prepare
prepare - آماده کردن
verb - فعل
UK :
US :
آمادگی
آماده شده
آماده نشده
مقدماتی
برای تهیه یک وعده غذایی یا یک ماده
برای نوشتن یک سند، ساختن یک برنامه و غیره
برنامه ریزی یا ترتیبی دادن برای چیزی که در آینده اتفاق خواهد افتاد
برای ساختن چیزی آماده استفاده
تا خود را از نظر ذهنی یا جسمی برای چیزی که انتظار دارید به زودی رخ دهد آماده کنید
to provide someone with the training skills, experience etc that they will need to do a job or to deal with a situation
ارائه آموزش، مهارت، تجربه و غیره برای کسی که برای انجام یک کار یا مقابله با یک موقعیت به آن نیاز دارد.
to make plans or arrangements for something that will happen in the future so that you will be ready when it happens
برای چیزی که در آینده اتفاق می افتد برنامه ریزی یا ترتیبی دهید تا در زمان وقوع آن آماده باشید
to prepare for something. Get ready is less formal than prepare and is the usual phrase to use in everyday English
برای چیزی آماده شدن آماده شدن کمتر رسمی از آماده کردن است و عبارت معمولی است که در زبان انگلیسی روزمره استفاده می شود
برای آماده شدن برای رویدادی که نیاز به برنامه ریزی زیادی دارد
برای آماده شدن برای یک رویداد مهم - مورد استفاده در مورد شرکت ها، سازمان ها، شهرها و غیره
to prepare something. Get something ready is less formal than prepare and is the usual phrase to use in everyday English
برای تهیه چیزی چیزی را آماده کنید کمتر رسمی از آماده کردن است و عبارت معمولی است که در زبان انگلیسی روزمره استفاده می شود
تجهیزات را به گونه ای آماده کند که آماده استفاده باشد
ساختن یا آماده کردن چیزی یا کسی برای چیزی که در آینده اتفاق خواهد افتاد
انتظار داشته باشید که اتفاقی بیفتد و برای آن آماده باشید
آماده شدن برخی از غذاهای فرانسوی ساعت ها طول می کشد.
آنقدر سرم شلوغ بود که فرصتی برای آماده شدن نداشتم.
خانم فوجیموتو برای آنها یک غذای خوشمزه آماده کرد.
سس وینیگرت را با روغن زیتون، سرکه شراب سفید و خردل تهیه کنید.
مردم این جزیره برای طوفانی دیگر آماده می شوند.
These men and women had spent two weeks preparing for the big occasion many taking unpaid leave from work.
این مردان و زنان دو هفته را صرف آمادهسازی برای این مراسم بزرگ کرده بودند و بسیاری از آنها مرخصی بدون حقوق دریافت کرده بودند.
او فقط چند ساعت فرصت داشت تا برای مصاحبه آماده شود.
هیچ چیز نمی توانست او را برای آنچه در طول جنگ می دید آماده کند.
هر هتل حساب سود و زیان خود را تهیه می کند.
وقتی معلمان در کلاس نیستند، بیشتر وقت خود را صرف تهیه درس می کنند.
هدف این برنامه ها آماده سازی افرادی است که می خواهند کسب و کار خود را راه اندازی کنند.
His duties are to prepare the estimates of expenditure for all committees of the council after the council have formulated its policy.
وظايف او تهيه برآورد هزينه ها براي كليه كميته هاي شورا پس از تدوين خط مشي شورا است.
کارکنان تعمیر و نگهداری مشغول آماده سازی زمین برای بازی بزرگ فردا هستند.
برندا تمام روز را صرف تهیه غذا کرد.
قبل از شروع رنگ آمیزی، دیوارها را با تمیز کردن و پر کردن ترک ها آماده کنید.
این شرکت در حال آماده شدن برای گسترش شبکه اروپایی خود است.
برای تسلط بر هر یک از سه نوع بند، تمرینات جداگانه باید آماده شود.
برای تهیه گزارش
یک اتاق هتل برای آنها آماده می شود.
این کالج دانشجویان را برای یک حرفه در تجارت آماده می کند.
آموزش من را برای مقابله با هر مشکل پزشکی آماده کرده است.
همه ما آماده شدن برای مهمانی را شروع کردیم.
فرصتی برای آماده شدن نداشتم.
تمام کلاس سخت کار می کنند تا برای امتحانات آماده شوند.
پلیس خود را برای مشکل در تظاهرات آماده می کند.
خودم را برای این لحظه آماده کرده بودم.
وضعیت او آنطور که ما امیدوار بودیم بهبود نمی یابد. شما باید خود را برای بدترین شرایط آماده کنید.
همانطور که منتظر بودم، چشمانم را بستم تا خودم را از نظر روحی آماده کنم.
I was preparing to leave.
داشتم برای رفتن آماده می شدم.
The troops prepared themselves to go into battle.
نیروها خود را برای رفتن به نبرد آماده کردند.
او در آشپزخانه بود و مشغول تهیه ناهار بود.
برای تهیه غذا / غذا / شام
remedies prepared from herbal extracts
داروهای تهیه شده از عصاره های گیاهی
این کمیته زمینه را برای نشست ماه آینده آماده خواهد کرد.
آزمایش های اولیه با موشک ها زمینه را برای سفرهای فضایی آماده کرد.
من وقت نداشتم استدلال هایم را به درستی آماده کنم.
سخنرانی ها با دقت آماده شده بود.
برای آمادگی دانش آموزان برای امتحانات
چگونه از نظر ذهنی خود را برای یک پروژه آماده می کنید؟
پن باید برای مصاحبه دانشکده پزشکی آماده شود.
خانواده برای بدترین شرایط آماده می شوند.
مشغول تهیه سالاد برای عصرانه بودم.
فقط طبق دستورالعمل بسته آماده کنید.
غذایی که بسیار سریع و آسان آماده می شود
یک میز پر از غذاهای مخصوص
او برای شام یک کاسه مرغ آماده کرده بود.
زنان مشغول تدارک جشن عروسی بودند.
آیا برای مصاحبه خود آماده شده اید؟
ترتیب دادن
مناسب
assemble
جمع آوری کنید
ساختن
formulate
فرموله کردن
تولید کردن
توسعه دهد
آماده
روش
fabricate
سازگار شدن
تنظیم کنید
محاسبه
چارت سازمانی
حامله شدن
سرهم کردن
تدبیر
conceive
مهارت
concoct
طرح
contrive
draughtUK
پیش نویس ایالات متحده
ویرایش کنید
devise
تجهیز کردن
draughtUK
فرم
draftUS
قاب
edit
قرار دادن
equip
organiseUK
organizeUS
organiseUK
organizeUS
rearrange
تنظیم مجدد
تنظیم کنید
تغییر دهید
تغییر دادن
حرکت
سفارش
readjust
بازسازی
reconstruct
دوباره دور ریختن
redispose
توزیع مجدد
redistribute
rejig
rejig
نقل مکان
relocate
دوباره سفارش دهید
reorder
سازماندهی مجدد انگلستان
reorganiseUK
سازماندهی مجدد ایالات متحده
reorganizeUS
زمانبندی دوباره
reschedule
اصلاح کردن
reset
دوباره کاری کردن
reshuffle
تغییر مکان
revamp
rework