series
series - سلسله
noun - اسم
UK :
US :
گروهی از رویدادها یا اقداماتی که قرار است یکی پس از دیگری رخ دهند
a set of television or radio programmes that have the same characters or deal with the same type of subject and are usually broadcast every week or several times a week
مجموعهای از برنامههای تلویزیونی یا رادیویی که شخصیتهای یکسانی دارند یا موضوعی مشابه دارند و معمولاً هر هفته یا چند بار در هفته پخش میشوند.
several books, articles etc that deal with the same subject or tell stories about the same characters
چندین کتاب، مقاله و غیره که به یک موضوع می پردازند یا داستان هایی در مورد شخصیت های مشابه روایت می کنند
چندین چیز از یک نوع
مجموعه ای از بازی های ورزشی که بین همان دو تیم انجام می شود
a group of investments that MATURE (=become due for payment) at different times but which are covered by the same agreement between the person offering them and people who buy them. The word series is often used with a letter or date to show when the investments become payable
گروهی از سرمایهگذاریهایی که در زمانهای مختلف بالغ میشوند (=سررسید پرداخت میشوند) اما با توافق یکسانی بین شخصی که به آنها پیشنهاد میکند و افرادی که آنها را میخرند، پوشش داده میشوند. کلمه سری اغلب با یک حرف یا تاریخ برای نشان دادن زمان قابل پرداخت شدن سرمایه گذاری ها استفاده می شود
مجموعه ای از محصولات مشابه که یک شرکت تولید می کند
گروهی از رویدادها، اعمال و غیره از یک نوع که یکی پس از دیگری اتفاق می افتد
تعدادی از رویدادها یا چیزهای مشابه یا مرتبط، یکی پس از دیگری
تعدادی از بازی ها یکی پس از دیگری توسط دو تیم در مقابل یکدیگر انجام شد
Parts of an electrical system that are in series are arranged in a single line so that the current flows through each part one after another.
قسمت هایی از یک سیستم الکتریکی که به صورت سری هستند در یک خط قرار گرفته اند تا جریان از هر قسمت یکی پس از دیگری عبور کند.
a set of television or radio broadcasts on the same subject or using the same characters but in different situations
مجموعه ای از برنامه های تلویزیونی یا رادیویی با موضوعی مشابه یا با استفاده از شخصیت های مشابه اما در موقعیت های مختلف
مجموعه ای از کتاب های منتشر شده توسط همان شرکت که به موضوعی مشابه می پردازند
مجموعه یا طیفی از محصولات مشابه ساخته شده توسط یک شرکت
used in the name of a company's shares that have things in common for example particular voting rights
به نام سهام یک شرکت استفاده می شود که دارای چیزهای مشترک هستند، به عنوان مثال حق رای خاص
پلیس یک باند بزرگ مواد مخدر را پس از یک سری حملات صبحگاهی در هم شکست.
یک سری تصادفات در M25 رخ داده است.
یک سری از یادداشتهای لولهکشی روان، همچنین یک سوت تند صدا کنید.
این ارکستر یک سری کنسرت برای جمع آوری پول برای امور خیریه برگزار می کند.
سمفونی نهم بتهوون اولین مجموعه از کنسرت های سالن کنسرت جدید خواهد بود.
همانطور که لبخند می زد، دهانش گونه هایش را به یک سری از چین و چروک های ریز فرو برد.
The Roman script was phonetic and the book consisted of a series of dialogues, building up with phrases rather than individual words.
خط رومی آوایی بود و کتاب شامل مجموعهای از دیالوگها بود که با عبارات ساخته میشد تا کلمات جداگانه.
Since there is only one opening the base has a simple podium on each side instead of a series of pedestals.
از آنجایی که تنها یک دهانه وجود دارد، پایه به جای یک سری پایه، یک سکوی ساده در هر طرف دارد.
جنس یک سری کتاب نوشته که در سیاتل اتفاق می افتد.
مجموعه ای از مقالات در مورد وضعیت اقتصاد
یک سری اعداد در پایین صفحه کامپیوتر
The conference was to discuss the programmes currently under production as part of the documentary series.
