buffer
buffer - بافر
noun - اسم
UK :
US :
کسی یا چیزی که یک چیز یا شخص را از آسیب دیدن دیگری محافظت می کند
one of the two special metal springs on the front or back of a train or at the end of a railway track to take the shock if the train hits something
یکی از دو فنر فلزی ویژه در جلو یا عقب قطار یا انتهای مسیر راه آهن، تا در صورت برخورد قطار با چیزی شوک وارد کند.
مکانی در حافظه کامپیوتر برای ذخیره موقت اطلاعات
پیرمردی که در مدیریت امور خوب نیست
چیزی که برای صیقل دادن سطح استفاده می شود
کاهش اثرات بد چیزی
اگر رایانه ای اطلاعات را بافر کند، قبل از استفاده برای مدت کوتاهی آن را نگه می دارد
چیزی که چیزی را از اثرات ناخوشایند محافظت می کند
چیزی یا کسی که از آسیب محافظت می کند
the metal parts at the front and back of a train or at the end of a track that help protect the train and reduce damage if the train hits something
قطعات فلزی در جلو و عقب قطار یا انتهای مسیر که به محافظت از قطار کمک می کند و در صورت برخورد قطار با چیزی آسیب را کاهش می دهد.
یک ماده شیمیایی که از اسیدی شدن یک مایع جلوگیری می کند
an extra supply of materials that a company keeps in order to prevent a situation where none are available
عرضه اضافی موادی که یک شرکت برای جلوگیری از وضعیتی که در دسترس نیست نگه می دارد
یک پیرمرد احمق
to provide protection against harm
برای محافظت در برابر آسیب
When a computer buffers information or buffers, it stores information temporarily in its memory while dealing with it or sending it.
هنگامی که یک کامپیوتر اطلاعات را بافر یا بافر می کند، در حین کار با آن یا ارسال آن، اطلاعات را به طور موقت در حافظه خود ذخیره می کند.
چیزی که به محافظت از آسیب کمک می کند
someone or something that provides protection against difficult situations, problems, angry people etc.
کسی یا چیزی که در برابر موقعیت های دشوار، مشکلات، افراد عصبانی و غیره محافظت می کند.
the part of a computer's memory that temporarily stores information before exchanging it with another piece of equipment such as a printer, keyboard, or external drive
بخشی از حافظه رایانه که به طور موقت اطلاعات را قبل از مبادله با تجهیزات دیگری مانند چاپگر، صفحه کلید یا درایو خارجی ذخیره می کند.
برای محافظت در برابر موقعیت های دشوار، مشکلات، افراد عصبانی و غیره.
نیروهای سازمان ملل به عنوان حائل بین طرف های درگیر عمل خواهند کرد.
کشاورزان از دولت می خواهند که حداقل قیمت ها را به عنوان محافظی در برابر تغییرات بازار تعیین کند.
من می توانم یک چیز را به شما بگویم، من اینجا نیستم تا به عنوان یک بافر از آن استفاده کنم.
به نحوی باید یک بافر بین خود و هر سیستم تحویل نامه سازماندهی کنید.
The subsystems include texture mapping support double buffer colour animation and hardware image processing.
زیرسیستم ها شامل پشتیبانی از نقشه بافت، انیمیشن بافر دوگانه و پردازش تصویر سخت افزاری است.
All samples were assayed at a 50% dilution in immunoassay buffer and corrected for dilution after subtraction of the assay detection limit.
همه نمونه ها در رقت 50 درصد در بافر ایمونواسی مورد سنجش قرار گرفتند و پس از تفریق حد تشخیص سنجش، برای رقت اصلاح شدند.
It depends upon many variables such as net charge type of buffer, time applied potential difference etc.
به متغیرهای زیادی مانند شارژ خالص، نوع بافر، زمان، اختلاف پتانسیل اعمال شده و غیره بستگی دارد.
به جزئیات لوله در بالای پرتو بافر نگاهی بیندازید.
There'd been assumptions, hadn't there made very happily and very easily and they smashed into the buffers.
مفروضاتی وجود داشت، در آنجا نبود، بسیار خوشحال و آسان ساخته شد، و آنها در بافرها شکستند.
بازیابی این نوع خطا با افزایش اندازه بافر امکان پذیر است.
بدون حائل درختان، سر و صدای بزرگراه غیرقابل تحمل خواهد بود.
حمایت خانواده و دوستان به عنوان یک محافظ در برابر استرس عمل می کند.
او اغلب مجبور بود به عنوان حائل بین پدر و پسر عمل کند.
The organization acts as a buffer between the management and the union.
سازمان به عنوان حائل بین مدیریت و اتحادیه عمل می کند.
یک دولت حائل (= یک کشور کوچک بین دو دولت قدرتمند که به حفظ صلح بین آنها کمک می کند)
یک منطقه حائل (= منطقه ای از زمین بین دو ارتش یا کشور مخالف)
نیروهای حافظ صلح برای ایجاد یک منطقه حائل بین نیروهای رقیب اعزام شده اند.
مسیر بازگشت ستاره سابق تنیس دیروز زمانی که او در ست های مستقیم شکست خورد به دروازه ها رسید.
من خانه ای خریدم تا در برابر تورم محافظت کنم.
Just-in-time production means that no buffer stocks are held in the factory.
تولید به موقع به این معنی است که هیچ انبار بافری در کارخانه نگهداری نمی شود.
Silly old buffer!
بافر قدیمی احمقانه!
برخی از افراد سهام را به عنوان محافظی در برابر تورم خریداری می کنند.
پس انداز می تواند در مواقع سختی مالی حائل باشد.
کمیته ویژه ای تشکیل شد تا به عنوان محافظ در برابر شکایات مشتریان خدمت کند.
منابع انسانی فراخوانده شد تا به عنوان حائلی بین مدیران و کارکنان ناراضی عمل کند.
نگرانیهای مربوط به نرخ بهره توسط برخی گزارشهای سود بهتر از حد انتظار برطرف شد.
safeguard
حفاظت
صفحه نمایش
bulwark
سنگر
cushion
کوسن
shield
سپر
مانع
bumper
پیله
cocoon
بالشتک زدن
cushioning
گلگیر
fender
نگهبان
پرچین
hedge
پد
pad
armorUS
armorUS
armourUK
armourUK
دفاع بریتانیا
defenceUK
دفاع آمریکا
defenseUS
ضربه گیر
shock absorber
پوشش
امنیت
دیوار
بخش
eegis
ward
محافظ
aegis
پناه
protector
مهمات
egis
ammunition
بارو
egis
حمایت کردن
buckler
rampart
intensify
تشدید شود
افزایش دادن
boost
تقویت
heighten
بالا بردن
توسعه دادن، گسترش
تمرکز
تیز کردن
escalate
عمیق تر کردن
بزرگ کردن
sharpen
تقویت کردن
deepen
گام بردارید
magnify
افزایش دهد
گسترده تر کردن
ترکیب
amplify
چرک
تشدید - مشدد
augment
اضافه کردن به
widen
دو برابر کردن
compound
تشدید کند
fester
ساختن
aggravate
بسط دادن
تاکید بر انگلستان
redouble
تاکید ایالات متحده
exacerbate
برجسته کردن
گسترش دهد
سوار کردن
emphasiseUK
emphasizeUS
accentuate
broaden
