axe
axe - تبر
noun - اسم
UK :
US :
a tool with a heavy metal blade on the end of a long handle used to cut down trees or split pieces of wood
ابزاری با یک تیغه فلزی سنگین در انتهای یک دسته بلند که برای قطع درختان یا خرد کردن قطعات چوب استفاده می شود.
اخراج ناگهانی فردی از شغلش
برای خلاص شدن از شر یک طرح، سیستم یا خدمات، به ویژه به منظور صرفه جویی در هزینه
اگر شرکتی مشاغل را حذف کند، به طور ناگهانی افرادی را در آن مشاغل اخراج می کند تا هزینه ها را کاهش دهد
برای خلاص شدن ناگهانی از شر یک طرح یا خدمات، یا کاهش مقدار پولی که برای آن صرف می شود
if someone gets the axe or is given the axe, they are suddenly dismissed from their job because the company wants to reduce costs. If a plan project or service gets the axe, it is stopped in order to reduce costs
اگر فردی تبر را بگیرد یا تبر به او داده شود، ناگهان از کار خود اخراج می شود زیرا شرکت می خواهد هزینه ها را کاهش دهد. اگر یک طرح، پروژه یا خدمات مورد توجه قرار گیرد، به منظور کاهش هزینه ها متوقف می شود
if the axe falls, someone is dismissed from their job or a plan project or service is stopped because a company needs to reduce its costs
اگر تبر سقوط کند، شخصی از کار خود اخراج می شود یا یک طرح، پروژه یا خدمات متوقف می شود زیرا یک شرکت باید هزینه های خود را کاهش دهد.
a tool that has a heavy iron or steel blade at the end of a long wooden handle used for cutting wood
ابزاری که دارای یک تیغه آهنی یا فولادی سنگین در انتهای یک دسته چوبی بلند است که برای برش چوب استفاده می شود.
وضعیتی که در آن شخصی شغل خود را از دست می دهد
وقتی یک سرویس، طرح و غیره به تبر می رسد، متوقف می شود یا از وقوع آن جلوگیری می شود
خدمات، مشاغل، پرداخت ها و غیره را بسیار یا به طور کامل بدون هشدار یا در یک اقدام کاهش دهد
برای خلاص شدن از شر تعداد زیادی از کارکنان، به ویژه به منظور کاهش هزینه ها
ارائه خدمات خاص را متوقف کنید زیرا دیگر سودی ندارد
if employees, services, etc. get the axe or are given the axe, a decision is made to get rid of them
اگر کارمندان، خدمات و غیره تبر بگیرند یا تبر به آنها داده شود، تصمیم برای خلاص شدن از شر آنها گرفته می شود.
if employees face the axe, they may lose their jobs, especially because their employer needs to reduce costs
اگر کارمندان با تبر مواجه شوند، ممکن است شغل خود را از دست بدهند، به ویژه به این دلیل که کارفرمای آنها باید هزینه ها را کاهش دهد
تصمیم بگیرید که از شر تعداد زیادی کارمند خلاص شوید یا دیگر خدمات خاصی ارائه نکنید
if the axe falls, a company needs to get rid of a large number of employees or can no longer afford to provide particular services
اگر تبر بیفتد، یک شرکت باید از شر تعداد زیادی کارمند خلاص شود یا دیگر توان ارائه خدمات خاصی را ندارد.
داشتن نظر قوی در مورد چیزی که می خواهید دیگران آن را بپذیرند
Attractive young women fanned him as he simultaneously read wrote, waved an axe and held a flower aloft.
زنان جوان جذاب او را در حالی که همزمان می خواند، می نوشت، تبر تکان می داد و گلی را بالا نگه می داشت، هواکش می کردند.
در کرت نیز تبر دوتایی را می یابیم که بر روی ستون های استالاکتیت در غارها حک شده است.
دست قوی اسکگی که هنوز نیمه روی تبرش گذاشته شده بود.
درخت را با تبر کندن
بیش از 300 کارگر در یک شرکت مرسی ساید با تبر روبرو هستند.
بیماران خوشحال هستند که بیمارستان محلی آنها از تبر نجات یافته است.
Protesters, anxious over the spending cuts, urged councillors to think again before wielding the axe.
معترضان که نگران کاهش هزینه ها بودند، از اعضای شورا خواستند تا قبل از استفاده از تبر دوباره فکر کنند.
او تبر نداشت و فقط به خاطر نگرانی از امنیت آنها عمل می کرد.
این انتقادات معمولاً توسط کسانی مطرح می شود که تیشه سیاسی دارند.
The executioner's axe fell.
تبر جلاد افتاد.
با چند ضربه سریع تبر کابل را قطع کرد.
برنامه تلویزیونی او در ساعات پربیننده احتمالاً تبر را دریافت خواهد کرد.
ما منتظر خبرهای بد بودیم اما نمی دانستیم تبر کجا می افتد.
استفاده از تبر روی طرح زندان یکی از راه های پس انداز پول خواهد بود.
جولیان از تبر برای خرد کردن درخت سیب استفاده کرد.
بیش از 500 کارمند با تبر روبرو هستند.
اگر او مسئول ایستگاه شود، برنامه های مذهبی اولین نفری خواهند بود که تبر را دریافت می کنند.
به دلیل رکود این شرکت 350 شغل را حذف می کند.
این مجموعه تلویزیونی به دلیل کاهش محبوبیت از بین خواهد رفت.
One of the UK's biggest retailers yesterday unveiled plans to axe up to 1,000 jobs in an attempt to kickstart its recovery.
یکی از بزرگترین خردهفروشهای بریتانیا دیروز از برنامههای خود برای حذف تا 1000 شغل در تلاش برای شروع بازیابی خود پرده برداری کرد.
افزایش رقابت چندین شرکت هواپیمایی ارزان قیمت را مجبور کرده است که از پروازهای خود در مسیرهای اصلی استفاده کنند.
توسعه برنامه ریزی شده برنامه های بهداشتی وایومینگ می تواند در سال آینده تبر را به دست آورد.
صدها کارگر ساختمانی پس از کاهش تقاضا برای مسکن جدید با تبر روبرو هستند.
قانونگذاران در حال بررسی تبر به آخرین برنامه های هزینه هستند.
شرکت ها باید بدانند که چگونه در شرایطی که شرایط بازار آن را ایجاب می کند، از تبر استفاده کنند.
The axe fell after the successful conclusion of merger talks between two of Germany's biggest banks.
تبر پس از پایان موفقیت آمیز مذاکرات ادغام بین دو بانک بزرگ آلمان سقوط کرد.
بیشتر سهامداران به جز صادق نگه داشتن مدیریت شرکت، هیچ تیشه ای ندارند.
ايجاد كردن
authoriseUK
autoriseUK
authorizeUS
autorizeUS
ادامه هید
تاسيس كردن
یافت
institute
موسسه
معرفی کنید
legaliseUK
قانونی کردن انگلستان
legalizeUS
قانونی کردن ایالات متحده
ترویج
reinstate
بازگرداندن
reintroduce
معرفی مجدد
حفظ
احیای
revive
حفظ کنند
کمک
اجازه
تایید
کمک کند
خرس
شروع
ساختن
آغاز شود
commence
وضع
ثابت
آغازکردن
enact
initiate