assemble
assemble - جمع آوری کنید
verb - فعل
UK :
US :
مونتاژ
مجموعه
if you assemble a large number of people or things, or if they assemble, they are gathered together in one place often for a particular purpose
اگر تعداد زیادی از افراد یا چیزها را جمع آوری کنید، یا اگر آنها جمع شوند، اغلب برای یک هدف خاص در یک مکان جمع شده اند.
برای کنار هم قرار دادن تمام اجزای یک چیزی
برای ساختن یک محصول با کنار هم قرار دادن قطعات
if a financial institution assembles a loan it finds lenders who are willing to make part of the loan
اگر یک موسسه مالی وام جمع آوری کند، وام دهندگانی را پیدا می کند که مایل به پرداخت بخشی از وام هستند.
if an organization assembles, it meets officially
اگر یک سازمان جمع شود، به طور رسمی تشکیل جلسه می دهد
جمع شدن در یک مکان واحد یا کنار هم قرار دادن قطعات در یک گروه واحد
ساختن چیزی با به هم پیوستن قطعات جداگانه
در یک گروه یا مکان واحد جمع کردن یا گرد هم آمدن یا کنار هم قرار دادن اجزای چیزی
گرد هم آمدن در یک مکان واحد، یا گرد هم آوردن افراد یا چیزها در یک گروه واحد
برای جمع آوری پول، به عنوان مثال وام، از افراد، شرکت ها یا سازمان های مختلف
if an organization assembles, it meets officially
صبح روز جمعه 20 نوامبر، این تیم جمع شد.
به میدان نگاه کردم، جایی که جمعیت زیادی جمع شده بودند.
تیم بسکتبال ایالت اوهایو یکی از بهترین تیم های مونتاژ شده تا کنون در نظر گرفته شد.
مونتاژ کیت های ما بسیار آسان است.
به محض اینکه همه داده ها را جمع آوری کردیم، به شما اجازه می دهیم که گزارش را داشته باشید.
چند کودک همه وسایل را روی یک میز کنار دیوار دوردست جمع می کردند.
کارآموزان در سوله ای کار می کردند که لوکوموتیوهای جدید در آنجا مونتاژ می شدند و لکوموتیوهای قدیمی تعمیر می شدند.
معترضان حدود ساعت 7 صبح شروع به تجمع کردند.
The apprentices worked in the shed where the new locomotives were assembled and the old ones repaired.
مردان برای آخرین تلاش جمع شدند.
او سخنرانی را روی گروهی از کارمندان دولتی و وکلا امتحان کرد.
زندانیان باید هر روز صبح برای ورزش در حیاط جمع شوند.
دیپلمات های خارجی و همسرانشان برای دیدار با رئیس جمهور در سالن بزرگ تجمع کرده بودند.
وقتی همه شواهد جمع آوری شوند، مشخص خواهد شد که مایکل بی گناه است.
جمعیت زیادی مقابل سفارت آمریکا تجمع کرده بودند.
گروهی از والدین عصبانی بیرون دفتر معلم تجمع کرده بودند.
جمع کردن قفسه کتاب توسط خودم آسان بود.
چهار دستگاه داخلی اکنون در حال مونتاژ هستند، دو تا کامل و دو تای دیگر به خوبی پیشرفته هستند.
حالا که توانست، آنچه را که اتفاق افتاده بود جمع کرد و حقایق را پیش روی خود گذاشت.
The four inside stays are now being assembled, two are complete and the other two are well advanced.
گاهی اوقات، می توانید سند خود را با آرامش جمع آوری کنید، یک روز آن را بنویسید و بازنویسی کنید و روز بعد آن را نشان دهید.
At times, you can leisurely assemble your document writing and rewriting it one day and showing it the next.
از همه دانش آموزان خواسته شد تا در سالن اصلی تجمع کنند.
سپس به شرکت مونتاژ شده (= همه مردم آنجا) خطاب کرد.
to assemble evidence/data
برای جمع آوری شواهد/داده ها
مدیر تیمی در سطح جهانی تشکیل داده است.
سعی کرد افکارش را جمع کند.
قفسه ها به راحتی جمع می شوند.
برای اولین تمرین جمع شده بودیم.
نیرویی که به اتم ها اجازه می دهد تا در مولکول ها جمع شوند
فرانسوی ها شروع به جمع آوری ارتش کردند
نیرویی از رزمندگان که عجولانه جمع شده اند
خانه ای که از سنگ ساخته شده است
آنها قرار است در محل نیروگاه قدیمی بسازند.
کمد به راحتی جمع می شود.
پلیس مجبور شد برای عقب نگه داشتن جمعیت موانع ایجاد کند.
آنها در حال ایجاد هتل های جدید برای رونق گردشگری در این منطقه هستند.
این شرکت خودروهای رنو و تویوتا را مونتاژ می کند.
قفسه ها به صورت کیت یا کاملاً مونتاژ شده در دسترس هستند.
بعد از ناهار در اتاق جلسه جمع شدیم.
برای جمع آوری داده ها
At the staff meeting the manager told the assembled company (= everyone there) that no one would lose their job.
در جلسه کارکنان، مدیر به شرکت مونتاژ شده (= همه آنجا) گفت که هیچکس شغل خود را از دست نخواهد داد.
مبلمانی که به راحتی جمع می شوند
When the fire alarm rings, everyone is supposed to leave the building and assemble in the schoolyard.
وقتی زنگ آتش به صدا در میآید، قرار است همه ساختمان را ترک کنند و در حیاط مدرسه جمع شوند.
Workers were earning $20 an hour assembling cars.
کارگران ساعتی 20 دلار از مونتاژ ماشین درآمد داشتند.
برای اعلام در اتاق جلسه جمع شدیم.
Since she took over the department she has assembled a talented team with a varied selection of skills.
از زمانی که او این بخش را به دست گرفت، تیمی با استعداد با مهارتهای متنوعی تشکیل داده است.
ما میتوانیم به شما در جمعآوری تمام مدارک لازم برای ایجاد برنامه کمک کنیم.
این جایی است که موتورهای خودرو مونتاژ می شوند.
مبلمان تخت که به راحتی مونتاژ می شود
The UNESCO International Education Conference assembled in Geneva in September.
کنفرانس بین المللی آموزش یونسکو در ماه سپتامبر در ژنو تشکیل شد.
کنسرسیوم قبلاً وام 400 تا 500 میلیون یورویی از بانک ها جمع آوری کرده است.
ساختن
فرم
تولید کردن
fabricate
روش
ایستاده
ساخت
شکل
erect
شیرینی
manufacture
بالا بردن
مدل
confect
moldUK
moldUS
قطعه
mouldUK
تدبیر
moldUS
عقب
پیوستن
contrive
گردآوری
rear
اتصال
مناسب
compile
دوختن
جوش
کنار هم گذاشتن
sew
برپایی
weld
قرار دادن
آرایش
قطعه کنار هم
مناسب با هم
disassemble
پیاده کردن
dismantle
از بین بردن
demount
متلاشی کردن
dismember
ضربه
تقسیم کنید
زنگ تفريح
تخریب
demolish
از بین رفتن
قطع شدن
disconnect
زمین زدن
با خاک یکسان کردن
raze
خراب کردن
ruin
جداگانه، مجزا
متوقف کردن
پایین آوردن
پاره کردن
جدا کردن
wreck
پیاده شدن
بی توجهی
dismount
حقیقت را بگو
neglect
بر هم زدن
مرحله
disarrange
شکست
فراموش کردن
رها کردن
بولدوزه
ویران کردن
bulldoze
صاف کردن
devastate
flatten