admit
admit - اقرار کردن
verb - فعل
UK :
US :
موافقت کردن ناخواسته که چیزی درست است یا اینکه شخص دیگری درست است
گفتن اینکه شما کار اشتباهی انجام داده اید، به خصوص کار مجرمانه ای
اجازه دادن به شخصی برای ورود به یک مکان عمومی برای تماشای یک بازی، اجرا و غیره
اجازه دادن به شخصی برای پیوستن به یک سازمان، باشگاه و غیره
اگر افراد در یک بیمارستان فردی را بستری کنند، آن فرد برای درمان، آزمایش یا مراقبت بستری می شود
موافقت کردن ناخواسته که چیزی درست است
اعتراف به چیزی در بحث یا بحث
گفتن اینکه چیزی درست است یا موقعیتی وجود دارد
اعتراف به چیزی که در مورد آن احساس خجالت یا شرم دارید
used when admitting that something is true although you do not think it makes much difference to the main point. Granted is usually used at the beginning of a sentence or on its own
هنگامی که اعتراف می کنید که چیزی درست است استفاده می شود، اگرچه فکر نمی کنید تفاوت زیادی با موضوع اصلی ایجاد کند. Granted معمولاً در ابتدای جمله یا به تنهایی استفاده می شود
to tell the police or someone in authority that you have done something bad especially when they have persuaded you to do this
به پلیس یا شخص مسئول بگویید که کار بدی انجام داده اید، به خصوص زمانی که آنها شما را متقاعد کرده اند که این کار را انجام دهید
to admit that you have done something wrong usually something that is not very serious. Own up is more informal than admit or confess
اعتراف به اینکه کار اشتباهی انجام داده اید، معمولاً کاری که خیلی جدی نیست. مالکیت بیش از اعتراف یا اعتراف غیر رسمی است
اعتراف به اینکه کار اشتباهی انجام داده اید که خیلی جدی نیست
تا در نهایت به چیز بدی اعتراف کنید که سعی کرده اید آن را پنهان کنید
اجازه دادن به شخصی برای ورود به مکانی یا عضویت در یک گروه، سازمان، مدرسه و غیره
قبول مسئولیت قانونی برای چیزی
به توافق برسند که چیزی درست است، به خصوص ناخواسته
قبول کنید که شکست خورده اید و تسلیم شوید
اجازه دادن به کسی برای ورود به مکانی
اجازه دادن به یک شخص یا کشور برای پیوستن به یک سازمان
اجازه دادن به کسی که به دلیل نیاز به مراقبت پزشکی وارد بیمارستان شود
به رسمیت شناختن یا پذیرش چیزی به عنوان حقیقت
اجازه دادن به کسی یا چیزی برای ورود
گفتن اینکه شما کار غیر صادقانه ای انجام داده اید یا در انجام کاری موفق نشده اید
اعتراف به اینکه شما از نظر قانونی مسئول چیزی هستید که به کسی آسیب رسانده است
به طور رسمی اجازه عضویت یک شخص، شرکت یا کشور به یک سازمان بزرگ را بدهد
اجازه دادن رسمی به کسی برای شرکت در یک جلسه یا رویداد دیگر
if a court of law admits evidence or admits something as evidence it allows something to be used to decide whether someone is guilty of a crime
اگر دادگاه حقوقی مدرکی را بپذیرد یا چیزی را به عنوان مدرک بپذیرد، اجازه می دهد از چیزی برای تصمیم گیری در مورد مجرم بودن شخصی استفاده شود.
او اعتراف کرد: «خب، فکر میکنم در صحبتهای شما مقداری حقیقت وجود دارد.
بلیط ها 10 دلار است، درب منزل موجود است و کودکان زیر 12 سال پذیرش ندارند.
کودکان زیر 17 سال پذیرش نخواهند شد.
اعتراف می کنم کار احمقانه ای بود.
او با اکراه اعتراف کرد: «من خیلی عصبی هستم.
از اعتراف به اشتباهات خود نترسید.
او اعتراف می کند که با فرزندانش سخت گیری می کند.
او تمام اشتباهات خود را پذیرفت.
او سرسختانه از اعتراف حقیقت امتناع می ورزد.
Why don't you just admit defeat (= recognize that you cannot do something) and let someone else try?
چرا فقط شکست را قبول نمی کنید (= تشخیص می دهید که نمی توانید کاری را انجام دهید) و اجازه نمی دهید شخص دیگری تلاش کند؟
من از اعتراف متنفرم، اما فکر می کنم حق با اوست.
اعتراف کن! تو ترسیده بودی!
تقریبا خجالت می کشم اعتراف کنم، اما این نمایش را تماشا می کنم.
آنها آزادانه اعتراف می کنند (که) هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دارند.
باید اعتراف کنید که همه چیز بسیار عجیب به نظر می رسد.
She readily admits mistakes were made.
او به راحتی اعتراف می کند که اشتباهاتی انجام شده است.
نمیتوانستم به والدینم اعتراف کنم که این دوره برایم دشوار است.
عموماً پذیرفته شد که دولت خیلی سریع عمل کرده است.
اکنون به طور کلی اعتراف می شود که این انتصاب یک اشتباه بوده است.
او از اعتراف به سایر اتهامات خودداری کرد.
او اعتراف کرد که ماشین را دزدیده است.
She admitted theft.
دزدی را پذیرفت
او حاضر به اعتراف به گناه خود نشد.
بیمارستان مسئولیت این حادثه را پذیرفته است.
او اعتراف کرد که بدون بیمه ماشین را رانندگی کرده است.
هر بلیط یک بزرگسال را می پذیرد.
بعد از شروع اجرا در تئاتر پذیرفته نمی شوید.
پنجره های باریک نور کمی را وارد اتاق می کنند.
این انجمن همه شهروندان آمریکایی بالای 21 سال را می پذیرد.
زنان تنها سال گذشته در باشگاه پذیرفته شدند.
دو قربانی تصادف در بیمارستان محلی بستری شدند.
قاضی نیلسون از پذیرش شواهد خودداری کرد زیرا به طور غیرقانونی به دست آمده بودند.
او اعتراف کرد که کمی احساس خستگی می کند.
او آزادانه اعتراف کرد که رشوه گرفته است.
confess
اعتراف کردن
اذعان
profess
حرفه ای
آشکار ساختن
concede
قبول کردن
divulge
فاش کردن
موافق
اعلام
disclose
ملحق شدن
accede
تایید کنید
خود
تایید
affirm
اجازه
در معرض گذاشتن
تشخیص انگلستان
recogniseUK
ایالات متحده را بشناسد
recognizeUS
موافقت
assent
اعطا کردن
RealiseUK
realiseUK
realizeUS
realizeUS
قدردانی
قول
avow
نشت
آواز خواندن
leak
ریختن
رضایت دادن
spill
برهنه
acquiesce
برقراری ارتباط
bare
هم رای بودن
concur
انکار
رد
gainsay
به دست آوردن
رد کردن
confute
اشتباه گرفتن
refute
اختلاف نظر
repudiate
باطل کردن
disapprove
انکار کردن
بی اعتبار کردن
invalidate
مخالفت
disavow
مسابقه
discredit
مخالفت کنند
dissent
طرد کردن
هدف - شی
تناقض دارند
rebuff
سلب مسئولیت
spurn
صرف نظر کردن
چالش
rebut
مخالفت کردن
contradict
مخالف بودن
disclaim
با گفتن
disprove
کاهش می یابد
renounce
contravene
withsay
disacknowledge
disconfirm
nullify
