cover
cover - پوشش
verb - فعل
UK :
US :
قرار دادن چیزی روی چیزی یا قرار گرفتن روی چیزی به منظور پنهان کردن، بستن یا محافظت از آن
اگر چیزی سطحی را بپوشاند، یک لایه روی آن تشکیل می دهد
شامل کردن یا پرداختن به موضوع یا گروه خاصی از چیزها
برای پیمودن یک مسافت خاص
در یک منطقه پخش شود
برای گزارش جزئیات یک رویداد برای یک روزنامه یا یک برنامه تلویزیونی یا رادیویی
اگر مبلغی هزینه چیزی را پوشش دهد، پرداخت آن کافی است
if your insurance covers you or your possessions, it promises to pay you money if you have an accident something is stolen etc
اگر بیمه شما را پوشش می دهد یا دارایی های شما را پوشش می دهد، به شما قول می دهد که اگر تصادف کردید، چیزی به سرقت رفت و غیره به شما پول پرداخت می کند.
برای محافظت از کسی با آماده بودن برای شلیک به هر کسی که به او حمله می کند
to aim a gun at a person or a place where people might be in order to prevent them from moving or escaping
هدف قرار دادن اسلحه به سمت شخص یا مکانی که افراد ممکن است در آنجا باشند تا از حرکت یا فرار آنها جلوگیری شود.
to stay close to a member of the opposing team or a part of the field in order to prevent your opponents from gaining points
نزدیک شدن به یکی از اعضای تیم مقابل یا بخشی از زمین برای جلوگیری از کسب امتیاز از سوی حریفان
برای اجرا یا ضبط آهنگی که در اصل توسط هنرمند دیگری ضبط شده است
قرار دادن چیزی روی، روی یا اطراف چیز دیگری، پنهان کردن، محافظت از آن یا بهبود ظاهر آن
گذاشتن پارچه، پتو و غیره به صورت آزاد روی چیزی به منظور پوشاندن آن
قرار دادن کاغذ، پلاستیک، پارچه و غیره محکم در اطراف چیزی به منظور محافظت، تزئین یا قرار دادن آن
to surround something completely so that it is difficult to see – used especially about darkness smoke and clouds
برای احاطه کامل چیزی به طوری که دیدن آن دشوار باشد - مخصوصاً در مورد تاریکی، دود و ابرها استفاده می شود
پوشیده شدن و پنهان شدن در مه، دود و غیره
چیزی که برای محافظت از آن بر روی چیز دیگری قرار می گیرد
قسمت بیرونی جلو یا پشت یک مجله، کتاب و غیره
پناهگاه یا محافظت در برابر آب و هوای بد یا حمله
the protection insurance gives you so that it pays you money if you are injured, something is stolen etc
بیمه حفاظتی به شما می دهد تا در صورت آسیب دیدگی، سرقت چیزی و غیره به شما پول پرداخت کند
حفاظت نظامی و پشتیبانی از هواپیماها، کشتیها و غیره که احتمال حمله وجود دارد
درختان و گیاهانی که به تعداد زیاد در یک قطعه زمین رشد می کنند
ابر، برف و غیره که تا حدودی آسمان یا زمین را پنهان می کند
an arrangement in which people do a job or provide a service especially because the people who normally do it are not there
ترتیبی که در آن افراد کاری را انجام می دهند یا خدماتی را ارائه می دهند، به ویژه به این دلیل که افرادی که به طور معمول آن را انجام می دهند آنجا نیستند
ضبط جدیدی از یک آهنگ، قطعه موسیقی و غیره که در اصل توسط هنرمند دیگری ضبط شده است
behaviour or activities that seem normal or honest but are being used to hide something bad or illegal
رفتار یا فعالیت هایی که طبیعی یا صادقانه به نظر می رسند اما برای پنهان کردن چیز بد یا غیرقانونی استفاده می شوند
something that is put on or over something else to protect it for example a piece of metal plastic or glass
چیزی که برای محافظت از آن روی یا روی چیز دیگری گذاشته می شود، مثلاً یک قطعه فلز، پلاستیک یا شیشه
لایه ای از چیزی یا ورقی از چیزی که چیز دیگری را می پوشاند
پوششی برای ظرفی مانند تابه یا جعبه
the thing that you put on top of a bottle tube or pen, in order to prevent the liquid or other things inside from coming out
چیزی که روی بطری، لوله یا خودکار قرار میدهید تا از خروج مایع یا چیزهای دیگر داخل آن جلوگیری کنید.
