seal
seal - مهر
verb - فعل
UK :
US :
یک حیوان دریایی بزرگ که ماهی می خورد و در اطراف سواحل زندگی می کند
a mark that has a special design and shows the legal or official authority of a person or organization
علامتی که طرح خاصی دارد و نشان دهنده اختیارات قانونی یا رسمی یک شخص یا سازمان است
شیئی که برای ایجاد این علامت استفاده می شود
یک تکه لاستیک یا پلاستیک که هوا، آب، خاک و غیره را از چیزی دور نگه می دارد
یک تکه موم، کاغذ، سیم و غیره که برای باز کردن ظرف، سند و غیره باید بشکنید
to close an entrance or a container with something that stops air water etc from coming in or out of it
بستن ورودی یا ظرفی با چیزی که مانع از ورود یا خروج هوا، آب و غیره شود
اگر ساختمان، منطقه یا کشوری مهر و موم شده باشد، هیچ کس نمی تواند وارد آن شود یا از آن خارج شود
برای بستن یک پاکت، بسته و غیره با استفاده از چیزی چسبناک برای نگه داشتن لبه های آن
پوشاندن سطح چیزی با چیزی که از آن محافظت کند
انجام کاری که معامله، توافق و غیره را رسمی و قطعی کند
پستاندار بزرگی که ماهی می خورد و بخشی در دریا و قسمتی در خشکی یا یخ زندگی می کند
چیزی که در اطراف لبه دهانه ثابت شده است تا از عبور مایع یا گاز از آن جلوگیری کند
a thin piece of material such as paper or plastic that covers the opening of a container and has to be broken in order to open the container and use the contents
یک قطعه نازک از مواد مانند کاغذ یا پلاستیک که دهانه ظرف را می پوشاند و برای باز کردن ظرف و استفاده از محتویات آن باید شکسته شود.
an official mark on a document sometimes made with wax, that shows that it is legal or has been officially approved
علامت رسمی بر روی یک سند، که گاهی با موم ساخته شده است، که نشان می دهد قانونی است یا به طور رسمی تایید شده است
برای بستن یک ورودی یا کانتینر به طوری که چیزی نتواند وارد آن شود یا از آن خارج شود
برای پوشاندن یک سطح با مایع مخصوص برای محافظت از آن
برای بستن نامه یا بسته با چسباندن لبه ها به هم
برای قطعیت بیشتر توافق یا تایید رسمی آن
in the US and some other countries, a member of an elite (= especially good and highly trained) force within the navy that deals with special operations that involve water. SEAL is an abbreviation for Sea Air and Land Team
در ایالات متحده و برخی از کشورهای دیگر، یکی از اعضای یک نیروی نخبه (= به ویژه خوب و بسیار آموزش دیده) در نیروی دریایی است که با عملیات ویژه ای که شامل آب است سر و کار دارد. SEAL مخفف Sea, Air, and Land Team است
یک پستاندار بزرگ ماهی خوار که خز بسیار ضخیمی دارد و در دریا زندگی می کند
علامت رسمی روی یک سند که نشان می دهد قانونی است یا در واقع همان چیزی است که ادعا می کند
مهر تأیید به این معنی است که ثابت شده است که چیزی خوب است یا بسیار خوشایند است
هر چیزی که از خروج مایع یا گاز از ظرف یا لوله جلوگیری کند
بستن ظرف یا دهانه یا جلوگیری از خروج مایع یا گاز از چیزی
اگر اسناد رسمی مهر و موم شده باشد، دیده نمی شود یا در دسترس عموم نیست.
برای تایید رسمی یک توافقنامه
a thin piece of paper or plastic that covers the opening of a container and has to be broken before the contents can be used
یک تکه کاغذ یا پلاستیک نازک که دهانه ظرف را می پوشاند و قبل از استفاده از محتویات باید شکسته شود.
