walks

base info - اطلاعات اولیه

walks - پیاده روی می کند

N/A - N/A

wɑːk

UK :

wɔːk

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [walks] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I walked home.


    راه افتادم خونه

  • A cat was walking along the top of the fence.


    گربه ای در بالای حصار راه می رفت.

  • He walks two miles to work every morning.


    او هر روز صبح دو مایل پیاده تا سرکار می رود.

  • He offered to walk her home/to the station.


    او به او پیشنهاد کرد که به خانه/ایستگاه برود.

  • She walks the dog for an hour every afternoon.


    او هر روز بعد از ظهر سگ را به مدت یک ساعت پیاده روی می کند.

  • You broke another pair of glasses? You're just a walking disaster!


    یک جفت عینک دیگر را شکستی؟ شما فقط یک فاجعه پیاده روی هستید!

  • If police don't get the right evidence he'll walk.


    اگر پلیس مدرک درستی به دست نیاورد، او راه می‌رود.

  • The first batters either missed or walked.


    اولین ضربات یا از دست دادند یا راه افتادند.

  • He would have had a perfect game except he walked a batter in the final inning.


    او می‌توانست بازی بی‌نظیری داشته باشد، با این تفاوت که در اینینگ پایانی ضربه‌ای زد.

  • Pay essential workers $650 a week or we walk.


    به کارگران ضروری 650 دلار در هفته پرداخت کنید وگرنه پیاده روی می کنیم.

  • Get real or we walk UK warns Brussels as Brexit trade deal talks resume.


    بریتانیا به بروکسل هشدار داد: «واقعی باش یا راه می‌رویم» همزمان با از سرگیری مذاکرات توافق تجاری برگزیت.

  • You give me twenty percent discount on the price or I walk.


    بیست درصد تخفیف به من بدهید وگرنه پیاده می روم.

  • She'll walk the interview - the job is practically hers already.


    او در مصاحبه شرکت خواهد کرد - کار عملاً از قبل از آن اوست.

  • He went for/took a walk around the block to get some air.


    او رفت/در اطراف بلوک قدم زد تا هوا بخورد.

  • They went on a ten-mile walk to raise money for charity.


    آنها ده مایلی پیاده روی کردند تا برای امور خیریه پول جمع کنند.


  • او هر روز بعد از ظهر پدربزرگش را برای پیاده روی بیرون می برد.

  • Do you know any nice walks around here?


    آیا پیاده روی خوبی در این اطراف سراغ دارید؟

  • He has a strange waddling sort of walk.


    او راه رفتن عجیبی دارد.

  • She slowed the horses to a walk.


    او اسب ها را آهسته کرد تا راه بروند.

  • The school is only a five-minute walk away.


    مدرسه تنها پنج دقیقه پیاده روی دارد.

  • We just walked past a famous actress.


    همین الان از کنار یک هنرپیشه معروف رد شدیم.

  • They walked all around Chinatown.


    آنها در اطراف محله چینی ها قدم زدند.

  • I walk to work every morning.


    هر روز صبح پیاده روی سر کار می روم.

  • It’s not that faryou can walk it in half an hour.


    خیلی دور نیست - می توانید در نیم ساعت آن را پیاده روی کنید.

  • We must have walked miles today.


    امروز ما باید کیلومترها پیاده روی کرده باشیم.

  • He offered to walk her home.


    او به او پیشنهاد کرد که به خانه او برود.

  • You shouldn’t let him walk all over you like that.


    شما نباید اجازه دهید که او اینطور روی شما راه برود.

  • The German soccer team is once again favored to walk away with the championship.


    تیم فوتبال آلمان یک بار دیگر ترجیح داد تا با قهرمانی کنار رود.

  • Who walked off with my drink?


    چه کسی با نوشیدنی من رفت؟

  • It was such a bad movie that I felt like walking out in the first fifteen minutes.


    آنقدر فیلم بدی بود که در پانزده دقیقه اول احساس می کردم بیرون بروم.

  • Airline pilots are threatening to walk out next week.


    خلبانان خطوط هوایی تهدید کرده اند که هفته آینده خارج خواهند شد.

synonyms - مترادف
  • shows


    نشان می دهد

  • escorts


    اسکورت ها

  • guides


    راهنماها

  • directs


    هدایت می کند

  • takes


    طول می کشد

  • accompanies


    همراهی می کند

  • chaperones


    همراهان

  • leads


    منجر می شود

  • steers


    حضور می یابد

  • attends


    می آورد

  • brings


    خلبانان

  • chaperons


    مسیرها

  • pilots


    می بیند

  • routes


    چوپانان

  • sees


    طلیعه داران

  • shepherds


    مارشال ها

  • ushers


    انجام می دهد

  • marshals


    کاروان ها

  • conducts


    همراه می شود

  • convoys


    را دنبال می کند

  • goes with


    شرکای

  • companions


    گله ها

  • follows


    برچسب ها همراه با

  • partners


    با

  • herds


    شرکت می کند

  • tags along with


    شرکت ها

  • travels with


    راه را نشان می دهد

  • keeps company


  • goes along with


  • companies


  • shows the way


antonyms - متضاد
  • ignores


    نادیده می گیرد

  • disregards


    نادیده گرفتن

  • neglects


    غفلت می کند

  • abandons


    رها می کند

  • leaves alone


    تنها می گذارد

  • pays no attention


    توجهی نمی کند

لغت پیشنهادی

recreate

لغت پیشنهادی

author

لغت پیشنهادی

planning