این همایش قرار بود برنامه هایی را که در حال حاضر به عنوان بخشی از مجموعه مستند در دست تولید است، مورد بحث و بررسی قرار دهد.
ساخت کل سریال هشت سال طول کشید.
یک سری سخنرانی
سریال «هری پاتر» رولینگ برای کودکان به طرز شگفت انگیزی موفق بوده است.
عدد بعدی در این سری چیست -- 12،24،48،96؟
اولین قسمت از سری جدید شنبه است.
داستان های او به یک سریال تلویزیونی تبدیل شده است.
او نقش کوچکی در یک سریال درام برای رادیو دارد.
سریال کمدی موفق The Big Bang Theory
این حادثه باعث ایجاد یک سری حوادثی شد که هیچ کس پیش بینی نکرده بود.
این پرونده یک سری سؤالات مهم را ایجاد می کند.
دو طرف در تابستان یک سری دیدار داشتند.
این فیلم شامل یک سری فلش بک بود.
این آخرین مورد از مجموعه مقالات در مورد ماهیت جامعه مدرن است.
سری جهانی (= در بیس بال)
انگلیس در سری تست (= مسابقات کریکت) مقابل هند شکست خورده است.
باتری ها به صورت سری متصل می شوند
یک مدار سری
سریال دو قسمتی ویژه اقتصاد
بیبیسی قبلاً سری دوم را سفارش داده است.
قسمت پایانی سریالی در مورد حیات وحش استرالیا را تماشا کردیم.
او برای یک سری آزمایشات در بیمارستان بستری است.
این کوارتت در مجموعه ای از کنسرت های ناهار اجرا خواهد کرد.
او مرتکب یک سری جرایم جزئی شده بود.
این تیراندازی آخرین مورد از یک سری حملات خشونت آمیز در شهر بود.
قبل از بازدید از منطقه باید یک سری واکسن بزنید.
کتاب پایانی این مجموعه
او بین سالهای 1985 تا 2005 یک سری رمان نوشت.
هند باید برنده شود تا سری را به تساوی بکشاند.
آنها دو بازی اول این سری را گرفتند.
بمب افکن های برانکس دو تا از سه سریال آخر هفته را با رد ساکس بردند.
یک سری حملات جنسی علیه زنان در این منطقه صورت گرفته است.
She gave a series of lectures at Warwick University last year on contemporary British writers.
او سال گذشته در دانشگاه وارویک یک سری سخنرانی درباره نویسندگان معاصر بریتانیایی ایراد کرد.
یانکی ها در خانه یک سری چهار بازی مقابل اوریولز دارند.
این ستاره قرار است مجری یک سریال تلویزیونی در مورد ورزش های شدید باشد.
یک سریال کمدی
توالی
زنجیر
دوره
اجرا کن
succession
جانشینی
چرخه
procession
راهپیمایی
progression
پیشرفت
تنظیم
رشته
قطار - تعلیم دادن
array
آرایه
خط
سفارش
rash
کهیر
گرد
ردیف
spate
جرقه
جریان
موج
ترتیب
باتری
concatenation
الحاق
فهرست
دامنه
streak
سوئیت
suite
فایل
گروه
شیوع
outbreak
تناوب
alternation
بی نظمی
disorganisationUK
سازماندهی بریتانیا
disorganizationUS
بی سازمانی ایالات متحده
شخصی
one-off
یکباره
interruption
وقفه
یکی
صلح
کل
سرگرمی
توافق
سخن، گفتار
سرگرم کننده
unorderedness
به هم ریختگی
disarrangement
نظم نادرست
misorder
بهم ریختگی
دسته بندی نشده
unsortedness
بهم ریختن
disorderliness
گیجی
jumble
درهم ریختن
disarray
آشفتگی
irregularity
muss
ویرانی
muddle
آشوب
messiness
متلاشی شدن
muss
چروکیدگی
havoc
خراب می شود
chaos
discombobulation
topsy-turviness
shambles