assurance
assurance - اطمینان
noun - اسم
UK :
US :
a promise that something will definitely happen or is definitely true made especially to make someone less worried
قولی که قطعاً اتفاقی خواهد افتاد یا قطعاً درست است، مخصوصاً برای اینکه کسی کمتر نگران شود
احساس آرامش در مورد توانایی های خود یا اینکه در مورد چیزی حق با شماست
بیمه، به ویژه برای تأمین پول هنگام فوت شخصی
a type of insurance against something that is certain to happen especially someone’s death as opposed to something that might happen such as an accident or a fire
نوعی بیمه در برابر اتفاقی که حتماً اتفاق خواهد افتاد، به ویژه مرگ یک نفر، در مقابل چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد مانند حادثه یا آتش سوزی.
یک قول
اعتماد به نفس
a type of insurance against events that will certainly happen such as death not those that may happen such as illness fire or having your property stolen
نوعی بیمه در برابر حوادثی که قطعاً رخ خواهند داد، مانند مرگ، نه حوادثی که ممکن است اتفاق بیفتد، مانند بیماری، آتش سوزی یا سرقت اموال
a promise to tell something to someone confidently or firmly, or a promise to cause someone to feel certain by removing doubt
قولی برای گفتن چیزی به کسی با اطمینان یا قاطعیت، یا قولی که با رفع شک و تردید، احساس اطمینان کند.
اطمینان همچنین احساس اعتماد به توانایی های شماست
a type of insurance especially life insurance that will pay an amount of money at the end of an agreed period or when someone dies, rather than only if something unexpected happens
نوعی بیمه، به ویژه بیمه عمر، که مبلغی پول را در پایان یک دوره توافق شده یا زمانی که فردی فوت می کند، پرداخت می کند، نه تنها در صورت وقوع اتفاق غیرمنتظره ای.
قولی مبنی بر اینکه چیزی مطابق انتظار است یا رفتار می کند
یک انتظار حسی وجود داشت، اطمینانی از شگفتی هایی که به زودی آشکار می شوند.
Coach Bill Barber issued an assurance that Boucher will in fact play some games before the season is over.
مربی بیل باربر اطمینان داد که بوچر در واقع چند بازی را قبل از پایان فصل انجام خواهد داد.
من به این اطمینان نیاز دارم که از من حمایت خواهید کرد.
بر اساس شواهد تلاوت خود، او در حال افزایش است و شروع به برآورده کردن انتظارات می کند.
For example: In the life assurance industry it means playing an important role in the development of new products.
به عنوان مثال: در صنعت بیمه عمر به معنای ایفای نقش مهم در توسعه محصولات جدید است.
این مشاغل تضمین کمی برای اشتغال طولانی مدت دارند.
وکیل او حاضر نبود هیچ گونه اطمینانی در مورد نتیجه محاکمه به او بدهد.
مدیر به من اطمینان شخصی داد که قطعات امروز اینجا خواهند بود.
فصل 6 و 7 به طور گسترده به فرآیند ارزیابی و تضمین کیفیت می پردازد.
علیرغم تمام تضمین هایشان، آنها توافق را زیر پا گذاشتند و با یک شرکت رقیب قرارداد امضا کردند.
She had forgotten the compulsion of his confident smile the total assurance he carried everywhere he went.
او اجبار لبخند مطمئن او را فراموش کرده بود، اطمینان کاملی که او هر جا می رفت.
او اطمینان شدید ویل داگلاس را از دست داد.
او با اطمینان شروع به خواندن کرد، آهنگی قدیمی و آشنا.
آنها خواستار اطمینان از پایبندی دولت به سیاست آموزشی خود شدند.
بهنظر میرسد با وجود تضمینهای مکرر برعکس، بیکاری در حال افزایش است.
یک هوای اطمینان آسان در مورد او وجود داشت.
خوب بود که دیدم برخی از اطمینان های قدیمی او باز می گردد.
یک شرکت بیمه عمر
ما یک بیمه نامه عمر خریدیم.
او وزیر را متهم کرد که از ضمانتهایی که قبلاً داده بود، خودداری کرده است.
او به من اطمینان شخصی داد که خودرو سالم است.
آنها اطمینان او را پذیرفتند که بیماران در اسرع وقت درمان خواهند شد.
من می توانم به شما اطمینان قاطعانه بدهم که چنین برنامه ای وجود ندارد.
باید این اطمینان را داشته باشم که این رفتار تکرار نخواهد شد.
وزیر در مورد رد تروریسم توسط کشورش تضمین رسمی داد.
آنها خواستار تضمین ایمنی سیستم شدند.
اکنون ما از حمایت دولت اطمینان قاطع داریم.
آنها از ادامه کمک های نظامی اطمینان دریافت کرده بودند.
حتی در سن بسیار پایین او اطمینان زیادی از خود نشان داد.
او با اطمینان آرام صحبت کرد.
او به من اطمینان داد (که) بلافاصله قرارداد را امضا خواهد کرد.
Despite the government's repeated assurances to the contrary, taxation has risen over the past decade.
علیرغم تضمین های مکرر دولت بر خلاف این موضوع، مالیات در دهه گذشته افزایش یافته است.
او به من اطمینان داد که تا پایان هفته به ما پاسخ خواهد داد.
او به تمام سوالاتی که از او می شد با اطمینان و متانت پاسخ داد.
یک سیاست تضمینی
an assurance policy
مردم اغلب به برندها به عنوان تضمین کیفیت نگاه می کنند.
اگرچه صندوق برای رسیدن به هدف خود تلاش خواهد کرد، هیچ اطمینانی وجود ندارد که این کار را انجام دهد.
ضمانت
وعده
oath
سوگند - دشنام
pledge
سوگند - تعهد
vow
نذر
تعهد
کلمه
affirmation
تایید
بیانیه
assertion
ادعا
avowal
اقرار
رابطه، رشته
declaration
اعلام
حرفه
parole
آزادی مشروط
protestation
اعتراض
troth
تروث
undertaking
اطمینان خاطر
reassurance
حمایت کردن
حکم
warrant
کلمه افتخار
میثاق
قرارداد
covenant
توافق
پیمان
ضمانتنامه
pact
گارانتی
warranty
فشرده - جمع و جور
guaranty
شرط
compact
stipulation
falsehood
دروغ
رخنه
breach
زنگ تفريح
گیجی
انکار
denial
بی اعتمادی
distrust
ترس
دودلی
hesitancy
بدبین
misgiving
خجالتی بودن
shyness
عدم قطعیت
uncertainty
مخالفت
بی بیانی
inarticulacy
اختلاف نظر
disagreement
