها درباره یک معامله بزرگ تسلیحاتی بین دو کشور دامن زد.

  • There has been intense media speculation over the past few days.


    در چند روز گذشته گمانه زنی های رسانه ای شدیدی منتشر شده است.

  • Rumours that they are about to marry have been dismissed as pure speculation.


    شایعات در مورد ازدواج آنها به عنوان یک حدس و گمان رد شده است.

  • Speculation about his future plans is rife.


    گمانه زنی ها در مورد برنامه های آینده او زیاد است.

  • News of the president's illness fuelled/prompted speculation that an election will be held later in the year.


    خبر بیماری رئیس جمهور این گمانه زنی را برانگیخت که انتخاباتی در اواخر سال برگزار می شود.

  • Rumours that the CEO is retiring have been dismissed as pure speculation.


    شایعاتی مبنی بر بازنشستگی مدیرعامل به عنوان یک حدس و گمان محض رد شده است.

  • The news led to speculation about possible further departures among the senior executive team.


    این خبر منجر به گمانه زنی هایی در مورد خروج احتمالی بیشتر در میان تیم اجرایی ارشد شد.

  • There is speculation that fourth quarter GDP growth could be revised downwards.


    گمانه زنی هایی وجود دارد که رشد تولید ناخالص داخلی سه ماهه چهارم می تواند به سمت پایین بازنگری شود.

synonyms - مترادف
  • supposition


    فرض


  • فرضیه

  • conjecture


    حدس


  • حدس بزن

  • surmise


    حدس و گمان


  • تئوری


  • باور


  • ایده

  • postulation


    پایان نامه


  • نظر

  • thesis


    فکر


  • قوز کردن


  • شلیک کرد

  • hunch


    حدس زدن


  • پیش بینی

  • guesstimate


    نظریه پردازی انگلستان

  • guesswork


    نظریه پردازی ایالات متحده

  • prediction


    فكر كردن

  • theorisingUK


    چاقو زدن

  • theorizingUS


    بازتاب


  • فرضیه سازی انگلستان

  • stab


    فرضیه سازی ایالات متحده


  • فکر کردن

  • forecast


    توجه

  • hypothesisingUK


    مشورت

  • hypothesizingUS


    مراقبه

  • cogitation


    تفکر


  • deliberation


  • meditation


  • contemplation


antonyms - متضاد
  • disdain


    تحقیر

  • disregard


    بی توجهی


  • حقیقت

  • ignorance


    جهل


  • اطلاعات


  • دانش


  • اندازه گیری

  • neglect


    اثبات


  • واقعیت


  • یقین - اطمینان - قطعیت


  • محاسبه

  • certainty


    ناباوری

  • calculation


    بی فکری

  • disbelief


    ساکت

  • thoughtlessness


    سکوت


  • غفلت


  • شواهد و مدارک

  • negligence


    حقایق سخت

  • heedlessness


    بتن


  • اطمینان

  • hard facts


    فروتنی


  • حدس بزن

  • certitude


    اعتماد

  • humility


    یادآوری


  • انکار


  • طرد شدن

  • recollection


    بی احترامی

  • denial


    واپس نگری

  • rejection


  • disrespect


  • hindsight


لغت پیشنهادی

locality

لغت پیشنهادی

communicating

لغت پیشنهادی

disobeyed