allowance
allowance - کمک هزینه
noun - اسم
UK :
US :
مقداری پول که به طور منظم یا برای هدف خاصی به شما داده می شود
مقداری از چیزی که قابل قبول یا ایمن است
مقداری پول که می توانید بدون پرداخت مالیات بر آن به دست آورید
مقدار کمی پول که والدین مرتباً به کودک می دهند
چیزی که هنگام تصمیم گیری در مورد اینکه چه اتفاقی می افتد، چه چیزی باید انتظار داشته باشید و غیره را در نظر می گیرید
مقدار پولی که به طور منظم یا به دلیل خاصی به کسی داده می شود
an amount that a company thinks it may lose in the future and includes in its accounts as a PROVISION
مبلغی که یک شرکت فکر می کند ممکن است در آینده از دست بدهد و در حساب های خود به عنوان یک ذخیره درج می کند
مقدار پولی که شخص می تواند بدون پرداخت مالیات بر آن به دست آورد
a maximum amount of goods that you can buy without paying tax on them when taking them into another country
حداکثر مقدار کالایی که می توانید بدون پرداخت مالیات بر روی آن ها هنگام بردن آنها به کشور دیگری خریداری کنید
an amount that can be taken off a business’s profit figure when calculating tax. Allowances are often used to encourage particular business decisions, such as spending on new machinery
مبلغی که هنگام محاسبه مالیات می تواند از رقم سود کسب و کار حذف شود. کمک هزینه ها اغلب برای تشویق تصمیمات تجاری خاص، مانند هزینه در ماشین آلات جدید استفاده می شود
کاهش قیمتی که تولیدکنندگان یا عمده فروشان به خرده فروشان می دهند
پولی که به طور منظم به شما داده می شود، به خصوص برای پرداخت یک چیز خاص
مقداری از چیزی که شما مجاز هستید
مقداری پول که والدین مرتباً به فرزندشان می دهند تا هر طور که می خواهند خرج کند
برای آماده شدن برای امکان
To make allowances for someone is to think about their characteristics and not judge them too severely
در نظر گرفتن خصوصیات شخصی و عدم قضاوت شدید در مورد آنهاست
مقدار چیزی در دسترس یا مورد نیاز برای یک هدف خاص
کمک هزینه نیز پولی است که والدین هر هفته به کودک می دهند و کودک می تواند خرج کند.
money that someone is given regularly by their employer or by the government to pay for a particular thing
پولی که به طور منظم توسط کارفرما یا دولت به شخصی برای پرداخت یک چیز خاص داده می شود
مقداری از چیزی که کسی مجاز به داشتن، استفاده، تولید و غیره است.
an amount of goods that you are allowed to buy and take into another country before you have to start paying tax
مقداری از کالاهایی که قبل از شروع پرداخت مالیات مجاز به خرید و ورود به کشور دیگری هستید
مقدار پولی که می تواند قبل از محاسبه مالیات بدهی شما از درآمد شما حذف شود
مقدار پولی که می توان قبل از محاسبه مالیات بدهی از سود شرکت حذف کرد
the fact of planning or paying now for a possible future change in a situation or a possible future cost or the amount that is planned for
واقعیت برنامه ریزی یا پرداخت هزینه برای تغییر احتمالی آینده در یک موقعیت یا هزینه احتمالی آینده یا مبلغی که برای آن برنامه ریزی شده است.
a special arrangement such as a lower price that manufacturers offer to stores which are going to sell their products
یک ترتیب خاص، مانند قیمت پایین تر، که تولیدکنندگان به فروشگاه هایی که قصد فروش محصولات خود را دارند، ارائه می دهند
برخی از دانش آموزان از والدین خود کمک هزینه دریافت می کنند.
مقدار مجاز بار برای هر نفر 75 پوند است.
مامانت بهت کمک هزینه لباس میده؟
یک لیوان آب پرتقال مقدار توصیه شده روزانه ویتامین C را تامین می کند.
مونیهان جوان خواستار اجرای طرحی به نام کمک هزینه فرزند یا خانواده شد.
They had backed up huge demands for cost of living allowances and then found that they had to find the money.
