highlight

base info - اطلاعات اولیه

highlight - برجسته

verb - فعل

/ˈhaɪlaɪt/

UK :

/ˈhaɪlaɪt/

US :

family - خانواده
highlight
برجسته
google image
نتیجه جستجوی لغت [highlight] در گوگل
description - توضیح
example - مثال

  • این گزارش بر اهمیت ورزش برای حفظ سلامت بدن تاکید دارد.

  • Students highlighted the need for better communication between staff.


    دانشجویان بر نیاز به ارتباط بهتر بین کارکنان تاکید کردند.

  • to highlight the major problems/issues


    برای برجسته کردن مشکلات/مسائل عمده

  • This study highlights the fact that couples are keen to assist others.


    این مطالعه این واقعیت را برجسته می کند که زوج ها مشتاق کمک به دیگران هستند.

  • I've highlighted the important passages in yellow.


    من قسمت های مهم را با رنگ زرد برجسته کرده ام.


  • قسمتی را که می خواهید حذف کنید برجسته کنید.

  • I’m having my hair highlighted.


    من موهایم را هایلایت می کنم

  • The shampoo is ideal for permed or highlighted hair.


    این شامپو برای موهای پر شده یا هایلایت شده ایده آل است.

  • This case emphasizes/highlights the importance of honest communication between managers and employees.


    این مورد بر اهمیت ارتباط صادقانه بین مدیران و کارکنان تاکید می کند.

  • Effective communication skills are essential/crucial/vital.


    مهارت های ارتباط موثر ضروری / حیاتی / حیاتی هستند.

  • It should be noted that this study considers only verbal communication. Non-verbal communication is not dealt with here.


    لازم به ذکر است که این پژوهش فقط ارتباط کلامی را مد نظر قرار داده است. در اینجا به ارتباط غیرکلامی پرداخته نمی شود.

  • It is important to remember that/An important point to remember is that non-verbal communication plays a key role in getting your message across.


    مهم است که به یاد داشته باشید که / نکته مهمی که باید به خاطر بسپارید این است که ارتباطات غیرکلامی نقش کلیدی در انتقال پیام شما دارد.

  • Communication is not only about the words you use but also your body language and especially/above all the effectiveness with which you listen.


    ارتباط فقط در مورد کلماتی که استفاده می کنید نیست، بلکه زبان بدن شما و، به ویژه/بالاتر از همه، اثربخشی که با آن گوش می دهید نیز هست.

  • I would like to draw attention to the role of listening in effective communication.


    من می خواهم توجه را به نقش گوش دادن در ارتباط موثر جلب کنم.

  • Choose your words carefully: in particular avoid confusing and ambiguous language.


    کلمات خود را با دقت انتخاب کنید: به ویژه از زبان گیج کننده و مبهم خودداری کنید.

  • Finally and perhaps most importantly, you must learn to listen as well as to speak.


    در نهایت، و شاید مهمتر از همه، شما باید یاد بگیرید که گوش دهید و همچنین صحبت کنید.

  • The incident has sadly only served to highlight the differences within the party.


    این حادثه متأسفانه تنها به نشان دادن اختلافات درون حزبی کمک کرده است.

  • He highlighted the case of Harry Farr, 25, who was executed for cowardice in 1916.


    او پرونده هری فار 25 ساله را که به دلیل بزدلی در سال 1916 اعدام شد برجسته کرد.

  • The earthquake highlighted the vulnerability of elevated highways.


    این زلزله آسیب پذیری بزرگراه های مرتفع را برجسته کرد.

  • The needs of these children were dramatically highlighted by the Child Poverty Action Group.


    نیازهای این کودکان به طور چشمگیری توسط گروه اقدام فقر کودکان برجسته شد.

  • The peace talks merely highlighted the great gulf in understanding between the two sides.


    مذاکرات صلح صرفاً شکاف بزرگ در تفاهم بین دو طرف را برجسته کرد.


  • این ارقام به وضوح تفاوت در استانداردهای زندگی جهانی را نشان می دهد.

  • The report highlights the need for improved safety.


    این گزارش بر نیاز به بهبود ایمنی تاکید می کند.

  • The spelling mistakes in the text had been highlighted in green.


    اشتباهات املایی در متن با رنگ سبز مشخص شده بود.

  • Highlights of the match will be shown after the news.


    نکات مهم این مسابقه پس از انتشار خبر نمایش داده می شود.

  • The highlight of our trip to New York was going to the top of the Empire State Building.


    نکته مهم سفر ما به نیویورک رفتن به بالای ساختمان امپایر استیت بود.

  • The report highlights the need for increased funding.


    این گزارش بر نیاز به افزایش بودجه تاکید می کند.

  • The study highlighted rural problems such as falling farm incomes and development pressures.


    این مطالعه مشکلات روستایی مانند کاهش درآمد مزارع و فشارهای توسعه را برجسته کرد.

  • She highlighted the fact that growing numbers of people are looking for their money to be invested in a more socially responsible way.


    او این واقعیت را برجسته کرد که تعداد فزاینده‌ای از مردم به دنبال سرمایه‌گذاری پول خود در راه مسئولیت‌پذیری اجتماعی هستند.

  • Intimidation attacks by both sides yesterday highlighted the need for peace.


    حملات ارعاب هر دو طرف دیروز نیاز به صلح را برجسته کرد.


  • بلافاصله پس از جلسه، برجسته کردن نکات مهم در یادداشت های خود مفید است.

synonyms - مترادف
  • climax


    به اوج رسیدن


  • اوج

  • acme


    acme

  • culmination


    اوج گیری

  • pinnacle


    راس

  • apex


    آپوتئوز

  • apogee


    بهترین قسمت

  • apotheosis


    ارتفاع


  • نقطه اوج


  • اجلاس - همایش


  • بالا


  • نقطه مرتفع

  • top


    لحظه تاج گذاری

  • zenith


    علامت آب بالا


  • قسمت به یاد ماندنی

  • crowning moment


    بهترین بیت


  • به یاد ماندنی ترین قسمت

  • memorable part


    برجسته ترین ویژگی


  • ne plus ultra

  • most memorable part


    بستنی روی کیک

  • most outstanding feature


    تاج

  • ne plus ultra


    تاج پادشاهی

  • icing on the cake


    نصف النهار

  • crest


    سر

  • crown


    سنگ بنا

  • meridian


    ظهر


  • capstone


  • crescendo


  • noon


  • noontime


antonyms - متضاد
  • lowlight


    نور کم

  • disappointment


    ناامیدی

  • nonevent


    بدون رویداد

  • anticlimax


    ضد اوج

  • bringdown


    سقوط

  • downer


    پایین تر

  • downfall


    ناامید کردن

  • letdown


    شستشو

  • let-down


    سمت القدم

  • washout


    پایین ترین نقطه

  • nadir


    نقطه پایین

  • lowest point



لغت پیشنهادی

android

لغت پیشنهادی

implements

لغت پیشنهادی

compressed