series

base info - اطلاعات اولیه

series - سلسله

noun - اسم

/ˈsɪriːz/

UK :

/ˈsɪəriːz/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [series] در گوگل
description - توضیح
  • a group of events or actions that are planned to happen one after the other


    گروهی از رویدادها یا اقداماتی که قرار است یکی پس از دیگری رخ دهند

  • a set of television or radio programmes that have the same characters or deal with the same type of subject and are usually broadcast every week or several times a week


    مجموعه‌ای از برنامه‌های تلویزیونی یا رادیویی که شخصیت‌های یکسانی دارند یا موضوعی مشابه دارند و معمولاً هر هفته یا چند بار در هفته پخش می‌شوند.

  • several books, articles etc that deal with the same subject or tell stories about the same characters


    چندین کتاب، مقاله و غیره که به یک موضوع می پردازند یا داستان هایی در مورد شخصیت های مشابه روایت می کنند


  • چندین چیز از یک نوع

  • a set of sports games played between the same two teams


    مجموعه ای از بازی های ورزشی که بین همان دو تیم انجام می شود

  • a group of investments that MATURE (=become due for payment) at different times but which are covered by the same agreement between the person offering them and people who buy them. The word series is often used with a letter or date to show when the investments become payable


    گروهی از سرمایه‌گذاری‌هایی که در زمان‌های مختلف بالغ می‌شوند (=سررسید پرداخت می‌شوند) اما با توافق یکسانی بین شخصی که به آنها پیشنهاد می‌کند و افرادی که آنها را می‌خرند، پوشش داده می‌شوند. کلمه سری اغلب با یک حرف یا تاریخ برای نشان دادن زمان قابل پرداخت شدن سرمایه گذاری ها استفاده می شود

  • a range of similar products that one company produces


    مجموعه ای از محصولات مشابه که یک شرکت تولید می کند


  • گروهی از رویدادها، اعمال و غیره از یک نوع که یکی پس از دیگری اتفاق می افتد

  • a number of similar or related events or things, one following another


    تعدادی از رویدادها یا چیزهای مشابه یا مرتبط، یکی پس از دیگری

  • a number of games played one after another by two teams against each other


    تعدادی از بازی ها یکی پس از دیگری توسط دو تیم در مقابل یکدیگر انجام شد

  • Parts of an electrical system that are in series are arranged in a single line so that the current flows through each part one after another.


    قسمت هایی از یک سیستم الکتریکی که به صورت سری هستند در یک خط قرار گرفته اند تا جریان از هر قسمت یکی پس از دیگری عبور کند.

  • a set of television or radio broadcasts on the same subject or using the same characters but in different situations


    مجموعه ای از برنامه های تلویزیونی یا رادیویی با موضوعی مشابه یا با استفاده از شخصیت های مشابه اما در موقعیت های مختلف


  • مجموعه ای از کتاب های منتشر شده توسط همان شرکت که به موضوعی مشابه می پردازند

  • a set or range of similar products made by a company


    مجموعه یا طیفی از محصولات مشابه ساخته شده توسط یک شرکت

  • used in the name of a company's shares that have things in common for example particular voting rights


    به نام سهام یک شرکت استفاده می شود که دارای چیزهای مشترک هستند، به عنوان مثال حق رای خاص

  • Police smashed a major drugs ring after a series of dawn raids.


    پلیس یک باند بزرگ مواد مخدر را پس از یک سری حملات صبحگاهی در هم شکست.

  • There has been a series of accidents on the M25.


    یک سری تصادفات در M25 رخ داده است.

  • Call a series of fluty piping notes, also a shrill whistle.


    یک سری از یادداشت‌های لوله‌کشی روان، همچنین یک سوت تند صدا کنید.

  • The orchestra is giving a series of concerts to raise money for charity.


    این ارکستر یک سری کنسرت برای جمع آوری پول برای امور خیریه برگزار می کند.

  • Beethoven's Ninth Symphony will be the first in a series of concerts at the new concert hall.


    سمفونی نهم بتهوون اولین مجموعه از کنسرت های سالن کنسرت جدید خواهد بود.

  • As she smiled, her mouth pushed her cheeks into a series of tiny wrinkles.


    همانطور که لبخند می زد، دهانش گونه هایش را به یک سری از چین و چروک های ریز فرو برد.

  • The Roman script was phonetic and the book consisted of a series of dialogues, building up with phrases rather than individual words.


    خط رومی آوایی بود و کتاب شامل مجموعه‌ای از دیالوگ‌ها بود که با عبارات ساخته می‌شد تا کلمات جداگانه.


  • از آنجایی که تنها یک دهانه وجود دارد، پایه به جای یک سری پایه، یک سکوی ساده در هر طرف دارد.

  • Jance has written a series of books that take place in Seattle.


    جنس یک سری کتاب نوشته که در سیاتل اتفاق می افتد.


  • مجموعه ای از مقالات در مورد وضعیت اقتصاد


  • یک سری اعداد در پایین صفحه کامپیوتر

  • The conference was to discuss the programmes currently under production as part of the documentary series.


    این همایش قرار بود برنامه هایی را که در حال حاضر به عنوان بخشی از مجموعه مستند در دست تولید است، مورد بحث و بررسی قرار دهد.

  • It was to take eight years to produce the entire series.


    ساخت کل سریال هشت سال طول کشید.

  • a lecture series


    یک سری سخنرانی

  • Rowling's Harry Potter series for children has been amazingly successful.


    سریال «هری پاتر» رولینگ برای کودکان به طرز شگفت انگیزی موفق بوده است.

