highlight
highlight - برجسته
verb - فعل
UK :
US :
برای اینکه مشکل یا موضوعی به راحتی قابل توجه باشد تا مردم به آن توجه کنند
برای علامت گذاری کلمات نوشته شده با یک خودکار رنگی خاص، یا با رنگ های دیگر در رایانه
تا برخی از قسمت های موهایتان رنگ روشن تری نسبت به بقیه داشته باشد
the most important interesting or enjoyable part of something such as a holiday performance or sports competition
مهمترین، جالبترین یا لذتبخشترین بخش چیزی مانند تعطیلات، اجرا، یا مسابقات ورزشی
یک منطقه روشن روشن روی یک نقاشی یا عکس
جلب توجه یا تاکید بر چیزی مهم
بهترین یا هیجان انگیزترین، سرگرم کننده یا جالب ترین بخش چیزی
a narrow strip of hair on a person's head that has been made a lighter colour than the surrounding hair
نوار باریکی از مو بر روی سر شخص که رنگ آن روشن تر از موهای اطراف است
بهترین، مهم ترین یا جالب ترین قسمت
ناحیه ای با رنگ روشن یا روشن تر روی سطح چیزی، به ویژه. روی یک نقاشی
جلب توجه به چیزی مهم یا تأکید بر آن
علامت گذاری متن روی کاغذ یا صفحه کامپیوتر با رنگی برای تاکید بر آن
بهترین یا جالب ترین قسمت چیزی
مهمترین جزئیات یا اطلاعات در یک سند و غیره
همانطور که در شکل 10 نشان داده شده است، بلوک باید برجسته شود.
رکود در صنعت خودرو با پیشنهاد فورد برای تخفیف 600 دلاری برای خودروهای جدید برجسته شد.
برای حذف یک بلوک از متن، آن را برجسته کرده و سپس Del را فشار دهید.
اولین پروژه انجمن انتشار بروشور 35 سنتی بود که 9 مکان تاریخی را برجسته می کرد.
Nothing else big was happening in the world and newspapers love to highlight problems that the television networks face.
هیچ اتفاق بزرگ دیگری در جهان رخ نداد و روزنامه ها دوست دارند مشکلاتی را که شبکه های تلویزیونی با آن مواجه هستند برجسته کنند.
در این گزارش به برخی از مشکلاتی که سالمندان در فصل زمستان با آن مواجه هستند، اشاره شده است.
اما اگر مکان نما را روی کلمه ای قرار دهید، با دوبار کلیک کردن روی ماوس آن کلمه برجسته می شود.
فایل مورد نظر را با استفاده از کلیدهای جهت دار برجسته کنید.
در این گزارش بر ضرورت اصلاح زندان ها تاکید شده است.
با تشکر فراوان برای برجسته کردن مشکل.
حالا او به دیوار آجری برخورد کرده و برای من نامه نوشته است تا مشکل را برجسته کنم.
وزیران در حال برنامه ریزی برای تامین هزینه یک کمپین تبلیغاتی برای برجسته کردن خطرات ناشی از رانندگی با مواد مخدر هستند.
But these and the ensuing convictions and fines, have done little but highlight the scale of the trade.
اما اینها و محکومیتها و جریمههای متعاقب آن کار چندانی انجام نداده است، اما مقیاس تجارت را برجسته میکند.
رزومه شما باید مهارت ها و دستاوردهای شما را برجسته کند.
این گزارش بر اهمیت ورزش برای حفظ سلامت بدن تاکید دارد.
دانشجویان بر نیاز به ارتباط بهتر بین کارکنان تاکید کردند.
برای برجسته کردن مشکلات/مسائل عمده
این مطالعه این واقعیت را برجسته می کند که زوج ها مشتاق کمک به دیگران هستند.
من قسمت های مهم را با رنگ زرد برجسته کرده ام.
قسمتی را که می خواهید حذف کنید برجسته کنید.