آنها از مطالبات هنگفتی برای کمک هزینه زندگی حمایت کرده بودند و سپس دریافتند که باید پول را پیدا کنند.
کمک هزینه 20 دلار در روز
a clothing/living/travel allowance
کمک هزینه لباس / زندگی / سفر
آیا برای پوشاک کمک هزینه می گیرید؟
بار مجاز 20 کیلو
سربازان رومی کمک هزینه نمکی به نام سالاریوم دریافت می کردند که ریشه کلمه حقوق و دستمزد است.
مقدار توصیه شده روزانه ویتامین C 60 تا 90 میلی گرم است.
کمک هزینه های مالیاتی شخصی
بودجه در نظر گرفته شده برای تورم.
این طرح برای افرادی که با نرخ های مختلف کار می کنند هیچ هزینه ای در نظر نمی گیرد.
شما باید برای او هزینه کنید زیرا او خسته است.
کمک هزینه اش را خرج لباس می کند.
کمک هزینه هفتگی برای هر کودک 15 پوند است.
اگر در شغلی با دستمزد کم هستید، ممکن است از کمک هزینه مسکن برخوردار شوید.
این کمک هزینه شامل کمک هزینه سفر 60 پوند و کمک هزینه کتاب 250 پوند است.
آنها برای دختر معلول خود کمک هزینه مراقبت دریافت می کنند.
مزایای این شغل شامل حقوق بازنشستگی شرکت و کمک هزینه سفر سخاوتمندانه است.
اگر کمک هزینه ای از پدر و مادرم نداشتم، نمی توانستم در دانشگاه مدیریت کنم.
مقدار مجاز چمدان و چمدان برای اکثر پروازها 20 کیلو است.
ما باید شرایط بد آب و هوا را در نظر بگیریم و چترهای زیادی در دسترس داشته باشیم.
شما باید برای او کمک هزینه کنید - او اخیراً کاملاً بیمار شده است.
مقدار توصیه شده روزانه ویتامین A چقدر است؟
an accommodation/car/mileage allowance
کمک هزینه اقامت / ماشین / مسافت پیموده شده
Some companies will even give their telecommuting executives an allowance to buy office furniture for their home.
برخی از شرکت ها حتی به مدیران دورکاری خود کمک هزینه ای برای خرید مبلمان اداری برای خانه خود می دهند.
کارمندانی که به لندن نقل مکان می کنند حداکثر 1000 پوند در سال کمک هزینه دریافت می کنند.
بار اضافی 2 چمدان رایگان برای هر مسافر و 80 دلار برای هر چمدان اضافی است.
In Europe nearly all of the valuable emission allowances - permits that each allow one ton of emissions - were given away to power companies.
در اروپا تقریباً تمام مجوزهای با ارزش انتشار - مجوزهایی که هر یک اجازه انتشار یک تن گازهای گلخانه ای را می دهد - به شرکت های برق داده شد.
The Australian Customs Service will not charge you duty or tax on goods you bring in if they are within the duty-free allowance guidelines.
خدمات گمرکی استرالیا برای کالاهایی که وارد میکنید، در صورتی که مطابق با دستورالعملهای کمک هزینه معافیت از گمرک باشند، از شما عوارض یا مالیات دریافت نمیکند.
کمک هزینه مالیاتی
a personal/married couple's/single person's allowance
کمک هزینه شخصی / متاهل / فرد مجرد
an annual allowance
کمک هزینه سالانه
خریدار داراییها میتواند برای برخی اقلام مانند کارخانه و ماشینآلات، کمکهزینه مطالبه کند.
اشتراک گذاری
بخش
quota
سهمیه، سهم
allotment
تخصیص
اعطا کردن
allocation
مقدار زیادی
تکه
میزان
اندازه گرفتن
جیره
ration
برش
پایان
قطعه
تناسب، قسمت
گرفتن
تقسیم بندی
کمک
apportionment
گاز گرفتن
helping
مقدار مجاز
تعداد
permitted amount
درصد
permitted quantity
بیت
quantity
تقسیم
ضربت زدن
کسر
whack
chunk
fraction