  • What is the next number in the series -- 12,24,48,96?


    عدد بعدی در این سری چیست -- 12،24،48،96؟

example - مثال
  • The first episode of the new series is on Saturday.


    اولین قسمت از سری جدید شنبه است.

  • Her stories have been made into a TV series.


    داستان های او به یک سریال تلویزیونی تبدیل شده است.

  • She has a small part in a drama series for radio.


    او نقش کوچکی در یک سریال درام برای رادیو دارد.

  • the hit comedy series ‘The Big Bang Theory’


    سریال کمدی موفق The Big Bang Theory

  • The incident sparked off a series of events that nobody had foreseen.


    این حادثه باعث ایجاد یک سری حوادثی شد که هیچ کس پیش بینی نکرده بود.

  • This case raises a whole series of important questions.


    این پرونده یک سری سؤالات مهم را ایجاد می کند.

  • The two sides held a series of meetings in the summer.


    دو طرف در تابستان یک سری دیدار داشتند.

  • The movie consisted of a series of flashbacks.


    این فیلم شامل یک سری فلش بک بود.

  • This is the latest in a series of articles on the nature of modern society.


    این آخرین مورد از مجموعه مقالات در مورد ماهیت جامعه مدرن است.

  • the World Series (= in baseball)


    سری جهانی (= در بیس بال)

  • England have lost the Test series (= of cricket matches) against India.


    انگلیس در سری تست (= مسابقات کریکت) مقابل هند شکست خورده است.

  • batteries connected in series


    باتری ها به صورت سری متصل می شوند

  • a series circuit


    یک مدار سری


  • سریال دو قسمتی ویژه اقتصاد

  • The BBC has already commissioned a second series.


    بی‌بی‌سی قبلاً سری دوم را سفارش داده است.

  • We watched the final part of a series on Australian wildlife.


    قسمت پایانی سریالی در مورد حیات وحش استرالیا را تماشا کردیم.


  • او برای یک سری آزمایشات در بیمارستان بستری است.

  • The quartet will be performing in a series of lunchtime concerts.


    این کوارتت در مجموعه ای از کنسرت های ناهار اجرا خواهد کرد.

  • He had committed a series of minor criminal offences.


    او مرتکب یک سری جرایم جزئی شده بود.

  • The shooting was the latest in a series of violent attacks in the city.


    این تیراندازی آخرین مورد از یک سری حملات خشونت آمیز در شهر بود.

  • You will need to have a series of vaccinations before you visit the area.


    قبل از بازدید از منطقه باید یک سری واکسن بزنید.


  • کتاب پایانی این مجموعه

  • She wrote a whole series of novels between 1985 and 2005.


    او بین سال‌های 1985 تا 2005 یک سری رمان نوشت.

  • India must win to level the series.


    هند باید برنده شود تا سری را به تساوی بکشاند.

  • They took the first two games in the series.


    آنها دو بازی اول این سری را گرفتند.

  • The Bronx Bombers won two of three in a weekend series with the Red Sox.


    بمب افکن های برانکس دو تا از سه سریال آخر هفته را با رد ساکس بردند.

  • There has been a series of sexual attacks on women in the area.


    یک سری حملات جنسی علیه زنان در این منطقه صورت گرفته است.

  • She gave a series of lectures at Warwick University last year on contemporary British writers.


    او سال گذشته در دانشگاه وارویک یک سری سخنرانی درباره نویسندگان معاصر بریتانیایی ایراد کرد.

  • The Yankees have a four-game series against the Orioles at home.


    یانکی ها در خانه یک سری چهار بازی مقابل اوریولز دارند.


  • این ستاره قرار است مجری یک سریال تلویزیونی در مورد ورزش های شدید باشد.


  • یک سریال کمدی

synonyms - مترادف

  • توالی


  • زنجیر


  • دوره

  • run


    اجرا کن

  • succession


    جانشینی


  • چرخه

  • procession


    راهپیمایی

  • progression


    پیشرفت

  • set


    تنظیم


  • رشته


  • قطار - تعلیم دادن

  • array


    آرایه


  • خط


  • سفارش

  • rash


    کهیر


  • گرد

  • row


    ردیف

  • spate


    جرقه


  • جریان


  • موج


  • ترتیب


  • باتری

  • concatenation


    الحاق


  • فهرست


  • دامنه

  • streak


    سوئیت

  • suite


    فایل


  • گروه


  • شیوع

  • outbreak


    تناوب

  • alternation


antonyms - متضاد

  • بی نظمی

  • disorganisationUK


    سازماندهی بریتانیا

  • disorganizationUS


    بی سازمانی ایالات متحده


  • شخصی

  • one-off


    یکباره

  • interruption


    وقفه

  • one


    یکی


  • صلح


  • کل


  • سرگرمی


  • توافق


  • سخن، گفتار

  • fun


    سرگرم کننده

  • unorderedness


    به هم ریختگی

  • disarrangement


    نظم نادرست

  • misorder


    بهم ریختگی


  • دسته بندی نشده

  • unsortedness


    بهم ریختن

  • disorderliness


    گیجی

  • jumble


    درهم ریختن

  • disarray


    آشفتگی

  • irregularity


    muss


  • ویرانی

  • muddle


    آشوب

  • messiness


    متلاشی شدن

  • muss


    چروکیدگی

  • havoc


    خراب می شود

  • chaos


  • discombobulation


  • topsy-turviness


  • shambles


لغت پیشنهادی

arraying

لغت پیشنهادی

mend

لغت پیشنهادی

after