روی مرغ را آزادانه با فویل بپوشانید.
صورتش را با دستانش پوشاند.
دهانم را گرفتم تا خمیازه را خفه کنم.
برای پوشاندن (= پنهان کردن) عصبیتش خندید.
برف زمین را پوشانده بود.
بخش اعظم کشور پوشیده از جنگل است.
سر، بدن و دم آن کاملاً با خز قهوه ای پوشیده شده است.
سینه اش از کبودی پوشیده شده بود.
باد از صحرا وارد شد و همه جا را با ماسه پوشاند.
قارچ های خشک را با پوشاندن آنها در آب جوش برای چند دقیقه خیس کنید.
The steps were now completely covered with water.
اکنون پله ها کاملاً با آب پوشیده شده بود.
بازیکنان به زودی در گل فرو رفتند.
سخنرانی ها زمینه های زیادی را پوشش می دادند (= بسیاری از مطالب، موضوعات و غیره).
نظرسنجی تمام جنبه های کسب و کار را پوشش می دهد.
مقالات طیف گسترده ای از موضوعات را پوشش می دهند.
هر پادکست موضوع متفاوتی را پوشش می دهد.
تیم فروش مناطق شمالی کشور (= فروش به مردم آن منطقه)
آیا قوانین چنین موردی را پوشش می دهند (= آیا در مورد آنها اعمال می شود؟
نگران نباشید. I've got it covered (= با آن سر و کار دارم).
100 دلار باید هزینه های شما را پوشش دهد.
این نمایش به سختی هزینه های خود را تامین کرد.
والدین شما باید هزینه تحصیل شما را پوشش دهند.
تا غروب سی مایل را طی کرده بودیم.
آنها مدت طولانی راه رفتند و مقدار زیادی زمین را پوشانده بودند.
این ذخیرهگاه مساحتی در حدود 140 کیلومتر مربع را پوشش میدهد.
او کنفرانس سالانه حزب را پوشش می دهد.
بی بی سی تمام بازی های مهم این مسابقات را پوشش خواهد داد.
رسانه ها به طور مداوم از پوشش این خبر خودداری کرده اند.
من برای جین پوشش میدهم تا زمانی که او در مرخصی است.
من باید برای یک دقیقه بیرون بروم - اگر کسی بپرسد من کجا هستم، من را پوشش می دهید؟
آیا شما به طور کامل در برابر آتش سوزی و سرقت قرار دارید؟
covering
پوشش
بالا
کلاه لبه دار
lid
درب
hood
کاپوت ماشین
سقف
seal
مهر
stopper
درپوش
canopy
سایبان
plug
پلاگین
cork
چوب پنبه
bung
بانگ
stopple
متوقف کردن
spile
ریختن
closure
بسته
spigot
میخ
ferrule
فرول
shive
تکان دادن
peg
گیره
نکته
واد
wad
فلم
phellem
انسداد
occlusion
گوه
wedge
رولپلاک
dowel
پر كردن
filling
مناسب
fitting
چفت
latch
پیچ
bolt
obstruction
uncover
برملا کردن
در معرض گذاشتن
باز کن
برداشتن
آشکار ساختن
unwrap
باز کردن
unveil
رونمایی کند
uncloak
گشودن
unfold
درآوردن
unclothe
نقاب برداری
unmask
کفن زدن
unshroud
برای مشاهده باز است
در معرض دید قرار دهید
را به فضای باز بیاورند
به روشنی بیاورد
باز دراز بکش
نوار
کدر
رنگ زدایی
dull
سفید کردن
decolorize
پیوستن
whiten
ترکیب کردن
کندن