risk
risk - خطر
noun - اسم
UK :
US :
احتمال اینکه اتفاق بد، ناخوشایند یا خطرناکی رخ دهد
اقدامی که ممکن است نتایج بدی داشته باشد
چیزی یا کسی که احتمالاً باعث آسیب یا خطر می شود
a person or business judged according to the danger involved in giving them insurance or lending them money
شخص یا شرکتی که بر اساس خطری که در بیمه کردن یا قرض دادن به آنها وجود دارد قضاوت می شود
قرار دادن چیزی در موقعیتی که ممکن است گم شود، از بین برود یا آسیب ببیند
وارد موقعیتی شوید که ممکن است اتفاق ناخوشایندی برای شما بیفتد
انجام کاری که می دانید ممکن است نتایج خطرناک یا ناخوشایندی داشته باشد
the possibility that something may be lost harmed, or damaged, or that something bad unpleasant, or dangerous may happen
احتمال اینکه چیزی از بین برود، آسیب ببیند یا آسیب ببیند، یا اتفاق بد، ناخوشایند یا خطرناکی بیفتد.
احتمال افزایش یا کاهش ارزش یک دارایی در بازار سهام
این احتمال وجود دارد که یک شخص یا کسب و کار وام را پس ندهد
امکان نوع خاصی از خسارت که در برابر آن بیمه شده اید
a person or business judged according to the risk involved in providing them with insurance or lending them money
شخص یا کسب و کاری که بر اساس خطری که در ارائه بیمه به آنها یا وام دادن به آنها وجود دارد قضاوت می کند
قرار گرفتن در موقعیتی که خطر اتفاق بدی برای شما وجود دارد
تصمیم گرفتن برای انجام کاری حتی اگر می دانید ممکن است نتایج بدی داشته باشد
اگر چیزی در معرض خطر باشد، در شرایطی است که ممکن است آسیب ببیند یا گم شود
if you do something at your own risk you do it when you understand the possible dangers and have been warned about them
اگر کاری را با مسئولیت خود انجام می دهید، زمانی آن را انجام می دهید که خطرات احتمالی را درک کرده و در مورد آنها هشدار داده شده است.
the possibility of something bad happening
احتمال اتفاق بد
اتفاق بدی که ممکن است رخ دهد
در یک موقعیت خطرناک
به این معنی استفاده می شود که شما مسئول هر گونه آسیب، ضرر یا مشکل هستید
برای انجام کاری که ممکن است خطرناک باشد
انجام کاری هرچند احتمال نتیجه بد وجود دارد
اگر چیزی مهم را به خطر بیندازید، آن را در موقعیت خطرناکی قرار می دهید که ممکن است آن را از دست بدهید
خطر یا احتمال خطر، شکست یا ضرر
ریسک نیز کسی یا چیزی است که می تواند باعث ایجاد مشکل یا ضرر شود
در معرض خطر قرار گرفتن در خطر بودن است
to do something or to enter a situation where there is a possibility of being hurt or of a loss or defeat
انجام کاری یا وارد شدن به موقعیتی که احتمال آسیب یا شکست یا شکست وجود دارد
احتمال اینکه اتفاق بد یا خطرناکی بیفتد
احتمال از دست دادن سرمایه یک سرمایه گذاری
احتمال اینکه چیزی آسیب ببیند، آسیب ببیند یا گم شود
شخص یا کسب و کاری که ممکن است بیمه کردن یا وام دادن به آن ایمن باشد یا نباشد
خطرات سلامتی بسیار کم است.
ریسک بالای شکست
خطر جدی / قابل توجه چیزی
این مطالعه نشان داد که خطر ابتلا به سرطان در این گروه کمی افزایش یافته است.
اقداماتی برای کاهش خطر هر گونه مشکل انجام شده است.
برای به حداقل رساندن خطر عفونت از فیلترها یا آب جوش استفاده کنید.
سیگار کشیدن می تواند خطر ابتلا به بیماری قلبی را افزایش دهد.
هنوز این خطر وجود دارد که کل معامله از بین برود.
مواد شیمیایی خطر کمی برای سلامت انسان دارند (= خطرناک نیستند).
یک ریسک محاسبه شده (= ریسکی که فکر می کنید در مقایسه با مزایای احتمالی کوچک است)
امتحان کردن چیزهای جدید می تواند یک قمار باشد، اما ارزش ریسک کردن را دارد.
بیماران باید از خطرات ناشی از این درمان آگاه شوند.
مطمئن شوید که خطرات و فواید آن را درک کرده اید.
سیگار کشیدن یک عامل خطر برای این بیماری است.
آن جعبه های قدیمی در راهرو خطر آتش سوزی هستند.
خطر ایمنی/سلامتی
این گروه به عنوان یک خطر برای امنیت ملی در نظر گرفته شد.
آلاینده های موجود در رودخانه خطر واقعی برای ماهی است.
با پنج ادعای قبلی، او اکنون یک ریسک بیمه بد است.
او یک ریسک بیمه خوب است.
مانند همه بیماری ها، گروه های خاصی بیشتر از سایرین در معرض خطر هستند.
اگر وارد جنگ شویم، جان بی گناهان به خطر می افتد.
خبرنگاران در این منطقه در معرض خطر جدی ربوده شدن هستند.
بزرگسالان نیز در معرض خطر همه گیری بودند.
در خطر نشان دادن نادانی من، اینترنت دقیقا چگونه کار می کند؟
او برای نجات سگ با خطر قابل توجهی برای جان خود شیرجه زد.
او کودک را در معرض خطر قابل توجهی نجات داد.
افرادی که فراتر از این نقطه شنا می کنند این کار را با مسئولیت خود انجام می دهند (= در یک اطلاعیه).
اشیاء با ارزش در معرض خطر مالک خود قرار می گیرند (= در یک اطلاعیه).
ساختمان ناامن است - با مسئولیت خود وارد شوید.
افرادی که اضافه وزن دارند در معرض خطر حمله قلبی یا سکته هستند.
خطر
تهدید
peril
پریشانی
jeopardy
به خطر افتادن
menace
به خطر انداختن
distress
تله
endangerment
مشکل
imperilment
مسئولیت
pitfall
تصادف
نتیجه
liability
بروشور
مسئولیت پذیری
سهام
flyer
راه آسیب
liableness
آسیب پذیری
stakes
خطرناک بودن
harm's way
ناامنی
hazard
قریب الوقوع بودن
vulnerability
مسئله
perilousness
قرار گرفتن در معرض بیماری
insecurity
بی ثباتی
imminence
عدم قطعیت
ریسک پذیری
دردسر اضافه
precariousness
تجارت پر ریسک
uncertainty
دشواری
instability
riskiness
risky business
safeness
ایمنی
reliability
قابلیت اطمینان
dependability
قابل اعتماد بودن
secureness
امنیت
soundness
سالم بودن
ثبات
dependableness
امانت
reliableness
یقین - اطمینان - قطعیت
حفاظت
تضمینی
trustworthiness
اطمینان
certainty
حقیقت
واقعیت
surety
عزم
assurance
اثبات
آسیب ناپذیری
برکت
determination
نفوذ ناپذیری
مزیت - فایده - سود - منفعت
safeguard
بی عملی
invulnerability
چیز مطمئن
blessing
بیکاری، تنبلی
impregnability
ثابت بودن
استحکام
inaction
idleness
steadiness
fixedness
fastness
firmness
