boost

base info - اطلاعات اولیه

boost - تقویت

verb - فعل

/buːst/

UK :

/buːst/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [boost] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • to boost exports/profits


    برای افزایش صادرات/سود

  • to boost productivity/spending


    برای افزایش بهره وری / هزینه

  • The movie helped boost her screen career.


    این فیلم به پیشرفت حرفه ای او در سینما کمک کرد.

  • to boost somebody’s confidence/morale


    برای تقویت اعتماد به نفس / روحیه کسی

  • Getting that job did a lot to boost his ego (= make him feel more confident).


    به دست آوردن آن شغل به تقویت نفس او کمک زیادی کرد (= اعتماد به نفس بیشتری در او ایجاد کرد).

  • The new service helped boost pre-tax profits by 10%.


    این سرویس جدید به افزایش 10 درصدی سود قبل از مالیات کمک کرد.

  • The total was boosted to nearly $200 by donations from parents.


    این مبلغ با کمک های مالی والدین به نزدیک به 200 دلار افزایش یافت.

  • an attempt to boost the number of barn owls living in the wild


    تلاشی برای افزایش تعداد جغدهای انباری که در طبیعت زندگی می کنند

  • to boost her chances of winning next month's election


    تا شانس خود را برای پیروزی در انتخابات ماه آینده افزایش دهد

  • A last-minute rush by Christmas shoppers boosted sales.


    عجله لحظه آخری خریداران کریسمس باعث افزایش فروش شد.

  • The company is looking for ways to boost sales in Asia, its biggest market.


    این شرکت به دنبال راه هایی برای افزایش فروش در آسیا، بزرگترین بازار خود است.

  • I tried to boost his morale by praising his cooking.


    سعی کردم با تمجید از آشپزی روحیه اش را تقویت کنم.

  • Share prices were boosted by reports of the president's recovery.


    قیمت سهام با گزارش های مربوط به بهبودی رئیس جمهور افزایش یافت.

  • The government mounted a public health campaign urging everyone to get boosted before the winter flu season.


    دولت یک کمپین بهداشت عمومی راه اندازی کرد و از همه خواست تا قبل از فصل زمستان آنفولانزا تقویت شوند.

  • More than half of over 18s in the country have now been boosted against Covid.


    بیش از نیمی از افراد بالای 18 سال در کشور اکنون در برابر کووید تقویت شده اند.

  • The lowering of interest rates will give a much-needed boost to the economy.


    کاهش نرخ بهره، رونق بسیار مورد نیاز را به اقتصاد خواهد داد.

  • Passing my driving test was such a boost to my confidence.


    قبولی در آزمون رانندگی باعث افزایش اعتماد به نفس من شد.

  • We took various steps to try to boost sales.


    ما اقدامات مختلفی را برای افزایش فروش انجام دادیم.

  • She boosted the little boy up to see over the fence.


    او پسر کوچک را بلند کرد تا بالای حصار ببیند.

  • The president’s approval rating got a boost following his speech.


    محبوبیت رئیس جمهور پس از سخنرانی وی افزایش یافت.

  • I need a boost to get over the wall.


    برای عبور از دیوار نیاز به تقویت دارم.

  • The industry has exceeded all expectations for boosting profits and dividends.


    این صنعت برای افزایش سود و سود سهام از همه انتظارات فراتر رفته است.

  • The lower exchange rate is already boosting exports.


    کاهش نرخ ارز در حال حاضر باعث افزایش صادرات شده است.

  • He was elected on a platform to create jobs and boost investor confidence.


    او در بستری برای ایجاد شغل و افزایش اعتماد سرمایه گذاران انتخاب شد.

  • The effect of these policies would be to encourage spending and boost the economy.


    تأثیر این سیاست ها تشویق هزینه ها و رونق اقتصاد خواهد بود.

  • boost production/performance/productivity


    افزایش تولید / عملکرد / بهره وری

  • The company boosted its dividend nearly 50%.


    این شرکت سود سهام خود را نزدیک به 50 درصد افزایش داد.

  • Typically sales jump in the autumn, when they get a boost from the back-to-school and holiday shopping seasons.


    به طور معمول، فروش در پاییز افزایش می‌یابد، زمانی که از فصل‌های بازگشت به مدرسه و خرید تعطیلات افزایش می‌یابد.

  • The campaign for pension reform received a boost on Friday.


    کمپین اصلاحات بازنشستگی روز جمعه رونق گرفت.

  • Shares on Wall Street were given a boost by a rally in the US Treasury bond market.


    سهام وال استریت با افزایش در بازار اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده تقویت شد.

  • a big/major/huge/significant boost


    یک تقویت بزرگ / عمده / عظیم / قابل توجه

synonyms - مترادف

  • افزایش دادن


  • گسترش


  • بالا آمدن


  • پیشرفت


  • رشد


  • بهبود

  • upsurge


    علاوه بر این


  • افزایش

  • augmentation


    بالا بردن


  • سربالایی

  • upturn


    کسب کردن


  • پیاده روی

  • hike


    پرش

  • increment


    مکمل


  • صعودی

  • supplement


    برافزایش

  • upswing


    تعهد

  • uptick


    ضمیمه

  • accretion


    رونق

  • accrual


    توسعه

  • addendum


    ارتفاع


  • تشدید


  • به علاوه

  • elevation


    جهش

  • enhancement


    ارتقا دهید

  • escalation



  • proliferation


  • spurt


  • upgrade


  • breakthrough


antonyms - متضاد

  • نزول کردن


  • کاهش می یابد


  • سقوط

  • diminishment


    کاهش


  • رها کردن

  • decrement


    زوال

  • abatement


    رو به کاهش است

  • diminishing


    فروکش


  • سست شدن

  • falloff


    اختصار

  • deterioration


    محدود کردن

  • diminution


    برش

  • dwindling


    تخلیه

  • ebb


    رکود

  • slackening


    انقباض

  • contraction


    رو به زوال

  • curtailment


    بدتر شدن

  • cut


    افسردگی

  • declining


    دلسردی

  • depletion


    پایین آمدن

  • downturn


    ضرر - زیان

  • lessening


  • shrinkage


  • stagnation


  • waning


  • worsening


  • cutback



  • discouragement


  • downtick



لغت پیشنهادی

fender

لغت پیشنهادی

momentous

لغت پیشنهادی

briskness