fact
fact - حقیقت
noun - اسم
UK :
US :
واقعی
به طور واقعی
اطلاعاتی که به درستی شناخته شده است
موقعیت ها، وقایع و غیره که واقعاً اتفاق افتاده و اختراع نشده اند
something that is known to have happened or to exist especially something for which proof exists, or about which there is information
چیزی که معلوم است اتفاق افتاده یا وجود دارد، به ویژه چیزی که دلیلی برای آن وجود دارد، یا اطلاعاتی درباره آن وجود دارد
used to add emphasis to what you are saying, or to show that it is the opposite of or different from what went before
برای تأکید بر آنچه می گویید، یا برای نشان دادن اینکه مخالف یا متفاوت از آنچه قبلا گفته شد استفاده می شود
چیزی ناخوشایند که نمی توان از آن اجتناب کرد
اطلاعات دقیق دقیق
جزئیات مربوط به فعالیت جنسی و نحوه تولد نوزادان
چیزی که معلوم است اتفاق افتاده یا وجود دارد
جنتری هنوز 7000 دلار به آقای تیلی بدهکار بود، واقعیتی که او هنگام دستگیری به آن اشاره نکرد.
این یک واقعیت است که جهان گرد است.
شما باید نظریه خود را با یک یا دو واقعیت سخت تأیید کنید.
اگرچه اشعار او کوتاه و ساده به نظر می رسند، اما در واقع دارای پیچیدگی عمیق تر هستند.
In fact house prices have reached such proportions in some areas that many engaged couples have had to postpone their weddings.
در واقع قیمت خانه در برخی مناطق به اندازه ای رسیده است که بسیاری از زوج های نامزد مجبور به تعویق عروسی خود شده اند.
در واقع آکاپولکو یک پایگاه کلوپ خوب است.
In fact the company says that making Ingres secure involves only around a 3% addition to the product in terms of code.
در واقع این شرکت میگوید که ایمن کردن انگرس تنها شامل 3 درصد افزودن به محصول از نظر کد است.
در واقع، هیچ کس نمی پذیرد که در مورد آسانسور کوچکترین عصبی است.
این کتاب پر از حقایق جالب در مورد زندگی گیاهان است.
او هرگز سعی نکرده این واقعیت را پنهان کند که مدتی را در زندان گذرانده است.
من به نظرات شما علاقه ای ندارم - من فقط می خواهم حقایق را بدانم.
این مهم است که جوانان حقایق مواد مخدر را بیاموزند.
مهمترین چیز این است که دریابیم حقایق چیست و رسوایی را پشت سر بگذاریم.
واقعیت این است که این یک معامله تجاری است.
اول، برخی از حقایق اساسی در مورد تغذیه سالم.
آیا این یک واقعیت نیست که شرکت در حال ضرر دادن است؟
این یک واقعیت شناخته شده است که سگ ها حس بویایی حاد دارند.
من به درستی می دانم (= مطمئن هستم) که او درگیر چیزی غیرقانونی است.
این گزارش بر اساس حقایق سخت (= اطلاعاتی که می توان صحت آنها را ثابت کرد) است.
قبل از شروع اتهام زدن، حقایق خود را به درستی دریافت کنید (= مطمئن شوید اطلاعات شما صحیح است).
زمان آن فرا رسیده است که شما یاد بگیرید که با حقایق روبرو شوید (= حقیقت را در مورد موقعیت بپذیرید).
ما با هم خوب نبودیم و این یک واقعیت است.
قاضی به هر دو وکیل دستور داد تا به حقایق پرونده پایبند باشند.
داستان بر اساس واقعیت است.
آیا حساب واقعی است یا خیالی؟
This is simply historical fact.
این صرفا یک واقعیت تاریخی است.
مهم است که بین واقعیت و نظر تمایز قائل شویم.
دیگر نمیتوانستم ناراضی بودن او را نادیده بگیرم.
ما این حقیقت را کتمان نمی کنیم که اشتباه کرده ایم.
I did everything I could and she acknowledged the fact.
من هر کاری از دستم بر می آمد انجام دادم و او این واقعیت را پذیرفت.
دانش آموزان در حال حاضر سواد رسانه ای بالایی دارند و برنامه درسی باید این واقعیت را منعکس کند.
همین واقعیت که بیش از یک بار این اتفاق افتاده است نشان می دهد که یک مشکل وجود دارد.
با وجود اینکه کمربند ایمنی بسته بود، به شدت به جلو پرتاب شد.
Due to the fact that they did not read English, the prisoners were unaware of what they were signing.
زندانیان به دلیل اینکه انگلیسی نمی خواندند از آنچه امضا می کردند بی خبر بودند.
او جدا از این که نتوانست به خانه برگردد خوشحال بود.
Voluntary work was particularly important in view of the fact that women were often forced to give up paid work on marriage.
کار داوطلبانه به ویژه با توجه به این واقعیت که زنان اغلب مجبور میشدند از کار دستمزدی برای ازدواج صرف نظر کنند، اهمیت داشت.
ما می خواهیم واقعیت ساده بودن آنها را در اینجا جشن بگیریم.
صرف فقیر بودن چنین کودکانی را در نظر پلیس مجرم می سازد.
واقعیت این است که ما هنوز دو معلم کم داریم.
در مورد برخی از تصمیمات حیاتی کارکنان فقط پس از این واقعیت مطلع شدند.
جای خوبی است. ما خودمان آنجا مانده ایم، در واقع.
‘I suppose you'll be leaving soon then?’ ‘No, as a matter of fact I'll be staying for another two years.’
«پس فکر میکنم به زودی میروی؟» «نه، در واقع من دو سال دیگر خواهم ماند.»
یک ماشین جدید فوق العاده خواهد بود اما واقعیت این است که ما نمی توانیم آن را بخریم.
بیماری فقط یک واقعیت زندگی است.
این یک واقعیت زندگی است که برخی از مردم همیشه نژادپرست خواهند بود.
حقیقت
واقعیت
verity
واقعی بودن
actuality
مورد
انجیل
gospel
یقین - اطمینان - قطعیت
certainty
نتیجه
واقعیت گرایی
factualism
قابل لمس بودن
palpability
افشا
revelation
حقیقت انجیل
gospel truth
حقیقت صادقانه
حقیقت برهنه
حقیقت بی رنگ
unvarnished truth
واقعیت واقعی
حقیقت خدا
God's truth
آنچه در واقع اتفاق افتاد
واقعا چه اتفاقی افتاد
تمام حقیقت
نتیجه گیری قبلی
بنابراین
foregone conclusion
حقیقت مستقیم
وضعیت
قدرت
واقعیت موضوع
factuality
حقیقت آشکار
سوره و آیه
حقیقت بی آلایش
plain truth
unalloyed truth
دروغ
fabrication
ساخت
falsehood
عدم دقت
inaccuracy
فریب
deception
اطلاعات نادرست
disinformation
تحریف
falsification
مزخرف
falsity
توهم
nonsense
بی صداقتی
delusion
اعوجاج
dishonesty
داستان
distortion
غیر واقعی بودن
آسپرشن
irreality
ارائه اطلاعات نادرست
unreality
اسطوره
untruth
معجون
aspersion
تفننی
misrepresentation
فانتزی
فیب
concoction
داستان بلند
fancy
خمره
خطا
fib
مغالطه، استدلال غلط
illusion
گراز شویی
هوی
crock
deceit
fallacy
hogwash
hooey
