reserve

base info - اطلاعات اولیه

reserve - ذخیره

noun - اسم

/rɪˈzɜːrv/

UK :

/rɪˈzɜːv/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reserve] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • cash/foreign currency reserves


    پول نقد/ذخایر ارز خارجی

  • large oil and gas reserves


    ذخایر بزرگ نفت و گاز

  • reserve funds


    صندوق های ذخیره

  • He discovered unexpected reserves of strength.


    او ذخایر غیرمنتظره قدرت را کشف کرد.

  • The country has the world's largest reserves of coal.


    این کشور دارای بزرگترین ذخایر زغال سنگ در جهان است.

  • The company has substantial reserves of capital.


    این شرکت دارای ذخایر قابل توجهی از سرمایه است.

  • a wildlife/forest reserve


    ذخیره گاه حیات وحش/جنگل


  • او به دلیل ذخیره طبیعی اش دوست یابی دشوار می یافت.

  • Jaime always talked to people without reserve.


    جیمی همیشه بدون رزرو با مردم صحبت می کرد.

  • Any contract should be treated with reserve until it has been checked.


    با هر قراردادی تا زمانی که بررسی نشود باید با اندوخته برخورد کرد.

  • She trusted him without reserve (= completely).


    او بدون ذخیره (= کاملاً) به او اعتماد کرد.

  • the Army Reserve


    ذخیره ارتش

  • the reserve police


    پلیس ذخیره

  • The painting failed to reach to its reserve and was withdrawn from the sale.


    این نقاشی نتوانست به ذخیره خود برسد و از فروش خارج شد.

  • The money was being kept in reserve for their retirement.


    این پول برای بازنشستگی آنها ذخیره می شد.

  • 200 police officers were held in reserve.


    200 افسر پلیس به صورت ذخیره نگهداری می شدند.

  • I reserve Mondays for tidying my desk and answering letters.


    من دوشنبه ها را برای مرتب کردن میز و پاسخ دادن به نامه ها رزرو می کنم.

  • These seats are reserved for the elderly and women with babies.


    این صندلی ها برای افراد مسن و زنان دارای نوزاد در نظر گرفته شده است.

  • I reserve judgment on this issue (= I won't give an opinion on it now) until we have more information.


    من قضاوت در این مورد را محفوظ میدارم (= در حال حاضر در مورد آن نظر نمیدهم) تا زمانی که اطلاعات بیشتری بدست آوریم.

  • I reserved a double room at the Lamb Hotel.


    من یک اتاق دو نفره در هتل بره رزرو کردم.

  • If you get there early reserve me a seat/reserve a seat for me.


    اگر زود به آنجا رسیدید، برای من یک صندلی رزرو کنید/یک صندلی برای من رزرو کنید.

  • I took her out for a drink and tried to break through her reserve.


    من او را برای نوشیدنی بیرون بردم و سعی کردم از ذخیره او عبور کنم.

  • She keeps a little money in reserve (= for use if and when needed).


    او مقدار کمی پول در ذخیره نگه می دارد (= برای استفاده در صورت نیاز و در صورت نیاز).

  • The librarian has put the book on reserve for me (= will keep it for me when it becomes available).


    کتابدار کتاب را برای من ذخیره کرده است (= وقتی در دسترس شد آن را برای من نگه می دارد).

  • We still have a reserve of food/food reserves in case of emergency.


    ما هنوز ذخایر غذا/غذا در مواقع اضطراری داریم.

  • a nature/game/wildlife reserve


    ذخیره گاه طبیعت/بازی/حیات وحش

  • We had two reserves in case anyone was injured.


    ما دو ذخیره داشتیم تا کسی مجروح شود.

  • Frank was a prolific scorer for the reserves before he graduated to the first team.


    فرانک قبل از اینکه در تیم اصلی فارغ التحصیل شود، یک گلزن پرکار برای ذخیره ها بود.

  • They will call up the reserves.


    آنها ذخیره را فرا خواهند خواند.

  • I can recommend him to you without reserve.


    من می توانم او را بدون رزرو به شما توصیه کنم.

  • A rare Stradivarius violin failed to reach its reserve price (= no one offered to pay it) when put up for auction on Tuesday.


    یک ویولن کمیاب استرادیواریوس در روز سه‌شنبه در حراج به قیمت ذخیره‌اش (= هیچ‌کس پیشنهاد پرداخت آن را نداد) نرسید.

synonyms - مترادف

  • فروشگاه

  • cache


    حافظه پنهان


  • موجودی


  • عرضه

  • stockpile


    انبار کردن

  • hoard


    احتکار

  • reservoir


    مخزن

  • deposit


    سپرده


  • سرمایه


  • استخر

  • accumulation


    انباشت


  • بانک

  • backlog


    جمع شدن

  • inventory


    فهرست

  • stash


    ذخیره کردن


  • ثروت


  • مجموعه


  • مال خودم


  • توده

  • heap


    پشته

  • amassment


    انباشته شدن


  • منبع


  • جرم

  • repository


    تخم لانه

  • nest egg


    تعداد

  • quantity


    رپرتوار

  • repertoire


    بودجه


  • انبار

  • storehouse


    تجمع

  • cumulation


  • stack


antonyms - متضاد

  • عدم


  • کمبود


  • غیبت

  • dearth


    تخلیه

  • deficiency


    فرسودگی

  • depletion


    بی نیازی

  • exhaustion


    بی کفایتی

  • exiguity


    ناکافی بودن

  • inadequacy


    نارسایی

  • inadequateness


    ناچیز بودن

  • insufficience


    در دسترس نبودن

  • insufficiency


    اندک بودن

  • meagerness


    کمیاب بودن

  • meagreness


    کمبود عرضه

  • unavailability


    کوتاهی

  • paucity


    پراکندگی

  • scantness


    بدهی

  • scarceness


    خواستن

  • undersupply


    فقر

  • scarcity


    خشکسالی

  • shortage


    نیاز

  • shortness


    عدم وجود

  • sparsity




  • scantiness



  • drought



  • nonexistence


  • needfulness


لغت پیشنهادی

ashram

لغت پیشنهادی

freelancer

لغت پیشنهادی

proposed