resource
resource - منبع
noun - اسم
UK :
US :
something such as useful land or minerals such as oil or coal that exists in a country and can be used to increase its wealth
چیزی مانند زمین مفید یا مواد معدنی مانند نفت یا زغال سنگ که در یک کشور وجود دارد و می توان از آن برای افزایش ثروت استفاده کرد.
چیزی مانند کتاب، فیلم یا تصویری که معلمان یا دانش آموزان برای ارائه اطلاعات استفاده می کنند
توانایی مقابله با مشکلات عملی
تهیه پول یا منابع دیگر برای چیزی
چیزی مانند پول، دارایی، مهارت، نیروی کار و غیره که یک شرکت در اختیار دارد
something such as oil land or natural energy that exists in a country and can be used to increase its wealth
چیزی مانند نفت، زمین یا انرژی طبیعی که در یک کشور وجود دارد و می توان از آن برای افزایش ثروت آن استفاده کرد
برای تهیه پول یا سایر منابعی که برای انجام کار خاصی لازم است
دارایی یا کیفیت مفید یا ارزشمند یک کشور، سازمان یا شخص
رسمی برای تایید تدبیر
برای تأمین پول یا تجهیزات یک سازمان یا بخش
چیزی که می تواند برای کمک به شما استفاده شود
منابع، مواد طبیعی مانند آب و چوب هستند که برای حفظ حیات ارزشمند هستند
منابع نیز چیزهای با ارزشی مانند پول یا دارایی هستند که می توانید در صورت نیاز از آنها استفاده کنید
a useful or valuable possession or quality that a person or organization has, for example money time or skills
دارایی یا کیفیت مفید یا ارزشمندی که یک شخص یا سازمان دارد، مثلاً پول، زمان یا مهارت
دارایی مفید یا با ارزشی مانند نفت یا گاز که یک کشور دارد و می تواند فروخته شود
توانایی تصمیم گیری و عمل به تنهایی
چرا ما یک شبکه منابع در بین فارغ التحصیلان خود ایجاد نمی کنیم؟
important educational resources
منابع آموزشی مهم
The Coconino, at least has discovered that the public constitutes one of its best enforcement resources.
حداقل Coconino کشف کرده است که مردم یکی از بهترین منابع اجرایی آن هستند.
مردم ما به وضوح منبع اصلی ما هستند.
Perhaps purchasers or providers elsewhere would not be prepared to devote the necessary resources to involving service users in this way.
شاید خریداران یا ارائه دهندگان در جاهای دیگر آماده نباشند منابع لازم را برای مشارکت دادن کاربران خدمات به این روش اختصاص دهند.
اما هر کشوری باید به منابع و راه حل های خود نگاه کند.
سرمایه آن منبع کمیاب سابق نیست.
Making insurance compulsory would - they say - not only free Health Service resources, but guarantee freedom of choice.
آنها می گویند که اجباری کردن بیمه نه تنها منابع خدمات بهداشتی را رایگان می کند، بلکه آزادی انتخاب را تضمین می کند.
یکی از منابع پیشنهاد شده در این فصل را امتحان کنید.
بهره برداری از مواد معدنی و سایر منابع طبیعی
آنها استفاده از منابع تجدیدپذیر مانند روغن سویا را ترویج می کنند.
water/mineral/energy resources
منابع آب / معدنی / انرژی
مدرسه با منابع محدود (= پول) بهترین کار را انجام می دهد.
یک منبع با ارزش / گرانبها / کمیاب
در مورد نحوه تخصیص منابع به دقت فکر کنید.
ما توافق کردیم که منابع خود را جمع کنیم (= به طوری که هر کسی چیزی بدهد).
پلیس مجبور شده است منابع بیشتری را به این موارد اختصاص دهد.
The website is an invaluable educational resource.
وب سایت یک منبع آموزشی ارزشمند است.
این یک منبع آنلاین برای هر کسی است که به طراحی دیجیتال علاقه دارد.
این کتابخانه منبع وسیعی برای مورخان فرانسه قرون وسطی است.
زمان با ارزش ترین منبع شما است، به خصوص در امتحانات.
کتاب های منبع برای معلمان
یک مرکز منابع کتابخانه
او هیچ منبع درونی ندارد و از تنهایی متنفر است.
She is someone of considerable personal resources.
او فردی با منابع شخصی قابل توجه است.
کمبود منابع، شرکت را از سرمایه گذاری در فناوری جدید باز داشته است.
منابع بیشتری باید برای توسعه متعهد شود.
منابع در حال ریختن به سایت المپیک است.
بازی های المپیک ممکن است منابع کشور را به نقطه شکست برساند.
چه جنایتکارانه ای اتلاف منابع.
آب یک منبع کمیاب در این بخش از جهان است.
ما منابع (= پول) برای به روز رسانی نرم افزار کامپیوتر خود را نداریم.
It is up to the government to put sufficient resources into the scheme.
این بر عهده دولت است که منابع کافی را در این طرح اختصاص دهد.
آنها ممکن است منابع کافی برای نیازهای بازنشستگی خود نداشته باشند.
پرورش میگو با تولید برنج برای منابع آبی و زمینی رقابت می کند.
آنها اصلاح قانون اساسی را تصویب کردند که تمام منابع معدنی را در اختیار مردم قرار داد.
به عنوان یک مدیر شما برنامه هایی را توسعه می دهید، منابع را تخصیص می دهید، فرآیندها را کنترل می کنید.
آنها منابع خود را بر بهبود زیرساخت ها متمرکز می کنند.
ما باید منابع خود را بهتر مدیریت کنیم.
معماری سبز سعی در حفظ منابع مهمی مانند آب، زمین و انرژی دارد.
assets
دارایی های
عرضه
holdings
دارایی ها
materials
مواد
موجودی
supplies
تدارکات
wherewithal
به موجب آن
hoard
احتکار
stockpile
انبار کردن
stocks
سهام
فروشگاه
stores
مغازه ها
collateral
وثیقه
holding
برگزاری
استخر
reservoir
مخزن
منبع
accumulation
انباشت
goods
کالاها
possessions
اموال
ویژگی
belongings
متعلقات
effects
اثرات
بدهی
ignorance
جهل
impotence
ناتوانی جنسی
inability
عجز
incompetence
بی کفایتی
عدم
دائمی
فقر
تولید - محصول
weakness
ضعف
disorganizationUS
بی سازمانی ایالات متحده
disorganisationUK
سازماندهی بریتانیا
incapacity
ناتوانی
stupidity
حماقت
نیاز
ruin
خراب کردن
تخریب
