boost
boost - تقویت
verb - فعل
UK :
US :
افزایش یا بهبود چیزی و موفقیت بیشتر آن
برای کمک به کسی که با بلند کردن یا هل دادن او به مکان بالاتری برسد
if a rocket or motor boosts a spacecraft, it makes it go up into space or go in a particular direction
اگر یک موشک یا موتور فضاپیما را تقویت کند، آن را به فضا بالا می برد یا در جهت خاصی حرکت می کند
دزدیدن چیزی
something that gives someone more confidence or that helps something increase improve or become successful
چیزی که به کسی اعتماد به نفس بیشتری می دهد، یا کمک می کند چیزی افزایش یابد، بهبود یابد یا موفق شود
افزایش در میزان توان موجود برای موشک، قطعه تجهیزات الکتریکی و غیره
برای افزایش چیزی مانند تولید، فروش یا قیمت
to make the economy stronger, so that business activity increases, prices and wages go up and unemployment falls
برای تقویت اقتصاد، به طوری که فعالیت های تجاری افزایش یابد، قیمت ها و دستمزدها بالا برود و بیکاری کاهش یابد.
برای افزایش اعتماد به نفس
برای تبلیغ یک محصول
چیزی که به افزایش چیزی مانند تولید، فروش یا قیمت کمک می کند
چیزی که به بهبود یا موفقیت بیشتر کمک می کند
چیزی که به بهبود اعتماد به نفس یا تشویق افراد کمک می کند
افزایش یا بهبود چیزی
to give someone a booster vaccine (= a small amount of a substance put into a person's body to protect them from illness that increases the effect of the same substance that was given some time before)
دادن واکسن تقویتی به کسی (= مقدار کمی از ماده ای که برای محافظت از بیماری در بدن فرد قرار می گیرد، که باعث افزایش اثر همان ماده ای می شود که مدتی قبل تزریق شده است)
موقعیتی که چیزی بهبود یافته یا افزایش یافته است
بهبود یا افزایش چیزی
بلند کردن کسی یا چیزی با فشار دادن از پایین
بهبود یا افزایش یا اقدامی که باعث این امر می شود
فشاری از پایین که فرد یا چیزی را بلند می کند
عمل یا رویدادی که چیزی را افزایش یا بهبود می بخشد
an increase
افزایش
The plan was meant to boost agricultural production.
این طرح به منظور افزایش تولیدات کشاورزی بود.
هدف تقویت تجارت برای کالاهای Zegna است.
سود سال گذشته با 69 میلیون پوند پس انداز بهره از انتشار حقوق 572 میلیون پوندی یک سال پیش افزایش یافت.
سود سهام موقت تقریباً به نصف افزایش یافته است، اگرچه پرداخت نهایی وزن بیشتری دارد.
Greater consumer access to the Internet has boosted electronic retailing.
دسترسی بیشتر مصرف کنندگان به اینترنت خرده فروشی الکترونیکی را تقویت کرده است.
حدود 36 درصد از کارفرمایان قصد دارند تا پایان سال جاری استخدام را افزایش دهند.
Periodic applications of diluted fish emulsion will boost plant appearance too.
کاربردهای دوره ای امولسیون ماهی رقیق شده ظاهر گیاه را نیز تقویت می کند.
کمپین تبلیغاتی چند میلیون دلاری نتوانسته فروش را افزایش دهد.
جین دی هال در سخنرانی ایالتی خود قول داد که امسال هزینه ها را حتی بیشتر کند.
to boost exports/profits
برای افزایش صادرات/سود
to boost productivity/spending
برای افزایش بهره وری / هزینه
این فیلم به پیشرفت حرفه ای او در سینما کمک کرد.
to boost somebody’s confidence/morale
برای تقویت اعتماد به نفس / روحیه کسی
به دست آوردن آن شغل به تقویت نفس او کمک زیادی کرد (= اعتماد به نفس بیشتری در او ایجاد کرد).
این سرویس جدید به افزایش 10 درصدی سود قبل از مالیات کمک کرد.
این مبلغ با کمک های مالی والدین به نزدیک به 200 دلار افزایش یافت.
تلاشی برای افزایش تعداد جغدهای انباری که در طبیعت زندگی می کنند
تا شانس خود را برای پیروزی در انتخابات ماه آینده افزایش دهد
عجله لحظه آخری خریداران کریسمس باعث افزایش فروش شد.
این شرکت به دنبال راه هایی برای افزایش فروش در آسیا، بزرگترین بازار خود است.
سعی کردم با تمجید از آشپزی روحیه اش را تقویت کنم.
قیمت سهام با گزارش های مربوط به بهبودی رئیس جمهور افزایش یافت.
The government mounted a public health campaign urging everyone to get boosted before the winter flu season.
دولت یک کمپین بهداشت عمومی راه اندازی کرد و از همه خواست تا قبل از فصل زمستان آنفولانزا تقویت شوند.
بیش از نیمی از افراد بالای 18 سال در کشور اکنون در برابر کووید تقویت شده اند.
کاهش نرخ بهره، رونق بسیار مورد نیاز را به اقتصاد خواهد داد.
قبولی در آزمون رانندگی باعث افزایش اعتماد به نفس من شد.
ما اقدامات مختلفی را برای افزایش فروش انجام دادیم.
او پسر کوچک را بلند کرد تا بالای حصار ببیند.
محبوبیت رئیس جمهور پس از سخنرانی وی افزایش یافت.
برای عبور از دیوار نیاز به تقویت دارم.
این صنعت برای افزایش سود و سود سهام از همه انتظارات فراتر رفته است.
کاهش نرخ ارز در حال حاضر باعث افزایش صادرات شده است.
او در بستری برای ایجاد شغل و افزایش اعتماد سرمایه گذاران انتخاب شد.
تأثیر این سیاست ها تشویق هزینه ها و رونق اقتصاد خواهد بود.
boost production/performance/productivity
افزایش تولید / عملکرد / بهره وری
این شرکت سود سهام خود را نزدیک به 50 درصد افزایش داد.
Typically sales jump in the autumn, when they get a boost from the back-to-school and holiday shopping seasons.
به طور معمول، فروش در پاییز افزایش مییابد، زمانی که از فصلهای بازگشت به مدرسه و خرید تعطیلات افزایش مییابد.
کمپین اصلاحات بازنشستگی روز جمعه رونق گرفت.
سهام وال استریت با افزایش در بازار اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده تقویت شد.
a big/major/huge/significant boost
یک تقویت بزرگ / عمده / عظیم / قابل توجه
افزایش دادن
گسترش
بالا آمدن
پیشرفت
رشد
بهبود
upsurge
علاوه بر این
افزایش
augmentation
بالا بردن
سربالایی
upturn
کسب کردن
پیاده روی
hike
پرش
increment
مکمل
صعودی
supplement
برافزایش
upswing
تعهد
uptick
ضمیمه
accretion
رونق
accrual
توسعه
addendum
ارتفاع
تشدید
به علاوه
elevation
جهش
enhancement
ارتقا دهید
escalation
proliferation
spurt
upgrade
breakthrough
نزول کردن
کاهش می یابد
سقوط
diminishment
کاهش
رها کردن
decrement
زوال
abatement
رو به کاهش است
diminishing
فروکش
سست شدن
falloff
اختصار
deterioration
محدود کردن
diminution
برش
dwindling
تخلیه
ebb
رکود
slackening
انقباض
contraction
رو به زوال
curtailment
بدتر شدن
افسردگی
declining
دلسردی
depletion
پایین آمدن
downturn
ضرر - زیان
lessening
shrinkage
stagnation
waning
worsening
cutback
discouragement
downtick