اگر چیزی تحت مهر و موم باشد، نمی توان آن را دید، کپی کرد یا برداشت
پوشاندن سطحی با مایع مخصوص به منظور محافظت از آن
به همین دلیل است که متوجه خواهید شد که درب کوزهها در هنگام شکستن مهر و موم دربهای ضد هوا را تبلیغ میکنند و نسبت به مصرف هشدار میدهند.
This is the reason you will notice jar lids advertising airtight seals and warning against consumption when the seal is broken.
قبل از مهر و موم کردن پاکت مطمئن شوید که چک را امضا کرده اید.
a sealed bid (= one that is kept in a sealed envelope and therefore remains secret until all other bids have been received)
یک پیشنهاد مهر و موم شده (= پیشنهادی که در پاکت مهر و موم شده نگهداری می شود و بنابراین تا زمانی که همه پیشنهادات دیگر دریافت نشود مخفی می ماند)
کیسه را با چسب محکم بسته بود.
پنجره ها و درها با آجر مهر و موم شده بود.
اعضای بدن در کیسه های پلاستیکی مهر و موم شده نگهداری می شوند.
برای بستن قرارداد
آنها برای امضای قرارداد دست دادند.
The discovery of new evidence sealed his fate (= nothing could prevent what was going to happen to him).
کشف شواهد جدید سرنوشت او را مهر و موم کرد (= هیچ چیز نمی توانست جلوی اتفاقی که قرار بود برایش بیفتد را بگیرد).
او پیروزی را با یک مرغک در سوراخ نهایی مهر و موم کرد.
کف ها کنده شده و با لاک آب بندی شده بودند.
سربازان مرزهای بین کشورها را بسته اند.
قراردادها قبلا امضا و مهر شده است.
ظروف باید به دقت بسته شوند تا هوا وارد نشود.
برای جلوگیری از ورود گرد و غبار، کل دستگاه آب بندی شده است.
The unit is completely sealed.
واحد کاملا آب بندی شده است.
یک ظرف مهر و موم شده هرمتیک
درزگیر روی/دور درب یخچال را به طور مرتب تمیز کنید تا هوا در آن محفوظ بماند.
وکیل گواهی را با مهر خود ممهور کرد.
این طبقه به تازگی آب بندی شده است (با لاک)، پس روی آن راه نروید!
بسته (بالا) را با چسب ببندید.
او پاکت را مهر و موم کرد و روی آن مهر گذاشت.
دو رهبر توافق خود را با دست دادن امضا کردند.
این جوان 23 ساله اهل ماساچوست می خواهد نیروی دریایی شود.
ادای احترام به مهر دریایی تایلند که در حین نجات غار جان باخت.
فوک ها گاهی به خاطر خز ارزشمندشان شکار می شوند.
مدارک تحصیلی دارای مهر دولتی می باشد.
My brother’s girlfriend got my mom’s seal of approval.
دوست دختر برادرم مهر تایید مادرم را گرفت.
مهر و موم روغن شکست و تمام روغن از موتور نشت کرد.
اگر مهر و موم آن شکسته است از آن شیشه غذای کودک استفاده نکنید.
Rubber seals jars tightly.
لاستیک شیشه ها را محکم می بندد.
پاکت را مهر و موم کرد و روی آن مهر زد.
badge
نشان
crest
تاج
emblem
سمبل
نام تجاری
علامت
insignia
مهر
طرح
stamp
احساس؛ عقیده؛ گمان
لوگو
سیگل
logo
نشانه
sigil
دستگاه
token
تک نگاری
امضا کردن
monogram
نوار
signet
حافظه پنهان
انگ
cachet
تاثیر گذاشتن
hallmark
مجوز
استیکر
نشان ملی
sticker
علامت تجاری
موتیف
trademark
پرچمدار
برچسب زدن
motif
شکل
ensign
لوگوتایپ
tag
شعار
logotype
motto
denial
انکار
disapproval
رد
prohibition
ممنوعیت
refusal
امتناع
veto
وتو