walks
walks - پیاده روی می کند
N/A - N/A
UK :
US :
to move along by putting one foot in front of the other allowing each foot to touch the ground before lifting the next
حرکت با قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر و اجازه دادن به هر پا قبل از بلند کردن پای دیگر زمین را لمس کند.
to go with someone to a particular place for example because you want to protect them from danger or show them the way
برای رفتن با کسی به یک مکان خاص، برای مثال به این دلیل که می خواهید از او در برابر خطر محافظت کنید یا راه را به او نشان دهید
یک حیوان مخصوصا سگ را برای پیاده روی بردن
کسی که به نظر می رسد شکل انسانی فاجعه، دایره المعارف و غیره است.
to not be charged with a crime or to be allowed to leave a court after being found not guilty of a crime
متهم نشدن به جرم، یا اجازه خروج از دادگاه پس از بی گناهی جرم
in baseball to receive four balls outside the hitting area and be allowed to go to first base or to throw the ball outside the hitting area four times so that the batter is allowed to go to first base
در بیس بال، دریافت چهار توپ در خارج از منطقه ضربه و اجازه رفتن به پایه اول، یا پرتاب توپ به خارج از منطقه ضربه زدن چهار بار به طوری که ضربه زدن اجازه رفتن به پایه اول را داشته باشد.
به دلیل اینکه آنچه می خواهید به شما داده نشده است، ناگهان شغل یا موقعیت دیگری را ترک کنید
گذراندن یا برنده شدن در چیزی، مانند امتحان یا بازی، به راحتی
سفری که با پیاده روی انجام می دهید، اغلب برای لذت بردن
مسیر یا مسیری که افراد می توانند برای لذت بردن در آن پیاده روی کنند
یک روش راه رفتن
walking speed
سرعت راه رفتن
سفری که زمانی که پیاده روی می کنید زمان کوتاهی می برد، پنج دقیقه، ده دقیقه و غیره
in baseball an occasion when a batter is allowed to go to first base after the pitcher has thrown the ball outside the hitting area four times
در بیس بال، موقعیتی که پس از چهار بار پرتاب توپ به بیرون از ناحیه ضربه به یک ضربه زن اجازه داده می شود تا به پایه اول برود.
برای حرکت با قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر، یا حرکت به این طریق
پیادهروی شخصی تا مکانی خاص، راه رفتن با آن شخص است تا زمانی که به آن مکان رسیده باشد
برای راه رفتن با یک حیوان، به ویژه یک سگ، این است که آن را با خود بیرون بیاورید تا راه بروید.
با کسی نامهربان باشد و بدون احترام با آن شخص رفتار کند
برای بردن چیزی به راحتی
گرفتن چیزی بدون درخواست
to leave an event before it is finished because you are not enjoying it or because you do not agree with it
یک رویداد را قبل از اتمام آن ترک کنید زیرا از آن لذت نمی برید یا با آن موافق نیستید
If workers walk out they go on strike (= stop working at their jobs in order to express a complaint)
اگر کارگران بیرون بروند، اعتصاب میکنند (= برای ابراز شکایت در محل کار خود دست از کار کشیدند)
به طور ناگهانی به رابطه یا درگیری خود با کسی یا چیزی پایان دهید
تمرین کردن چیزی، یا نشان دادن اینکه چگونه کاری را از ابتدا تا انتها انجام دهد
an act of moving along by putting one foot in front of the other or moving a distance in this esp. for pleasure or exercise
عمل حرکت در امتداد با قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر، یا جابجایی فاصله در این، به ویژه. برای لذت یا ورزش
با کسی بد رفتار کردن
به دلیل عصبانیت یا ناراضی بودن از چیزی کار را متوقف کنید
به خاطر کار بدی که انجام داده اید مجبور شوید کار خود را ترک کنید
برای انجام کارهایی که گفته اید انجام می دهید، به خصوص زمانی که به یک مقام قدرت می رسید
برای انجام کارهایی که برنامه ریزی کرده اید و وعده داده اید
برای اشاره به شغلی که انجام می دهید یا بخشی از جامعه که به آن تعلق دارید استفاده می شود
I walked home.
راه افتادم خونه
گربه ای در بالای حصار راه می رفت.
او هر روز صبح دو مایل پیاده تا سرکار می رود.
او به او پیشنهاد کرد که به خانه/ایستگاه برود.
او هر روز بعد از ظهر سگ را به مدت یک ساعت پیاده روی می کند.
یک جفت عینک دیگر را شکستی؟ شما فقط یک فاجعه پیاده روی هستید!
اگر پلیس مدرک درستی به دست نیاورد، او راه میرود.
اولین ضربات یا از دست دادند یا راه افتادند.
او میتوانست بازی بینظیری داشته باشد، با این تفاوت که در اینینگ پایانی ضربهای زد.
به کارگران ضروری 650 دلار در هفته پرداخت کنید وگرنه پیاده روی می کنیم.
بریتانیا به بروکسل هشدار داد: «واقعی باش یا راه میرویم» همزمان با از سرگیری مذاکرات توافق تجاری برگزیت.
بیست درصد تخفیف به من بدهید وگرنه پیاده می روم.
او در مصاحبه شرکت خواهد کرد - کار عملاً از قبل از آن اوست.
او رفت/در اطراف بلوک قدم زد تا هوا بخورد.
آنها ده مایلی پیاده روی کردند تا برای امور خیریه پول جمع کنند.
او هر روز بعد از ظهر پدربزرگش را برای پیاده روی بیرون می برد.
آیا پیاده روی خوبی در این اطراف سراغ دارید؟
او راه رفتن عجیبی دارد.
او اسب ها را آهسته کرد تا راه بروند.
مدرسه تنها پنج دقیقه پیاده روی دارد.
همین الان از کنار یک هنرپیشه معروف رد شدیم.
آنها در اطراف محله چینی ها قدم زدند.
هر روز صبح پیاده روی سر کار می روم.
خیلی دور نیست - می توانید در نیم ساعت آن را پیاده روی کنید.
امروز ما باید کیلومترها پیاده روی کرده باشیم.
او به او پیشنهاد کرد که به خانه او برود.
شما نباید اجازه دهید که او اینطور روی شما راه برود.
تیم فوتبال آلمان یک بار دیگر ترجیح داد تا با قهرمانی کنار رود.
چه کسی با نوشیدنی من رفت؟
آنقدر فیلم بدی بود که در پانزده دقیقه اول احساس می کردم بیرون بروم.
خلبانان خطوط هوایی تهدید کرده اند که هفته آینده خارج خواهند شد.
shows
نشان می دهد
escorts
اسکورت ها
guides
راهنماها
directs
هدایت می کند
takes
طول می کشد
accompanies
همراهی می کند
chaperones
همراهان
leads
منجر می شود
steers
حضور می یابد
attends
می آورد
brings
خلبانان
chaperons
مسیرها
pilots
می بیند
routes
چوپانان
sees
طلیعه داران
shepherds
مارشال ها
ushers
انجام می دهد
marshals
کاروان ها
conducts
همراه می شود
convoys
را دنبال می کند
goes with
شرکای
companions
گله ها
follows
برچسب ها همراه با
partners
با
herds
شرکت می کند
شرکت ها
travels with
راه را نشان می دهد
keeps company
companies