introduction
introduction - معرفی
noun - اسم
UK :
US :
عمل به کار بردن چیزی برای اولین بار
عمل آوردن چیزی برای اولین بار به جایی
نوعی چیز که برای اولین بار به جایی آورده می شود
عمل گفتن رسمی نام دو نفر از یکدیگر در اولین ملاقات
توضیح نوشتاری یا گفتاری در ابتدای کتاب، سخنرانی و غیره
قسمت کوتاهی در ابتدای یک آهنگ یا قطعه موسیقی
چیزی که حقایق اساسی یک موضوع را توضیح می دهد
someone’s first experience of something
اولین تجربه کسی از چیزی
a letter by someone else that explains who you are, which you can give to a person you have not met before
نامه ای از شخص دیگری که توضیح می دهد شما کی هستید و می توانید آن را به شخصی که قبلاً ندیده اید بدهید
a written or spoken statement at the beginning of a book speech or meeting giving a general idea of what it is about
یک بیانیه نوشتاری یا گفتاری در ابتدای کتاب، سخنرانی یا جلسه، که یک ایده کلی از آنچه در مورد آن است ارائه می دهد
a short piece of writing at the beginning of a book that says what the book is about or the reason for writing it
نوشته کوتاهی در ابتدای کتاب که می گوید کتاب در مورد چیست یا دلیل نوشتن آن
مقدمه ای کوتاه بر یک کتاب یا گزارش که معمولاً توسط شخصی نوشته می شود که نویسنده آن نیست
مقدمه ای برای یک نوشته، به ویژه یک نمایشنامه یا یک شعر بلند
a statement at the beginning of something especially an official document which explains what it is about
بیانیه ای در ابتدای چیزی، به ویژه یک سند رسمی، که توضیح می دهد در مورد چیست
عمل فروش چیزی یا در دسترس قرار دادن آن برای اولین بار
هنگامی که یک سیستم، قانون، روش و غیره خاص برای اولین بار استفاده می شود
موقعیتی که برای اولین بار چیزی مورد استفاده قرار می گیرد یا به مکانی آورده می شود
عمل گفتن نام شخص دیگری در اولین ملاقات
قسمت اول چیزی
اولین باری که کسی چیزی را تجربه می کند
کتاب یا دوره ای که دانش پایه در مورد یک موضوع را ارائه می دهد
a short speech or piece of writing that comes before a longer speech or written text usually giving basic information about what is to follow
یک سخنرانی کوتاه یا نوشته ای که قبل از یک گفتار طولانی تر یا متن نوشته شده می آید و معمولاً اطلاعات اولیه در مورد آنچه باید دنبال شود ارائه می دهد
عمل ارائه رسمی شخصی به یک گروه
عمل استفاده از چیزی برای اولین بار، یا قرار دادن چیزی در مکانی جدید
عمل در دسترس قرار دادن کالا یا خدمات برای خرید برای اولین بار
محصول یا خدماتی که برای اولین بار در دسترس قرار می گیرد
آوردن چیزی مانند یک سیستم، قانون یا روش جدید
عمل معرفی یک فرد به دیگری
بخش اول چیزی مانند کتاب یا گزارش
وضعیتی که در آن یک قانون جدید رسماً برای بحث و رأی گیری در مجلس پیشنهاد می شود
پس از معرفی رئیس، به بحث های روز می پردازیم.
کتابی با مقدمه و یادداشت های عالی
می توانید یک مقدمه کوتاه برای متن بنویسید؟
The English edition has an introduction by Herbert Read.
نسخه انگلیسی مقدمه ای از هربرت رید دارد.
در مقدمه به مادرش اشاره شده است.
به عنوان مقدمه، اجازه دهید پیشینه داستان را خدمتتان عرض کنم.
Introductions were made and the conversation started to flow.
معرفی شد و گفتگو شروع شد.
سخنران امروز ما نیازی به معرفی ندارد (= از قبل به خوبی شناخته شده است).
I was hoping to get an introduction to his good-looking colleague.
امیدوارم بتوانم با همکار خوش قیافه اش آشنا شوم.
a letter of introduction (= a letter which tells somebody who you are, written by somebody who knows both you and the person reading the letter)
معرفی نامه (= نامه ای که به کسی می گوید که شما کی هستید، نوشته شده توسط شخصی که هم شما و هم شخص خواندن نامه را می شناسد)
the introduction of new manufacturing methods
معرفی روش های جدید تولید
the introduction of compulsory military service
معرفی خدمت اجباری سربازی
the 1 000th anniversary of the introduction of Christianity to Russia
هزارمین سالگرد ورود مسیحیت به روسیه
اکنون می توانیم معرفی تجاری این محصول را در ایالات متحده آغاز کنیم.
این کتاب فهرستی از گیاهان مناسب برای باغ گل بریتانیا، از جمله بسیاری از معرفیهای جدید را فهرست کرده است.
این آلبوم اولین آشنایی من با جاز مدرن بود.
‘Global Politics: An Introduction’
سیاست جهانی: مقدمه
این یک مقدمه مفید برای یک موضوع بسیار پیچیده است.
‘An Introduction to Astronomy’
درآمدی بر نجوم
این دوره به معرفی مختصری از فلسفه می پردازد.
an eight-bar introduction
یک مقدمه هشت نواری
پس از یک مقدمه طولانی موسیقی، بالاخره رقصندگان ظاهر می شوند.
She wrote the introduction to his collected letters.
او مقدمه نامه های جمع آوری شده او را نوشت.
Her book features an introduction by French actress Catherine Deneuve.
کتاب او دارای مقدمه ای از بازیگر فرانسوی کاترین دونو است.
بیایید از مقدمه بگذریم و مستقیماً به واقعیت ها بپردازیم.
من هرگز نمی توانم نام ها را به خاطر بسپارم، بنابراین دوست ندارم مقدمه ها را انجام دهم.
من هرگز شما را به دوستانم معرفی درستی نکردم.
the gradual introduction of modern farming methods into traditional societies
ورود تدریجی روشهای مدرن کشاورزی در جوامع سنتی
ورود تصادفی گونه ها به محیط های جدید
سیاست های لیبرال تر، معرفی فناوری های جدید را تسهیل کرده است.
در آن سال، IBM اولین کامپیوتر شخصی خود را معرفی کرد.
فرآیند آزمایش، معرفی دارو را حداقل یک سال به تاخیر انداخت.
ارائه
حضار
ملاقات
رویارویی
formality
رسمی
مصاحبه
ارائه رسمی
مخاطب
meetup
توییت آپ
tweetup
meet-up
نتیجه
closing
بسته شدن
ending
پایان یافتن
تمام کردن
finale
پایانی
پایان
بستن
termination
خاتمه دادن
epilogUS
epilogUS
completion
تکمیل
epilogueUK
epilogueUK
closure
بسته
متوقف کردن
prohibition
ممنوعیت
dismissal
اخراج
omega
امگا
winding up
در حال پیچیدن
blackballing
توپ سیاه
rejection
طرد شدن
exclusion
محرومیت
demise
مرگ
denial
انکار
culmination
اوج گیری
adjournment
تعویق
consummation
به کمال رساندن
آهنگ قو
اثر
swansong
بازنشستگی
expulsion