من موهایم را هایلایت می کنم
این شامپو برای موهای پر شده یا هایلایت شده ایده آل است.
This case emphasizes/highlights the importance of honest communication between managers and employees.
این مورد بر اهمیت ارتباط صادقانه بین مدیران و کارکنان تاکید می کند.
Effective communication skills are essential/crucial/vital.
مهارت های ارتباط موثر ضروری / حیاتی / حیاتی هستند.
It should be noted that this study considers only verbal communication. Non-verbal communication is not dealt with here.
لازم به ذکر است که این پژوهش فقط ارتباط کلامی را مد نظر قرار داده است. در اینجا به ارتباط غیرکلامی پرداخته نمی شود.
It is important to remember that/An important point to remember is that non-verbal communication plays a key role in getting your message across.
مهم است که به یاد داشته باشید که / نکته مهمی که باید به خاطر بسپارید این است که ارتباطات غیرکلامی نقش کلیدی در انتقال پیام شما دارد.
Communication is not only about the words you use but also your body language and especially/above all the effectiveness with which you listen.
ارتباط فقط در مورد کلماتی که استفاده می کنید نیست، بلکه زبان بدن شما و، به ویژه/بالاتر از همه، اثربخشی که با آن گوش می دهید نیز هست.
من می خواهم توجه را به نقش گوش دادن در ارتباط موثر جلب کنم.
کلمات خود را با دقت انتخاب کنید: به ویژه از زبان گیج کننده و مبهم خودداری کنید.
در نهایت، و شاید مهمتر از همه، شما باید یاد بگیرید که گوش دهید و همچنین صحبت کنید.
این حادثه متأسفانه تنها به نشان دادن اختلافات درون حزبی کمک کرده است.
او پرونده هری فار 25 ساله را که به دلیل بزدلی در سال 1916 اعدام شد برجسته کرد.
این زلزله آسیب پذیری بزرگراه های مرتفع را برجسته کرد.
نیازهای این کودکان به طور چشمگیری توسط گروه اقدام فقر کودکان برجسته شد.
مذاکرات صلح صرفاً شکاف بزرگ در تفاهم بین دو طرف را برجسته کرد.
این ارقام به وضوح تفاوت در استانداردهای زندگی جهانی را نشان می دهد.
این گزارش بر نیاز به بهبود ایمنی تاکید می کند.
اشتباهات املایی در متن با رنگ سبز مشخص شده بود.
نکات مهم این مسابقه پس از انتشار خبر نمایش داده می شود.
نکته مهم سفر ما به نیویورک رفتن به بالای ساختمان امپایر استیت بود.
این گزارش بر نیاز به افزایش بودجه تاکید می کند.
این مطالعه مشکلات روستایی مانند کاهش درآمد مزارع و فشارهای توسعه را برجسته کرد.
She highlighted the fact that growing numbers of people are looking for their money to be invested in a more socially responsible way.
او این واقعیت را برجسته کرد که تعداد فزایندهای از مردم به دنبال سرمایهگذاری پول خود در راه مسئولیتپذیری اجتماعی هستند.
حملات ارعاب هر دو طرف دیروز نیاز به صلح را برجسته کرد.
بلافاصله پس از جلسه، برجسته کردن نکات مهم در یادداشت های خود مفید است.
climax
به اوج رسیدن
اوج
acme
acme
culmination
اوج گیری
pinnacle
راس
apex
آپوتئوز
apogee
بهترین قسمت
apotheosis
ارتفاع
نقطه اوج
اجلاس - همایش
بالا
نقطه مرتفع
لحظه تاج گذاری
zenith
علامت آب بالا
قسمت به یاد ماندنی
crowning moment
بهترین بیت
به یاد ماندنی ترین قسمت
memorable part
برجسته ترین ویژگی
ne plus ultra
بستنی روی کیک
تاج
ne plus ultra
تاج پادشاهی
نصف النهار
crest
سر
crown
سنگ بنا
meridian
ظهر
capstone
crescendo
noon
noontime